از کجا اثبات میشود که در آیه ی تطهیر،منظور از اهل بیت،منظور خانواده ی حضرت علی(علیه السلام) است؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به دلايل فراواني اين آيه بر خلاف آيات قبل و بقيه آيه - كه بعد از اين عبارت آمده و خطاب به همسران رسول خدا است - نه خطاب به آنان است و نه در شأن آنان. از جمله :
1. در اين عبارت بر خلاف آيات قبل و بعد، مخاطب فرق كرده است. در آيات قبل و بعد به يقين مخاطب همسران رسول خدايند؛ زيرا با صراحت از آنان نام برده:
"يا ايها النبي قل لازواجك ان كنتن تردن..." . (آيه28)
"يا نساء النبي من يات منكن ..." . (آيه 30)
يا نساء النبي لستن كاحد ..." . (آيه32)
در تمام اين چند آيه (28-34) افعال و ضماير و اسماء اشاره و موصول ها، همه براي جمع مونث است و مرجع همه، زنان پيامبر مي باشد . ولي به ناگاه در عبارت : "انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا" ؛ فعل و ضماير، جمع مذكر (عنكم، يطهركم) مي شود و در آيه بعد از اين عبارت (كه اخر آيه 33 قرار گرفته) دوباره به همان روال سابق بازگشته و ضماير و فعل ها و ... براي جمع مؤنث مي آيد.
با توجه به اين تغيير مخاطب و سياق معلوم مي شود كه مخاطب اين آيه همسران پيامبر نيست.
2. دليل اصلي كساني كه اين عبارت را در شأن همسران رسول خدا مي دانند، قرار گرفتن اين عبارت در بين آيات و عباراتي است كه در مورد همسران رسول خداست و اين استدلال زماني محكم و قابل اتكا است كه ثابت شود اين عبارت در ضمن آن آيات و با آن ها نازل شده؛ ولي اگر اين عبارت در ضمن اين آيات نازل نشده و در جريان ديگر نازل شده و بعد به امر رسول خدا به جهت مصالحي كه ما هم شايد ندانيم، در اينجا قرار گرفته باشد، ديگر نمي توان مخاطب اين عبارت را با مخاطب آيات قبل و بعد يكي دانست.
هيچ دليل قابل اتكايي وجود ندارد و ارائه نشده كه نشان دهد اين عبارت با آيات قبل و بعد نازل شده باشد ، جز بودن اين آيه در ضمن آيات مربوط به همسران (سياق موجود) كه آن هم كافي نيست ؛ زيرا سياق موجود به دستور پيامبر (ص) بنا به مصالحي كه خدا و رسولش مي دانند، شكل گرفته است.
3. روايات صحيح و معتبر فراواني از طريق سني و شيعه در دست است كه دلالت دارد اين عبارت در واقعه اي جداگانه نازل شده و بعدا در ضمن اين آيات قرار گرفته است. با وجود اين روايات فراوان نمي توان بدون اعتنا به آن ها و فقط با توجه به سياق موجود نظر داد و حكم كرد.
4. اگر اين عبارت در ضمن همين آيات هم نازل شده باشد ، با توجه به تغيير لحن اين عبارت با لحن آيات قبل و بعد در مرجع ضماير و صيغه افعال، در اين عبارت اجمال و ابهام پيش مي آيد كه آيا مرجع همان مرجع ضماير قبل و بعد يعني همسران رسول خداست يا مرجع غير از آن ها است؟ اين ابهام بنا بر اين كه: اين عبارت در ضمن آن آيات نازل شده باشد، از همان زمان نزول وجود داشته و مخاطبان اوليه قرآن يعني اصحاب رسول خدا با اين ابهام مواجه شده اند. حالا با توجه به اين كه مسلمانان بايد اجمال و ابهام هاي قرآن را از رسول خدا بپرسند و نمي توانند و حق ندارند با اجتهاد و برداشت خود آن را تفسير و تبيين كنند، آيا مسلمانان صدر اسلام اين ابهام را از رسول خدا پرسيده اند؟ آيا حديث صحيح و معتبري از رسول خدا وجود دارد كه اهل بيت را به همسران تفسير كرده باشد؟
5. رسول خدا به صراحت آيات قرآن، وظيفه تفسير و تبيين و تعليم قرآن را داشته است. اهل بيت يك فرد هم افراد فراواني مي توانند باشند از جمله: همسر يا همسران، پدر و مادر كه با او زندگي مي كنند و تحت تكفل او هستند، فرزندان، خواهر و برادر و خويشاونداني كه در خانه او زندگي مي كنند و تحت تكفل او هستند ، غلامان و كنيزاني كه ملك او و از افراد خانواده اش به حساب مي آيند و...، حتي بعضي از اين ها به طور طبيعي گاهي جزء اهل بيت هستند و گاهي نيستند؛ مثلا همسران تا زماني كه در قيد همسري باشند، جزء اهل بيت شمرده مي شوند ، ولي وقتي طلاق داده شوند، ديگر جزء اهل بيت نبوده و از اهل بيت فرد خارج مي شوند. حتي افرادي مانند فرزند كه ارتباط خويشاوندي طبيعي و تغيير ناپذير دارند، به بيان قرآن وقتي در دين و رفتار و اخلاق، تابع فرد نباشد ، بلكه رفتار و منش متناقضي برگزيده باشد، ديگر جزء اهل بيت فرد شمرده نمي شوند. مگر اين قرآن نيست كه فرزند نوح را جزء اهل بيت او نمي شمارد و مي فرمايد: «انه ليس من اهلك »؟! (1)
بنا بر اين با توجه به موارد فوق نمي توان به صرف وجود رابطه سببي و نسبي و جزو افراد خانواده بودن، كسي را جزء اهل بيت پيامبر شمرد و هيچ ملاكي در اين مورد قطعيت ندارد و رسول خدا به عنوان مفسر و مبين و معلم قرآن بايد خودش افراد اهل بيت را معرفي كند و اگر معرفي نكند، مردم را در حيرت و ابهام واگذارده كه اين هم محال است. بايد كساني كه اين عبارت را در مورد همسران رسول خدا مي شمارند، سخن قطعي از رسول خدا بر اين تفسير ارائه دهند . محال است پيامبر كه مبين و مفسر قرآن است اين آيات را توضيح نداده و مصداق هاي اهل بيت را معرفي نكرده و مردم را در حيرت گذاشته باشد.
6. اين آيه داراي حرف حصر : "انما" است و به صراحت اعلام كرده كه خدا فقط اراده كرده كه اهل بيت مطهر باشند در حالي كه در آيه 5 مائده خطاب به همه مؤمنان در مورد فلسفه تشريع احكام مي فرمايد: « يريد ليطهركم و يتم نعمته عليكم» .
بنا بر اين اراده تشريعي خدا بر تطهير، اراده اي است عمومي در حالي كه اين اراده خاص است و بر افرادي خاص تعلق گرفته است و وقتي اراده تشريعي نشد، پس اراده تكويني است كه تخلف ناپذير است و كساني كه مورد اين اراده باشند، پاك و معصوم هستند و جز خدا و پيامبر چه كسي مي تواند تشخيص دهد كه اين موهبت به چه كساني تعلق گرفته است؟
اگر اراده ي تكويني است ، پس افرادي كه مورد اين اراده هستند بايد معصوم و پاك از گناه و خطا و اشتباه باشند در حالي كه همسران پيامبر معصوم از خطا و اشتباه نبودند.
7. روايات فراوان و معتبري از رسول خدا در تفسير اين آيه از طريق شيعه و سني رسيده و در همه آن ها بيان شده كه رسول خدا عباي خود را بر سر چند نفر معين كشيد و آنان را اهل بيت خود معرفي كرد و افراد ديگر از جمله دو نفر از همسران رسول خدا (ام سلمه و عايشه) كه شاهد اين جريان بودند، با اصرار تقاضا داشتند كه در زمره آنان در زير كساء قرار گيرند ، ولي رسول خدا با قاطعيت تقاضاي آنان را رد كرد و انحصار اهل بيت در اين چند نفر را اعلام كرد.
با وجود اين روايات كه فراوان و معتبر هم هستند، نمي توان همسران را جزء اهل بيت شمرد و فقط پيامبر و اهل بيت او يعني فاطمه ، علي و فرزندان معصومشان مصداق اهل بيت هستند.
پي نوشت ها:
1. هود (11)، آيه 46.

موفق و موید باشید