باسلام در رابطه با معاد گرایی از نگاه قرآن توضیح دهید؟وبفرمایید که معاد گرایی چه تاثیری بر زندگی انسان میتواند بگذارد؟
باور به معاد و قيامت، مهم ترين موضوعي است كه مي بايست همه انسان هاي موحد و توحيد گرا به آن معتقد باشند و تمام هدف پيامبران و اولياء خدا اين است كه مسير هدايت را به مردم بنمايانند و آنان را در اين راه هدايت كنند.
و گرنه اگر معادي در كار نباشد و قيامتي شكل نگيرد، همه موجودات خصوصا انسان ها در گذر زمان نيست و نابود خواهند شد و حال آن كه كيفيت زندگي در اين دنيا به گونه اي است كه با هر گونه پوچ گرايي مقابله مي كند و وجدان هاي سالم بهترين قاضي در تاييد و تاكيد اين باور مي باشند.
البته بحث دراين باره بسيار است و نمي توان در پاسخي كوتاه به همه جوانب اين موضوع بسيار مهم و به تعبيري ديگر، اساسي ترين موضوع در زندگي بشر پرداخت. با اين حال كتاب خدا در سوره حمد كه بخشي از نماز مي باشد، اين مسئله را ياد آوري كرده است. اين دعا و درخواست همه انسان ها است كه هنگام نماز مي خوانند"اهدنا الصراط المستقيم" يعني اي خداي بزرگ! ما را به راه راست هدايت كن! خوب معلوم است كه از اين جمله پر معنا مي فهميم كه ما در مسيري قرار داريم كه از يك مبدأ كه همان ابتداي آفرينش ما است آغاز و تا به انتهاي راه كه به مقصد نهايي ختم مي شود قرار داريم و آن مقصد همان معاد است و از خدا مي خواهيم ما را در راهي مستقيم كه به معاد مي رساند هدايت و ياري كند، پس اين درخواست بايد به شكل باوري در اعماق جان و روح ما شكل بگيرد. تا نتيجه دل خواه به دست آيد.قرآن بهترين تشويق كننده بشر به جهان آخرت است و همواره اين نكته را به انسان ها گوشزد مي كند كه دنيا دار قرار نيست و به معاد و قيامت بينديشيد.
دراين كتاب و در ضمن آياتي فراوان به موضوع قيامت ومسايل مربوطه از جمله آيات، سوره آل عمران، آيه 1852.سوره نساء، آيات 87 و 141،سوره انعام، آيه 12، سوره اسراء، آيه 13، سوره طه،آيه 124، سوره ممتحنه،آيه 3 و ديگر آيات الهي اشاره شده است كه مي توان مراجعه كرد.
به هر حال، عقيده به زندگي پس از مرگ(معاد) و اعتقاد به كيفر و پاداش اعمال، نقش بزرگي در آرامش رواني و امنيت اجتماعي دارد كه آرامش رواني، اثر فردي، و امنيت اثر اجتماعي آن است.
بشر هر چند در پرتو قدرت صنعت و تكنيك، به برترين اكتشافات اعجاب آور رسيده است، ولي در برابر اين پيروزي چشمگير علمي، به آرامش رواني كه زير بناي يك زندگي سعادت مندانه را تشكيل مي دهد، نه تنها دست نيافته، بلكه به موازات پيشرفت صنعت و دانش هاي مادي، مشكلات رواني وي افزايش يافته است.
اعتقاد به معاد، اثرات نامطلوب دنيا گرايي را خنثي مي كند، زيرا اولا در مكتب اعتقاد به خدا و معاد، دنيا و تمام وسائل زندگي آن، به عنوان وسيله ارزش دارند، نه هدف، يعني آن ها براي انسان ها ساخته شده اند، نه انسان ها براي آن ها، بنابر اين دليل ندارد كه انسان در خود چنين اشتهاي كاذبي را پديد آورد و حرص و آز خود را روزافزون سازد، سپس گرفتار اثرهاي نامطلوب و واكنش هاي روحي آن گردد.
انسان با ايمان، زندگي جهان را معبر و گذرگاهي بيش نمي داند، اگر در اين گذرگاه وسيله لذت بيشتر تأمين نگردد، هرگز ناراحت نمي شود و پيوسته به زندگي جاوداني مي انديشد، نه زندگي موقت.
ثانيا اديان در تعاليم خود، كيفرهاي سخت براي گروه متجاوز و اسراف گر و حد و مرزنشناس، تعيين كرده است. انديشه جزاهاي اخروي، ريشه هر نوع آرزوهاي باطل و گرايش هاي بي حد و حساب را مي سوزاند و دست انسان را در آلودگي به دنيا در محدوده خاصي آزاد مي گذارد. در قلمرو زندگي چنين انسان معتقد به معاد، عوامل آزار دهنده كمتر پيدا مي شود.
اعتقاد به معاد، مشكل مصائب و شدايد را به گونه اي روشن حل كرده است، زيرا گذشته از اينكه حوادث جهان، نتيجه تقدير خداوند حكيم است ،هر نوع صبر و بردباري در برابر مصائب داراي پاداش بزرگ نيز مي باشد. همين پاداش بزرگ مصيبت ها را در نظر انسان كوچك و سبك جلوه مي دهد.
در مكتب اعتقاد به معاد، مسئله اي به نام انديشه فنا وجود ندارد. در نظر پيرو اين مكتب، رشته زندگي پس از مرگ گسسته نمي شود، و مرگ دروازه ابديت و فرشته اي كه مأمور گرفتن جان ها است، پاسدار آن مي باشد، انسان بايد براي زندگي پس از مرگ، توشه اي بيندوزد و از عواملي كه مايه ناراحتي در سراي ديگر است، بپرهيزد.
آثار سازنده معاد در قرآن
قرآن در يك آيه، نظريه دو گروه (مادي و الهي) را درباره معاد منعكس مي كند.در مفاد اين دو نظر، دقت كنيم:
1 ـ" قال الذين كفروا لا تاتينا الساعة؛ قل بلي و ربي لتأ تينّكم عالم الغيب لا يعزب عنه مثقال ذرة في السموات و لا في الارض و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا في كتاب مبين"(1)
يعني:كفار گفتند كه قيامتي نخواهد آمد. بگو، سوگند به خدايم رستاخيز خواهد آمد. اوست آگاه از غيب حتي اندازه سنگيني ذره اي در آسمان ها و زمين و نه از آن كوچك تر و نه از آن بزرگ تر نزد او پنهان نيست. همگي در كتاب روشني مضبوط مي باشد.
كدام يك از اين دو مكتب مي تواند به اجراي قوانين و تحكيم عدالت اجتماعي و حفظ حقوق همنوعان كمك كند؟ آيا آن مكتبي كه مي گويد:
جهان، صاحب و خدايي دانا، توانا، عادل و دادگر ندارد و پس از مرگ، براي اعمال او حساب و كتابي در كار نيست؛ يا مكتبي كه مي گويد هر عملي هر چند كوچك باشد، در روز بازپسين حساب و كتابي خواهد داشت؟
برخي انديشمندان آثار اعتقاد به معاد را در موارد ذيل بر شمرده اند:
1 - ايمان به خدا و حكمت و عدالت او بدون باور به معاد كامل نميگردد.
2 - اعتقاد به معاد به زندگي انسان معنا ميدهد. زندگي اين جهان را هدفمند ساخته و از پوچي در ميآورد.
3 - باور به معاد روند تكاملي زندگي را در مسير روشني قرار ميدهد.
4 - ايمان به معاد ضامن اجراي تمام قوانين و دستورهاي الهي، و انگيزه اصلي تهذيب نفس، احقاق حقوق، عمل به تكاليف، ايثار شهيدان و جانبازي فداكاران است. انسان را حسابگر خويش ميسازد.
5 - اعتقاد به معاد، روح دنياپرستي را (كه اساس تمام خطاها و جنايات است) تضعيف ميكند و دنيا را از صورت يك هدف نهايي بيرون آورده، تبديل به يك وسيله براي رسيدن به سعادت جاويدان ميسازد.
6 - باور معاد، انسان را در برابر مشكلات و سختيها نيرو ميبخشد. چهره وحشتانگيز مرگ را كه بر افكار انسانها سنگيني ميكند و آرامش را از آنها سلب كرده، تغيير ميدهد. آن را از مفهوم فنا و نيستي بيرون آورده، به دريچهاي به سوي جهان بقا معرفي ميكند.
7 - اعتقاد به معاد (به اضافه ايمان به مبدأ عالم هستي) خط فاصل فرهنگ خداپرستان و بي دينان به شمار ميآيد.(2)
پي نوشت ها:
1. سوره سباء،آيه 4 و 5.
2. ر ك، مكارم شيرازي ناصر، پيام قرآن، قم، انتشارات مدرسه امير المومنين،سلام الله عليه،سال 1369 ه ش، چاپ اول، ج5، ص17 به بعد و سبحاني تبريزي جعفر، منشور جاويد، قم، انتشارات توحيد، سال 1360 ه ش، ج9، ص 19 به بعد.






