سلام. ممنون میشم پاسخ سوالم رو هرچه زودتر بهم پیامک بدید یا ایمیل کنید.
من بیست و یک سالمه، و میخوام ازدواج کنم. اما پدرم به صورت غیر منطقی با این ازدواج مخالفه. من نمیتونم در دفتر ثبت ازدواج این اجازه رو داشته باشم که ازدواج کنم؟ اخه چرا؟ چرا این حق طبیعی از ما گرفته شده؟ من باید چیکار کنم؟
اگه راهی وجود داره اون راه در چه صورت صدق میکنه ؟ شرایط خاصی داره؟
پدر من از دوران جوانی و قبل از دنیا امدن ما، معتاد بودن و همیشه هرپولی دراوردن دود کردن به هوا. و ماهمیشه در فقر و تنگدستی بودیم. همیشه. من در بهترین دانشگاه ایران(دانشگاه تهران) قبول شدم اما شدیدا پشیمونم که چرا رفتم اونجا. بین یه مشت ادم پولدار خانواده دار . که قیمت یه لنگه کفششون اندازه مخارج سالیانه خانواده ماست.
امسال درسم تموم میشه و میخوام با یکی از استادام که بسیار بهش اعتماد دارم و ادم بسیار خوش نامی در تهران هست ازدواج کنم و به کانادا برم. منتها اختلاف سنی بین من وایشان بیست ساله. خاطره یه عمر بدبختی و نداری من با این ازدواج تموم میشه. من میخوام با ایشان ازدواج کنم. اما پدرم اصلا اجازه نمیده. نظر پدرم ازدواج با پسر مردی هست که عین خودشه و واسش مواد میاره. منفعت خودشو در نظر میگیره. شما حساب پدری رو ایشون نکنید. من اگه بمونم خونه پدرم بدبخت میشم بیچاره میشم. میشم عین مادرم با هفت تا بچه یه شوهر بیکار معتاد که مادرم بره خونه این و اون کار کنه.
...
اما این اقا مرد هیز یا هوسرانی نیست میخواد با این ازدواج من اقامت کانادا رو داشته باشم اخه خودش اقامت اوجارو داره. و زندگی خیلی مرفهی هم در تهران هم در اونجا داره.
من برای کارای قانونی و دادگاهی باید چیکار کنم؟ چیکار کنم که دفتر ثبت ازدواج اجازه بده؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر گرامي؛ پيش از پاسخ به سوال شما به نكات ذيل توجه كنيد
1. توصيه هميشگي ما اين است كه: اگر انديشه ازدواج با كسى را در سر مى‏پرورانيد، قبل از ابراز علاقه به وى، درباره معيارهاى ازدواج و شرايط همسر ايده‏آل شناخت كافى پيدا كنيد. بدين منظور مى‏توانيد از راهنمايى‏هاى افراد با تجربه و خبره و مشاوران مورد اعتمادتان و يا از كتاب‏هاى زير كمك بگيريد: جوانان و انتخاب همسر، علي اكبر مظاهري، انتشارات پارسيان- انتخاب همسر، ابراهيم اميني- مشاوره قبل از ازدواج، حسن ملكي- چرا ازدواج موفق، چرا ازدواج ناموفق، گاتمن.
2. افرادي كه سعي مي كنند قبل از ازدواج درمورد همسرشان مطالعه نمايند و همسري بيابند كه از نظر روحي متناسب با خودشان باشد، بخشي از مشكلات بعد از ازدواج و تربيت فرزندانشان را حل كرده اند. در غير اينصورت مشكلاتي را كه مي توانستند قبلا حل كنند به بعد از ازدواج موكول كرده و آن مشكل را حفظ مي كنند.
3. متأسفانه معمولا در انتخاب همسر به خوب بودن عرفي اكتفا مي شود و به كفوء بودن دختر و پسر توجه كمتري مي كنند. در حالي كه محور معيارهاي انتخاب همسر، همين هم كفوء بودن است. (هم كفوء بودن يعني: تناسب، هماهنگي، همتايي، همشأني، سنخيت، همطرازي بين دختر و پسر و به اصطلاح با هم جور در آمدن زن و شوهر).
4. همتايي فرهنگي: عشق تنها، رابطه را ماندگار نمي كند؛ بلكه رابطه به سازگاري فرهنگي هم نياز دارد. تفاوت فرهنگي فقط در مورد اينكه كجا به دنيا آمده ايم نيست، كه به آن اهميت ندهيم، فرهنگ در تمام صحنه هاي زندگي اثرگذار است. باورهاي معنوي، اجتماعي، روشن فكري، احساسات، ارزشها، چگونگي تربيت بچه ها، عادتها، همه به تفاوت فرهنگي وابستگي دارند. بسيار سخت است، كه با هم بنشينيد و در بعضي چيزها توافق كنيد و همان راه را برويد. قطعا موقع انتخاب راه، تفاوت فرهنگي آن را جهت دهي مي كند و در بهترين شرائط، موجب تنشهايي در رابطه شما خواهد شد. در رابطه با وجود يا عدم وجود همتايي فرهنگي ميان دو خانواده تحقيق بيشتري كنيد.
5. همتايي طبقاتي: تفاوت تمكن مالي اگر زياد نباشد، اشكالي ندارد؛ اما اگر فاصله زياد باشد؛ به گونه اي كه از دو طبقه ثروتمند و كم بضاعت باشند، مشكلاتي را فراهم خواهد آورد. مثلا اگر پسر و خانواده اش ثروتمند باشند، دختر با ديدن نزديكان او احساس حقارت خواهد كرد. اين در صورتي است كه تحقير و سرزنشي در كار نباشد كه اگر چنين شود، رنج ها افزون تر خواهد شد. البته مطلوب اين است كه وضعيت مالي پسر بهتر باشد تا زندگي به كام دختر شيرين تر شود.
6. كفويت سني: كفوء بودن از نظر سني تفاوت سني است نه تساوي سني. به اين معنا كه در بهترين شرائط، مرد بايد چند سال از زن بزرگتر باشد. به اعتقاد روانشناسان مسلمان، تفاوت سني بين دختر و پسر از 3 تا 8 سال بلامانع است.
7. در مواردي والدين مي دانند كه فرزندشان تحت تاثير عواطف و احساسات جواني كرو كور شده و دارد تصميم اشتباهي مي گيرد و با كسي ازدواج مي كند كه همتايش نيست و به احتمال بسيار، نتيجه اش جدايي و يا سوختن و ساختن تا آخر عمر خواهد بود. در اين صورت مخالفت، مقاومت و سخت گيري آنان نه تنها بد نيست كه نيكو و بجا هم هست.
8. در مواردي هم والدين با خواستگار دخترشان يا كسي كه پسرشان به او علاقه مند است و شرايط مطلوب نسبي را هم دارد، بدون دليل موجه مخالفت مي كنند؛ براي مثال به اين دليل كه خوب احوالپرسي نكرد. گاهي به سبب حب و بغض ها است. پدر مي گويد: چون از نزديكان مادر است، و مادر مي گويد: چون با خانواده پدر ارتباط فاميلي دارد. گاهي به دليل تعصب هاي بيجا است؛ و گاهي سليقه شخصي خود را ملاك قرار مي دهند و مي گويند: چون به دلم ننشست يا عللي از اين قبيل.
9. توجه داشته باشيد كه هيچ يك از اين علل، علل موجهي نيست و مخالفت والدين با ازدواج فرزندشان منطقي نخواهد بود. با اين حال بايد توجه كرد كه در ازدواج دختر، اجازه پدر يا جد پدري لازم است؛ يكي از دلايل نياز دختر به اجازه پدر هم به شدت عواطف دختر مربوط مي شود؛ زيرا غالبا دختران جوان بر اساس احساسات تصميم مي گيرند.
خواهر گرامي؛ بنابر نظر مقام معظم رهبري (مرجع تقليد شما) اگر پسر، شرعا و عرفا كفو و همتاي دختر باشد، اجازه پدر لازم نيست. در اين زمينه بايد خودتان قضاوت كنيد كه آيا از اين لحاظ مشكلي نداريد؟ آيا جهاتي كه در نكات بالا از لحاظ كفويت و مواردي مثل آن گفته شد در مورد اين ازدواج صدق مي كند؟ قضاوت با شما. اما در رابطه با منع قانوني هم اين نكته وجود دارد كه در صورتي كه دختر در دادگاه بتواند با دلائل محكم ثابت كند پدرش به رغم خواستگاران فراواني كه دارد مخالف ازدواج اوست؛ يا پدرش به دلائلي مانند اعتياد و ... صلاحيت تصميم گيري را ندارد؛ و تمامي شرايط كفويت مهياست، امكان اجازه دادگاه مهيا مي شود.
در هر صورت به شما توصيه مي كنيم كه در مورد استاد خودتان(با وجود همه خوبي هايي كه از او ياد كرديد) محتاطانه تر برخورد كنيد. بي ترديد اين استاد (بلحاظ تجربه سني و علمي كه دارد) بخوبي مي داند كه هيچ راهي براي گرفتن مجوز خروج شمااز كشور ندارد. بنابراين عجيب است كه شما را در برزخي نگه داشته و با دادن وعده هايي شما را به ازدواج با خودش ترغيب كرده.
مهم تر اين كه ما از وضعيت تاهل ايشان اطلاع نداريم تا مشكلاتي كه اينگونه ازدواج ها بهمراه دارند را نيز مطرح كنيم. لذا از شما مي خواهيم براي دريافت يك مشاوره كامل و همه جانبه، با متخصصين اين مركز (09640 بخش مشاوره تلفني) تماس بگيريد.
بايد توجه داشته باشيد كه احتمالا فضاي تهران و حس بدي كه در مورد كمبودهاي اقتصادي و يا عاطفي در شما به وجود آورده، عامل اصلي تصميم به ازدواج با اين فرد شد باشد. بايد قبول كرد كسي كه با اين حس، تن به ازدواج با فردي پولدار با اختلاف سني بالا را مي دهد ديري نمي پايد كه از كرده خود پشيمان و مشكلات او در آينده بيشتر و بيشتر خواهد شد. در صورت امكان تا مدتي فضاي زندگي خود را تغيير دهيد. از تهران فاصله بگيريد. قطعا با موقعيت علمي كه داريد خواستگاران خوب و ويژگي هاي شايسته تري خواهيد داشت.
سفر به كانادا و زندگي در اين كشور شما را وسوسه نكند. بوده اند افرادي كه با وعده هاي اقامت و غيره در دام كلاهبردان و شيادان گرفتار شدند. باز هم تاكيد مي كنيم كه ما قادر به قضاوت در مورد شخصيت استادتان نيستيم و لازم مي دانيم كه با تفكر بيشتري دست به انتخاب بزنيد.
همانطور كه گفتيم اگر پدر شما اصرار در ازدواج با پسري داشت كه شما تمايل به ازدواج با او را نداشتيد مي توانيد با او مخالفت و حتي از او شكايت كنيد. بهچوجه خود را دست و پا بسته فرض نكنيد. شما مي توانيد با رعايت شرايط كفويت چشم انتظار همسري شايسته تر باشيد. شما مي توانيد با درس گرفتن از زندگي ناسالم پدر، سختي كشيدن هاي مادر، زندگي فقيرانه آنها، زندگي بهتري براي خود و همسر آينده تان رقم بزنيد. هيچ توجيهي نمي تواند شما را از اميد به آينده اي روشن تر، نا اميد كند.

موفق و موید باشید