بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
با توجه به خطبه 91 نهج‌البلاغه، «فَلَمَّا مَهَدَ أَرْضَهُ، وَ أَنْفَذَ أَمْرَهُ، اخْتَارَ آدَمَ، عَلَیْهِ السَّلامُ، خِیرَةً مِنْ خَلْقِهِ، وَ جَعَلَهُ أَوَّلَ جِبِلَّتِهِ، وَ أَسْکَنَهُ جَنَّتَهُ، وَ أَرْغَدَ فِیهَا أُکُلَهُ، وَأَوْعَزَ إِلَیْهِ فِیمَا نَهَاهُ عَنْهُ، وَ أَعْلَمَهُ أَنَّ فِی الإِقْدَامِ عَلَیْهِ التَّعَرُّضَ لِمَعْصِیَتِهِ، وَ الْمُخَاطَرَةَ بِمَنْزَلَتِهِ ...»، از عبارت «فَلَمَّا مَهَدَ أَرْضَهُ» مي‌توان دريافت حضرت آدم سلام الله عليه در بهشت زمين و دار تكليف بوده و از «أَعْلَمَهُ أَنَّ فِی الإِقْدَامِ عَلَیْهِ التَّعَرُّضَ لِمَعْصِیَتِهِ» مي‌توان دريافت كه ايشان مرتكب معصيت و نه ترك اولي شده‌اند.
1. آيا اين‌گونه نيست؟
2. اساسا اعتقاد به اينكه پيامبران ممكن است دچار عصيان شده و فورا توبه كنند چه لطمه‌اي به مقام آنان مي‌زند؟
متشكرم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم عقل به روشني در مي يابد كه اگر پيامبر و ائمه مصون از خطا و اشتباه نباشند و گفته‌ها و كردار آنان معصومانه نباشد و احتمال لغزش و خطا در گفته‌هاي آنان وجود داشته باشد، نه تنها اعتبار و اعتمادي به سخن آن ها نخواهد بود، بلكه دعوت به ضد آنچه مي‌گويند و عمل مي‌كند، تلقي خواهد شد. در نتيجه هدف و غرض دعوت آن ها به دست نمي‌آيد و اين بر خلاف حكمت و عقل است.
يكي از اهداف ارسال پيامبران تربيت و تزكيه مردم است. اين اهداف به صورت كامل محقق نمي‌شود مگر آن كه پيامبر سرمشق علمي و عملي و عيني باشد، حال اگر پيامبري اهل فسق و فجور و ارتكاب معاصي و دروغ باشد، حتي احتمال خطا و اشتباه در گفتار و رفتار او برود، نه تنها نقش يك مربي الهي را از دست مي‌دهد، بلكه عملاً سبب تشويق مردم به گناهكاري مي‌شود.
جواز و امكان دروغ و گناه و پيروي از هواي نفس و شيطان از سوي آن ها نه تنها با غرض بعثت ناسازگار است، بلكه با حكمت متعالي الهي سازگاري ندارد. عقل در درك و اثبات اين مسئله كاملاً توانا است و به آساني ثابت مي‌كند كه پيامبر و ائمه از هر گونه عيب ونقص معصوم‌اند.(1)
پس به حكم عقل كسي كه مي خواهد از جانب خدا واسطه بين خدا و خلق شود و مطاع خلايق گردد، بايد كسي باشد كه همه اعمال و رفتار و گفتارش مورد رضاي خدا باشد و خدا از شرك و ظلم و گناه راضي نيست پس او بايد از اينها به دور باشد.
بنا بر آيات قرآن، پيامبران برگزيدگان، مصطفاها و مجتباهاي خدا هستند (2) يعني خدا آنان را از بين خلايق پسنديده و برگزيده و به خود اختصاص داده است و برگزيده و محبوب و جدا شده خدا، اهل گناه و خطا نيست.
در آيه ديگر مي فرمايد:
لا يزال عهدي الظالمين(3)
عهد من (نبوت و امامت كه عهد و مسئوليتي است كه من به به دوش بعضي مي گذارم و افرادي را براي تحمل آن بر مي گزينم) به ظالمان نمي رسد.
كسي كه امر مولوي خدا را به هيچ مي گيرد و آگاهانه از آن سر مي پيچد، با خدا به نزاع برخاسته و چنين كسي سزاوار واگذاري عهد نبوت و امامت نيست.
با توجه به اين استدلال هاي محكم و بديهي معلوم مي شود حضرت آدم كه بر گزيده خدا و پيامبر بوده، قطعا مرتكب معصيت نشده است و منظور از عصيان كه در قرآن (4) و روايات به ايشان نسبت داده شده، گناه اصطلاحي نيست، بلكه ترك اولي است.
بله آدم از درخت نهي شد، ولي نهي مولوي نبود. بلكه ارشاد بود. خدا به او فرمود اگر از اين درخت نخوري، براي هميشه در بهشت خواهي بود و در اينجا گرفتار گرسنگي، تشنگي، برهنگي و ... نمي شوي ولي اگر از اين درخت بخوري، از بهشت رانده مي شوي و گرفتار مشقات دنيوي مي گردي. (5) حضرت آدم هم به عنوان مخالفت با امر خدا و سرپيچي از فرمان او از درخت نخورد، بلكه شيطان مطرح كرد كه اگر از اين درخت بخوري از جاويدانان خواهي شد و براي او و همسرش قسم خورد و آدم هم كه نديده بود و باور نمي كرد كسي به دروغ قسم بخورد، با توجه به قسم او باور كرد و خواست با خوردن از اين درخت بين سعادت بهشت و جاويد بودن جمع كند.
بنا بر اين او گر چه مرتكب ترك اولي شد، ولي مرتكب گناه نشد و عزم بر عصيان نداشت. علاوه اين كه هنوز او به زمين و دار تكليف هبوط نكرده بود. با خوردن از درخت، از بهشت برزخي و دنيايي هبوط كرد و به دنيا آمد و تكليف و امر و نهي مولوي و تشريعي از آن به بعد شروع شد.
پي‌نوشت‌:
1. آموزش كلام اسلامي، ج 2، ص 75، نشر طه، قم، 1383 ش.
2. آل عمران(3)آيه 33؛ اعراف(7)آيه 144.
3. بقره(2) آيه124.
4. طه(20) آيه121.
5. همان، آيه 118-119.

موفق و موید باشید