سلام
چند انجیل وجود دارد؟
بیوگرافی نویسندگان آنها چیست؟
انجیل دقیقا توسط چه کسانی و چرا تحریف شده است؟
انجیل حقیقی به دست چه کسی نوشته شده و آیا اکنون وجود دارد؟
تحریف های عمده انجیل کدامند؟
چگونه می توان ثابت کرد که حضرت مسیح و انجیل حضرت محمد را معرفی نموده اند؟
آیا مسیحیان با جواب شما موافقند؟
لطفا مفصل توضیح دهید وکتاب و سایت معرفی بنمایید.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
عهد جديد به طور كلى به چهار بخش تقسيم مىشود: 1. زندگى نامه و سخنان حضرت عيسى: اين بخش مشتمل بر چهار انجيل است كه گفته مىشود متى، مرقس، لوقا و يوحنا آن ها را نگاشتهاند (كلمه انجيل، يونانى و به معناى مژده است). در واقع اين چهار كتاب، سيره عملى و گفتارى حضرت عيسى هستند كه افرادى آن را روايت مىكنند. سه انجيل نخست سبكى يكسان دارند. مطالب مندرج در آن ها هماهنگ است. با فرهنگ يهودى اختلاف چندانى ندارد. در اين سه انجيل از الوهيتحضرت عيسى (ع) سخنى نيست. انجيل چهارم از نظر مطالب با سه انجيل ديگر متفاوت است. با فرهنگ يهودى سازگارى ندارد .در آن، الوهيتحضرت عيسى (ع) مطرح شده است. سه انجيل اول، اناجيل همنوا يا همديد (Synoptic) ناميده مىشوند. 2. تبليغات و مسافرت هاى تبليغى مبلغان مسيحى: در اين بخش تنها يك كتاب به نام اعمال رسولان وجود دارد كه اقدامات حواريون و ديگر مسيحيان، به خصوص پولس را بيان مىكند. 3. نامهها: حواريون و رسولان مسيحى صدر اول، نامههايى به شهرها و افراد مختلف نگاشتهاند كه 21 عدد از آن ها در مجموعه عهد جديد وجود دارد. سيزده يا چهارده عدد از اين نامهها از پولس و از هفت نامه باقيمانده، سه نامه به يوحنا، دو نامه به پطرس و دو نامه ديگر به يعقوب و يهودا منسوب است. 4. رويا و مكاشفه: در اين بخش نيز تنها يك كتاب وجود دارد كه به يوحنا منسوب است و در پايان عهد جديد واقع شده است. نگاهى به محتواى كتاب هاى عهد جديد .عهد جديد مشتمل بر 27 كتاب است: 1. انجيل متى: متى فردى يهودى بود كه براى روميان باج و خراج مىگرفت. اين شغل نزد يهوديان مذموم بود. وقتى عيسى او را دعوت كرد، پذيرفت و از حواريون او شد. انجيل اول كه غالب محققان برآنند كه بين سال هاى 65 70 م. يعنى بيش از سى سال پس از حيات زمينى حضرت عيسى، نوشته شده ،به اين حوارى منسوب است. در اين انجيل كه با سنت يهودى مطابقت دارد و سخنى از الوهيت حضرت عيسى در آن نيست، نسب، تولد، كودكى، شروع به تبليغ، موعظهها، معجزات، دستگيرى، مصلوب شدن حضرت عيسى (ع) و سرانجام برخاستن او از ميان مردگان، با تفصيل نسبى آمده است. 2. انجيل مرقس: اين انجيل، كه كوتاه ترين و قديمىترين اناجيل است. غالبا تاريخ آن را نيز به سال هاى 65 70 م. برمىگردانند، به مرقس منسوب است. مرقس از حواريون نبوده، بلكه شاگرد خاص پطرس حوارى بوده است. گفته مىشود كه او مطالب اين انجيل را از پطرس نقل مىكند. اين انجيل از نظر محتوا و سبك، مانند انجيل متى است، با اين تفاوت كه مختصرتر است. قسمت هايى از زندگى عيسى، مانند تولد و كودكى او را در بر ندارد. پژوهندگان كتاب مقدس برآنند كه متى و لوقا از اين انجيل استفاده كردهاند. 3. انجيل لوقا: لوقا پزشكى غير يهودى بود كه پس از حضرت عيسى به دست پولس ايمان آورد و شاگرد و همراه او شد. انجيل سوم و نيز كتاب اعمال رسولان را وى براى فردى به نام تئوفيلوس نوشته است. با اينكه پولس مبدع الهيات عيسى خدايى است، ولى در دو كتاب منسوب به لوقا، كه شاگرد خاص او بود، هيچ سخنى از الوهيت مسيح نيست. انجيل لوقا از نظر مطالب و سبك، شبيه دو انجيل قبل است. گفته مىشود اين انجيل همزمان با انجيل متى يا اندكى پس از آن نوشته شده است. 4. انجيل يوحنا: اين انجيل به يوحنا پسر زبدى منسوب است. يوحنا يكى از حواريون بود. وى در زمان حيات زمينى حضرت عيسى طفل خردسالى بود. در اين انجيل هم، زندگى نامه و سخنان حضرت عيسى آمده، ولى ويژگى بارز آن مسيح شناسى خاص آن است. در اين انجيل، مسيح جنبه الوهى يافته و خداى نمايان گرديده است. غالب محققان امروزى تاريخ نگارش اين انجيل را به پايان قرن اول، يعنى نزديك به هفتاد سال پس از حضرت عيسى، برمىگردانند. 5. كتاب اعمال رسولان: نويسنده اين كتاب همان نويسنده انجيل سوم است. اين امر از ابتداى كتاب مشخص است. پس اين كتاب هم به شاگرد خاص پولس، يعنى لوقا، منسوب است. در هشتباب اول اين كتاب، فعاليت ها و تبليغات حواريون حضرت عيسى، و در راس همه پطرس، مطرح شده است. در باب نهم سخن از ايمان آوردن ناگهانى پولس به ميان مىآيد كه تا قبل از آن يهودىاى سختگير و شكنجهگر مسيحيان بود. اين كتاب از باب نهم به بعد، بيش تر به مسافرت ها و تبليغات پولس مىپردازد و از حواريون كم تر سخن مىگويد. اين كتاب قطعا پس از انجيل سوم نوشته شده است. 6. نامه پولس به روميان: در كتاب عهد جديد سيزده يا چهارده نامه به پولس منسوب است كه محققان مىگويند بين سال هاى 45 60 م. يعنى قبل از نگارش اناجيل، نگاشته شدهاند. در همه اين نامهها الهيات خاص پولس، كه الهيات عيسى خدايى است، دنبال شده است. نامه اول به مسيحيان روم است. در اين نامه بر اين نكته تاكيد مىشود كه نجات، تنها با ايمان به مسيح، حاصل مىشود، نه با عمل كردن به شريعت. 7. نامه اول پولس به قرنتيان: در اين نامه پولس به سوالاتى كه براى مسيحيان قرنتس پيش آمده، پاسخ مىدهد. مسائلى از قبيل اختلافات، فساد اخلاقى در كليسا، ازدواج و روابط جنسى، نظام كليسايى و رستاخيز را بيان مىكند. او در پايان بر محبت تاكيد مىكند. 8. نامه دوم پولس به قرنتيان: در اين نامه پولس بيش تر مشكلاتى را كه در راه تبليغ مسيحيت براى وى پيش آمده، مطرح مىكند. گويا مىخواهد مسيحيان قرنتس را دلگرم كند. 9. نامه پولس به غلاطيان: در اين نامه پولس به مسيحيان غلاطيه گوشزد مىكند كه با عمل به شريعتبه جايى نمىرسند، بلكه با ايمان نجات مىيابند و آن هديهاى الهى است. گويا برخى از حواريون و يا فرستادگان آن ها به غلاطيه رفته و از تعاليمى خلاف گفتههاى پولس سخن گفته بودند. 10. نامه پولس به افسسيان: گويا بين مسيحيان افسس به خاطر تفاوت هاى نژادى و زبانى اختلاف پيدا شده بود. پولس اين نامه را از زندان براى حل اختلاف آن ها مىفرستد. 11. نامه پولس به فيلپيان: در اين نامه كه باز در زندان نوشته شده، پولس به مسيحيان فيلپى گوشزد مىكند كه ايمان به مسيح چه شادي ها و سعادت هايى نصيب انسان مىكند. 12. نامه پولس به كولسيان: براى مسيحيان كولسى درباره انسانيت و الوهيت مسيح سوالى پيش آمده بود. آن ها فردى را نزد پولس به زندان مىفرستند. پولس اين نامه را مىنويسد و بر جنبه الوهيت مسيح تاكيد مىكند. در ضمن مطالب ديگرى هم گوشزد مىكند. 13. نامه اول پولس به تسالونيكيان: در اين نامه، پولس مسيحيان شهر تسالونيكى را به ايمان و زندگى پاك همراه با صبر و تحمل دعوت مىكند. از آن ها مىخواهد منتظر ظهور مسيح باشند. 14. نامه دوم پولس به تسالونيكيان: برخى از مسيحيان به بهانه انتظار مسيح دست از كار و زندگى شسته و به تنبلى روى آورده بودند. پولس در اين نامه واقعيت هاى زندگى را به آن ها گوشزد مىكند. 15. نامه اول پولس به تيموتائوس: تيموتائوس شاگرد پولس است كه او را به رهبرى كليساى افسس گماشته بود. در اين نامه براى او شرايط رهبرى خوب را بيان مىكند. از او مىخواهد كه تعاليمى را كه درباره مسيح و انجيل به او آموخته است، از تحريف و تغيير حفظ كند. 16. نامه دوم پولس به تيموتائوس: اين نامه را پولس از زندان به عنوان وصيتنامه براى شاگرد خود تيموتائوس نوشته است. از او مىخواهد كه در راه مسيحيتى كه او تعليم داده است استقامت كند. زير بار تعاليم ديگران نرود. پولس مشكلاتى را كه در راه تبليغ و بشارت تحمل كرده است، گوشزد مىكند. 17. نامه پولس به تيطس: تيطس يكى از شاگردان پولس است كه او را به رهبرى كليساى كريت گماشته بود. در اين نامه، او وظيفه يك رهبر خوب را بيان مىكند. از او مىخواهد كه مردم آن شهر را از گناه باز دارد. 18. نامه پولس به فليمون: فليمون از كسانى است كه به دست پولس ايمان آورده است. غلام او از شهر كولسى مىگريزد و به روم مىرود. در آن جا به دست پولس ايمان مىآورد. پولس او را به شهر كولسى مىفرستد. در اين نامه از فيلمون مىخواهد كه غلام خود را ببخشد و با او مثل برادر رفتار كند. 19. نامه به عبرانيان: اين نامه خطاب به مسيحيان يهودى الاصلى است كه به شريعتيهودى پايبند بودند. نويسنده نامه به آن ها مىگويد: اين شريعت و اعمال با آمدن مسيح باطل شده است. ايمان به مسيح انسان را نجات مىدهد. نويسنده اين نامه مشخص نيست، اما از آن جا كه مطالب آن شبيه گفتههاى پولس است، برخى، نويسنده آن را پولس مىدانند. 20. نامه يعقوب : به گفته عهد جديد، يعقوب برادر حضرت عيسى بوده و به مقام اسقفى كليساى اورشليم رسيده است. در اين نامه او بر خلاف گفتههاى پولس به مسيحيان گوشزد مىكند كه ايمان تنها كافى نيست و بايد به شريعت هم عمل كنند. 21. نامه اول پطرس: اين نامه به پطرس حوارى منسوب است; وى مسيحيان آسياى صغير را كه زير فشار و شكنجه بودند، به صبر و بردبارى توصيه مىكند و از آن ها مىخواهد كه ايمان خود را از دست ندهند. 22. نامه دوم پطرس: در اين نامه كه باز به پطرس منسوب است، مسيحيان به صبر و بردبارى دعوت شدهاند . حقايقى درباره ايمان مسيحى به آن ها گوشزد شده است. 23. نامه اول يوحنا: در اين نامه كه به يوحنا، نويسنده انجيل چهارم، منسوب است، نويسنده مطالبى شبيه گفتههاى پولس بيان مىكند . نيز خطر كسانى را گوشزد مىكند كه مطالبى خلاف مسيحشناسى پولس تعليم مىدهند. 24. نامه دوم يوحنا: اين نامه ظاهرا خطاب به يك زن مسيحى صاحب مقام نوشته شده است. از او مىخواهد كه محبت و اطاعت را فراموش نكند و تعاليم غلط را نپذيرد. ولى از آن جا كه اين زن شناخته شده نيست، برخى احتمال مىدهند كه «بانوى گرامى»، كنايه از كليساى مسيح باشد. 25. نامه سوم يوحنا: در اين نامه، كه خطاب به يكى از رهبران كليسا به نام غايوس نوشته شده، دستوراتى درباره تشويق خادمان واقعى و توبيخ مخالفان داده شده است. 26. نامه يهودا : در اين نامه نويسنده خطر معلمان دروغين و مرتد را گوشزد مىكند و مردم را از آن ها برحذر مىدارد. 27. مكاشفه يوحنا : اين كتاب كه به يوحنا، نويسنده انجيل چهارم، منسوب است، كتابى است رمزى و سرى كه حوادث آينده را پيشگويى مىكند و بنابراين نبايد ظاهر آن را معيار قرار داد. اين كتاب در زمانى نوشته شده كه مسيحيان سخت تحت فشار و شكنجه بودهاند. كتاب هاى قانونى و غير قانونى عهد جديد علاوه بر مجموعه كتاب هاى عهد جديد، اناجيل، رسالهها، اعمال و مكاشفات ديگرى نيز وجود داشتهاند. تعداد اندكى از اين نوشتهها سالم باقى مانده و از بقيه يا پارههايى باقى مانده است يا تنها نام آنها در كتاب هاى ديگر به چشم مىخورد. اين مجموعه، كه اپوكريفاى عهد جديد خوانده مىشود، در دو قرن اول نگاشته شدهاند. از آيه اول انجيل لوقا برمىآيد كه افرادى كه به نوشتن انجيل دست زدهاند، بسيار بودهاند: «از آن جهت كه بسيارى دست خود را دراز كردند به سوى تاليف حكايت آن امورى كه نزد ما به اتمام رسيد، چنان كه آنانى كه از ابتدا نظارگان و خادمان كلام بودند، به ما رسانيدند، من نيز مصلحت چنان ديدم كه همه را من البدايه به تدقيق در پىرفته، به تو بنويسم، اى تيوفلس عزيز (لوقا، 1: 1.4) ». اما بين سال هاى 150 200 م. كليساى اكثريت مسيحى، از ميان كتاب هاى موجود، تنها اين 27 عدد را رسمى و قانونى اعلام كرده و بقيه را بىاعتبار دانسته است. مسيحيان معتقدند پدران صدر اول كليسا با تاييد روحالقدس اينان را برگزيدهاند، همان طور كه معتقدند نويسندگان اين مجموعه را با تاييد روحالقدس نگاشتهاند. آنچه به انجيل برنابا معروف است، نزد مسيحيان اعتبار ندارد. آنان جعلى و ساختگى بودن آن را قطعى مىدانند.
پي نوشت: عبد الرحيم سليماني اردستاني، فصلنامه هفت آسمان، شماره 2. (1)
براي آگاهي بيشتر به كتاب، تاريخ اديان و مذاهب جهان، عبدالله مبلغي آباداني، مراجعه نمائيد.
.براي اگاهي از ساير پرسش ها با اتاق اين مر كز - در الفور- ( اتاق دين، جوان و پرسمان) ارتباط و سوالات خود را مطرح نماييد.
1. برگرفته از :http://www.porsemanequran.com/node/23181
موفق و موید باشید






