با سلام من زمانی از انجایی که میدانستم قران معجزه است خیلی عاشق این شده بودم که مطالبی را که اعجاز علمی در قران هست را مطالعه کنم و از انجایی که نه در تلویزیون و نه در مدارس و نه در دانشگاه هیچکس در این مورد صحبت نکرده بود من در اینترنت یک مقاله با عنوان اعجاز علمی قران از اقای هارون یحیی مصری پیدا کردم که در ان حدود 170 نکته ی علمی قران را ثبت کرده بود و من از ان مقاله خیلی خوشم امد و چون می خواستم مطمئن شوم که این مطالب معجزه است دوست داشتم که یک کتابی حتی گسترده تر از مقاله هارون یحیی در شیعه اثنی عشری موجود باشد ولی متاسفانه من از یک سایت پاسخگویی دینی خواستم که یک کتاب کامل درمورد اعجاز علمی برایم معرفی کند و ان سایت هم کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قران از اقای رضایی اصفهانی را به من معرفی کرد و من هم با اشتیاق 2جلد کتاب این اقا را مطالعه کردم و در اخر چیزی که نصیبم شد تنها این بود که در قران فقط 10 نمونه, اعجاز نه ظرافت علمی وجود دارد و از این 10 نمونه فقط 2نمونه ی ان نزدیک به اعجاز است, واقعا حالم از این کتاب و مولفش به هم خورد, واقعا چرا, جوانای ما تشنه ی اینطور حقایق قرانیند,تمام پیامبران امدند و تنها در وحله ی اول با اینگونه معجزات مردم را جذب دین حق کردند,حالا خداوند صراحتا می گوید که قران معجزه است ولی ما شیعیان فقط خواندن ان را یاد گرفته ایم و هیچکس این حقایق قرانی(معجزات) را صراحتا رو نمی کند,واقعا چرا,با توجه به اینکه علم خیلی از چیزها را ثابت کرده چرا کسی این معجزات قران را صراحتا رو نمی کند؟؟ باور کنید خیلی دلم در این زمینه پر است و حالم از شیعه به خاطر اینکه اینهمه در این موارد شل و بی حال است به هم می خورد,جوانان ما شیعیان فقط خوبه شعبده بازیهای کریستین انجل مسیحی رو نگاه کنند و در اخر هم دهانهاشون باز بیفته و بگن پیامبران هم حتما یکی از اینها بودن که مردمو گول زدن!!؟ خلیلی از شیعیان دلم پره حالا هم خواهش می کنم سرسرکی جواب این نامه منو ندهید چون این موضوع 3 سال که منو اذیت میکنه, حالا خواهش میکنم یک کتاب خوب به من معرفی کنید که از مقاله هارون یحیی بهتر باشه و اعجازات قران را اثبات کنه نه اینکه بگوید اینها ظرایف علمی قرانیند, و همچنین اگر می شود شما هم چندین اعجاز علمی قران را که معجزه باشد نه ظرافت علمی برایم بفرستید. ممنونم. خواهش میکنم سرسری جوابمو ندید. خیلی دلم در این مورد از شیعه پره...

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پاسخ اين دغدغه هاي شما را با مطالب مهمي كه در كتاب ارزشمند«پژوهشي در إعجاز علمي قرآن» آمده و شما از آنها غافل بوده ايد بيان مي كنيم.
قرآن معجزه جاويد پيامبر اسلام (ص) و دليل نبوت و راستگويى پيامبر است، يعنى دليل اعتبار اسلام است، ولى اعجاز قرآن، منحصر به إعجاز علمي قرآن نيست. بلكه إعجاز قرآن از جهات گوناگون اثبات شده است. از آن جمله: اعجاز در الفاظ، محتوا، عدم تناقض در مفاهيم آن، آهنگ قرآن، نفوذ آيات آن در دلها، پيشگوئي ها و اخبار غيبى قرآن ...
ولى اعجاز علمى قرآن، در قرنهاى اخير بين مفسران جايگاه ويژه‏اى يافته است؛ چون علوم تجربى تكامل يافت و رشد سريع نمود و رازهاى علمى قرآن را آشكار كرد و اين در حالى بود كه كتاب مقدس (تورات و انجيل) هر روز با پيشرفت علوم، عقب‏نشينى كرد و تحريفات آن برملا گرديد. از اين رو مفسران در موارد متعدد به اعجاز علمى قرآن (آياتى كه از قوانين و يافته‏هاى علمى بشر، در چندين قرن بعد خبر مى‏دهد) اشاره كرده‏اند و حتى دانشمندان اروپايى به ابعاد علمى قرآن، اعتراف نموده‏اند.(1)
تفسير علمى، يك روش تفسيرى است كه خود داراى روش هاى فرعى متفاوتى است كه بعضى سر از تفسير به رأى و شمارى منجر به تفسير معتبر و صحيح مى‏شود و همين مطلب موجب شده تا برخى تفسير علمى را بكلى رد كنند و آن را نوعى تفسير به رأى يا تأويل بنامند و گروهى آن را قبول نمايند و بگويند تفسير علمى، يكى از راههاى اثبات اعجاز قرآن است.
برخي افراد، با مسلم‏ پنداشتن قوانين و نظريات علوم تجربى؛ سعى كردند تا آياتى موافق آنها در قرآن بيابند و هر گاه آيه‏اى موافق با آن نمى‏يافتند، دست به تأويل يا تفسير به رأى زده و آيات را برخلاف معانى ظاهرى، حمل مى‏كردند. براى مثال، در آيه شريفه:«هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها »(2) «اوست خدايى كه همه شما را از يك تن آفريد و از او نيز جفتش را مقرر داشت» كلمه نفس را به معناى پروتون و زوج را الكترون معنا كردند و گفتند منظور قرآن اين است كه همه شما را از پروتون و الكترون كه اجزاى مثبت و منفى اتم است آفريديم و در اين تفسير حتى رعايت معناى لغوى و اصطلاحى نفس را نكردند!
اين‏گونه تفسير علمى، در يك قرن اخير، در مصر و ايران رايج شد و موجب بدبينى بعضى دانشمندان مسلمان، نسبت به مطلق تفسير علمى گرديد و يكسره تفسير علمى را به عنوان تفسير به رأى و تحميل نظريات و عقايد بر قرآن، طرد كردند. مفسر در هنگام تفسير بايد از هر گونه پيش داورى خالى باشد، تا بتواند تفسير صحيح انجام دهد و اگر يك نظريه علمى را انتخاب كند و بر قرآن تحميل نمايد، پا را در طريق تفسير به رأى گذاشته كه در روايات وعده عذاب براى آن داده شده است. اگر جنابعالي بدنبال چنين نكات علمي در قرآن هستيد و آنها را در كتب معتبر نمي يابيد بايد در رويكرد خود تجديد نظر نماييد نه اينكه زبان اعتراض نسبت به محققان بگشاييد.
البته تفسير علمي اگر به شيوه صحيح انجام بپذيرد مود قبول مي باشد. مفسر مي تواند با دارا بودن شرايط لازم و با رعايت ضوابط تفسير معتبر اقدام به تفسير علمى قرآن مى‏كند.
در اين شيوه مفسر سعى دارد با استفاده از مطالب قطعى علوم (كه از طريق دليل عقلى پشتيبانى مى‏شود) و با ظاهر آيات قرآن (طبق معناى لغوى و اصطلاحى) موافق است به تفسير علمى بپردازد و معانى مجهول قرآن را كشف و در اختيار انسان‏هاى تشنه حقيقت قرار دهد. اين شيوه تفسير علمى، بهترين نوع و بلكه تنها نوع صحيح از تفسير علمى است.
براى مثال آيه شريفه «وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها »(3) «خورشيد در جريان است تا در محل خود استقرار يابد» در زمان صدر اسلام كه نازل شد، مردم همين حركت حسى و روزمره خورشيد را مى‏دانستند به اين ترتيب از اين آيه، همين حركت را مى‏فهميدند؛ در حالى كه حركت خورشيد، از مشرق به مغرب كاذب است، زيرا خطاى حس باصره ماست و در حقيقت، زمين در حركت است از اين رو ما خورشيد را متحرك مى‏بينيم همان‏طور كه مسافر يك قطار خانه‏هاى كنار جاده را در حركت مى‏بيند. با پيشرفت علوم بشرى و كشف حركت زمين و خورشيد روشن شد كه خورشيد هم خود را داراى حركت انتقالى است (نه حركت كاذب بلكه واقعى) و خورشيد بلكه تمام منظومه شمسى و حتى كهكشان راه شيرى، در حركت است و كهكشانها و ستارگان با سرعت سرسام‏آورى از همديگر، دور مى‏شوند و عالم انبساط پيدا مى‏كند. پس مى‏گوييم اگر به طور قطعى اثبات شد كه خورشيد در حركت است و ظاهر آيه قرآن هم مى‏گويد كه خورشيد در جريان است، پس منظور قرآن حركت واقعى انتقالى، خورشيد است.
در ضمن از اين نوع تفسير علمى، اعجاز علمى قرآن نيز اثبات مى‏شود؛ چرا كه براى مثال قانون زوجيت عمومى گياهان، در قرن هفدهم ميلادى كشف شد، اما قرآن (4) حدود ده قرن قبل از آن، از زوج بودن همه گياهان سخن گفته است.
از مجموع مطالب مطرح شده، در اين مبحث به اين نتيجه رسيديم كه رد كامل يا قبول كامل همه انواع تفسير علمى صحيح نيست.
از سوي ديگر قرآن كريم كتاب فيزيك، گياه‏شناسى، زمين‏شناسى و كيهان‏شناسى نيست؛ بلكه كتاب انسان‏سازى است و نازل شده تا آن‏چه را كه بشر در راه تكامل حقيقى (تقرب به خداى متعال) بدان نياز دارد، به او بياموزد. آن‏چه كه در قرآن درباره جهان، طبيعت و انسان، آمده و يا به برخى از ويژگى‏هاى جهان آفرينش، اشاره شده خدا را به انسان نشان دهد و عقربه دل او را در جهت خدا نگه دارد. البته علاوه ‏بر هدف مذكور، اعجاز علمى قرآن نيز مطرح شده و الهى بودن آن نيز به اثبات مى‏رسد و براي اثبات إعجاز علمي قرآن لزومي ندارد كه صد مورد از ظرائف و نكات علمي قرآن را رديف كنيم بلكه از يك مورد هم وجود داشته باشد دلالت بر إعجاز علمي قرآن دارد چه رسد به دهها موردي كه در كتاب «پژوهشي در إعجاز علمي قرآن» مطرح شده است.
اميد است با تأمل بيشتر در مطالب ما و كتاب مذكور از قضاوت عجولانه و غير عالمانه خودداري نماييد.
پي نوشت ها:
1. ر.ك: رضائى اصفهانى، محمد على، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، رشت، كتاب مبين، 1381ش، ص82.
2. إعراف(7) آيه 189.
3. يس(36) آيه 38.
4. رعد(13) آيه 3.

موفق و موید باشید