سلام.خسته نباشيد...
در همين ماه رمضان امسال،مجلس سخنراني هرشب ميرفتم كه خطيب ان بسيار مرد معتبر بودند وتمام حرف هايشان را باسندوحديث ومدرك ميزدنند.
يك شب مطلبي رابيان كردند كه خيلي غير معقول بود.گفتند: كشتن حيوانات ظلم است وحتي اگر براي درس باشد يعني اگر رشته من تجربي باشد وبراي تكميل دروسم بايد تشريحاتي را پشت سر بگذارم مثل كشتن وتشريح موش وگربه اشكال دارد.وگفتند:باكشتن حيوانات درزندگي مشكلات زيادي پيدا ميكنيد و نميتوانيد در زندگي رشد كنيد و....
...........
من بااين حرف كه كشتن حيوانات ظلم است موافقم ولي مهم ترين چيز در زندگي پيشرفت وكمال انسان وعلم اوست. واگر براي پيشرفت خود مجبور به كشتن برخي از حيوانات شود،كشتن ان حيوان مگر بلامانع نيست؟!ولي چند حديث اوردند كه فراموش كرده ام.
اگرميشود هم بگوييد ايا اين مسئله اي كه ان خطيب گفتند درست است واگر درست است لطفا چند حديث معتبر باادرس ان برايم بياوريد وكمي برايم توضيح دهيد.
متشكرم....

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
‌از مجموع متون فقهى و روايى به دست مى‌آيد كه تعرّض به حيوانات و كشتن آنها كار پسنديده‌اى نيست و همان طور كه اسلام حق حيات خدادادى را براى انسانها محترم شمارده و تعدّى به آن را جايز نمى داند، به فراخور حال حيوانات نيز، همين حق را براى آنها محترم شمرده است. لذا در روايات متعددى از كشتن بى‌هدف حيوانات نهى‌شده و آن را موجب عذاب الهى معرفى كرده است. در تأييد ممنوعيت كشتن حيوانات، مى‌توان به روايات متعددى اشاره كرد كه در آنها به صراحت از كشتن حيوانات نهى شده است و حتى در برخى از آنها اين كار را موجب عذاب الهى و مؤاخذه در روز قيامت معرفى كرده است. به عنوان نمونه در روايتي از رسول خدا (ص) مي خوانيم:« اطلعت ليلة اسرى بى على النار فرأيت أمرأة تعذّب، فسألتُ عنها، فقيل: انّها ربطت هرّة و لم تطعمها و لم تسقها و لم تدعها تأكل من حشاحش الأرض حتى ماتت فعذّبها بذلك» (1) «پيامبر اعظم (ص) در حديث معراج نقل مى‌فرمايند: زمانى كه در شب معراج بر آتش جهنم گذر مى‌كردم زنى را ديدم كه عذاب مى‌شد. از علّت آن جويا شدم و سؤال كردم در پاسخ گفته شد: او زنى بود كه گربه‌اى را بسته و محبوس كرده و به او غذا و آب نمى داد و رهايش هم نكرد. (تا براى خود غذا تهيه كند) و از آب و علف زمين چيزى بخورد تا اينكه مرد و جان باخت، پس عذاب او بدين سبب است.»
در روايتي ديگر مي خوانيم:«‌ من قتل عصفورا بغير حقّ سأله اللَّه عنه يوم القيامة»(2)
هر كه گنجشكى را بدون دليل بكشد، خداوند در روز قيامت از آن سؤال و مؤاخذه مى‌كند. قريب به همين مضمون، روايت ديگرى پيرامون همۀ حيوانات وارد شده است.
بر اين اساس فقهاى بزرگوار، كشتن بى دليل حيوانات را جايز نمى‌دانند.(3)
چنانكه از روايات مذكور و ساير روايات استفاده مي شود آنچه مذموم است كشتن بي هدف و بي دليل حيوانات است. اما آنجا كه دليل و هدف معقول و مشروعي وجود داشته باشد مانعي ندارد. مانند آنجا كه حيوان مذكور موذي باشد يا كشف قوانين پزشكي متوقف بر اين امر باشد.
پي نوشت ها:
1. شيخ طوسي، المبسوط في فقه الإمامية، تهران، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية‌، 1387ق، ج‌6، ص 47.
2. پاينده، ابولقاسم، نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، تهران، دنياي دانش، 1382ش، ص 751.
3. ر.ك: مقيمي حاجي، ابوالقاسم، مقاله «حقوق حيوانات در فقه اسلامي»، فصلنامه فقه اهل بيت، زمستان 1385 - شماره 48، از ص از 138 تا 195.

موفق و موید باشید