با سلام در آیه 14 سوره مائده آمده است که " خداوند تا روز قیامت بین نصاری به واسطه نافرمانی هایشان کینه و بغض انداخته است" حال آنکه در آیه 159 سوره نساء می بینیم که خداوند می فرماید " هیچ کدام از اهل کتاب نیستند مگر آنکه قبل از مرگ حضرت مسیح به او ایمان بیاورند" واین یعنی پذیرفتن دین واحد توسط اهل کتاب که به عقیده ما در زمان ظهور حضرت مهدی به تحقق خواهد پیوست حال بین این دو آیه که یکی اختلاف همیشگی نصاری را گوشزد می کند و دیگری به وحدت آنها می پردازد چگونه می توان جمع کرد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اگر درست در آيات مورد نظر دقت كنيم و تفسير صحيح آنها را ببينيم بين اين دو آيه اختلافي نيست.
آيه سوره مائده مي فرمايد: « وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ (1)؛ و از كسانى كه ادعاى نصرانيت داشتند (نيز) پيمان گرفتيم. ولى آنها قسمت قابل ملاحظه‏اى از آنچه به آنان تذكر داده شده بود بدست فراموشى سپردند، لذا در ميان آنها تا دامنه قيامت عداوت و دشمنى افكنديم و خداوند در آينده آنها را از آنچه انجام داده‏اند (و از نتايج آن) آگاه خواهد ساخت.
اين آيه شريفه مجازات اعمال و پيمان شكني مسيحيان را چنين شرح مي دهد كه به جرم اعمالشان تا دامنه قيامت در ميان آنها عداوت و دشمنى افكنديم.
علامه طباطبايي اين مجازات را چنين شرح مي دهند: عيسى بن مريم (ع) پيغمبر رحمت بود و مردم را به صلح و صفا مى‏خواند و تشويقشان مى‏كرد به اينكه نسبت به آخرت اشراف و توجه كامل داشته و از لذائذ دنيا و زخارف دلفريب آن اعراض كنند و نهيشان مى‏كرد از اينكه بر سر دنيا تكالب كنند، يعنى مانند درندگان بر سر يك شكار پنجه به روى هم بكشند. ليكن پيروانش عكس العمل بر خلاف، از خود نشان داده و مواعظ و تذكرات آن جناب را از ياد بردند، و چون چنين كردند خداى عز و جل به جاى سلم و صفا كينه و دشمنى را در دلهاشان ثابت كرد، و به جاى برادرى و دوستى كه عيسى (ع) آنان را به آن مى‏خواند، دشمنى و كينه توزى را در دلهاشان مستقر نمود، و در باره آنان فرمود:" فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ. اين عداوت و بغضا كه خداى تعالى نام برده جزء ملكات راسخه امت‏هاى مسيحى شده و در دل آنها ثابت و پايدار گرديده است، هم چنان كه آتش آخرت هم سرنوشت حتمى آنها است، و از آن مفرى ندارند، هر چه بخواهند از غمى از غمهاى آن رها شوند دوباره به آن اندوه برگردانده مى‏شوند و به ايشان گفته مى‏شود بچشيد عذاب حريق و سوزنده را.
و از روزى كه عيسى بن مريم به آسمان برده شد حواريون او و داعيان و مبلغين دين او پيوسته با يكديگر اختلاف كردند، و اختلاف آنان روز به روز بيشتر شد و همه مسيحيت را فرا گرفت، و در آغاز آنان را به جان هم انداخت، جنگها و قتل و غارتها بپا كرد، انواع در بدريها بوجود آورد، خانواده‏هايى را آواره كرد، و فسادهايى ديگر بر انگيخت تا آنكه كار به جنگهاى بزرگ و بين المللى بيانجاميد، جنگهايى كه كره زمين را تهديد به خراب و بشريت را تهديد به فناء و انقراض نمود، همه اينها همان وعده‏اى بود كه خداى تعالى در آيه مورد بحث داد، و اين خود مصداق تبدل نعمت به نقمت و گمراه‏تر شدن به دنبال بيشتر متلاشى شدن است، تازه همه اينها عقوبت دنيايى آنان بود.(2)
اما آيه 159 نساء مطلب ديگري را بيان مي كند:« وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً» (3)؛ و هيچيك از اهل كتاب نيست. مگر اينكه به او قبل از مرگش ايمان مى‏آورد و روز قيامت گواه بر آنها خواهد بود.
در تفسير آيه فوق دو احتمال وجود دارد بخاطر اينكه بين مفسرين اختلاف است كه ضمير« قبل موته » را به اهل كتاب بر گردانيم يا به حضرت عيسي.
1- طبق احتمال اول تفسير آيه چنين مي شود: هيچ كس از اهل كتاب نيست مگر اينكه به مسيح (ع) پيش از مرگ خود ايمان مى‏آورد و آن در هنگامى است كه انسان در آستانه مرگ قرار مي گيرد و ارتباط او با اين جهان ضعيف و با جهان بعد از مرگ قوى مى‏گردد، پرده‏ها از برابر چشم او كنار مى‏رود، و بسيارى از حقايق را مى‏بيند، نسبت به آن آگاهى مى‏يابد، در اين موقع است كه چشم حقيقت بين او مقام مسيح را مشاهده مي كند و در برابر او تسليم مي گردد آنها كه منكر او شدند به او مؤمن مى‏شوند و آنها كه او را خدا دانستند به اشتباه خود پى مى‏برند. در حالى كه اين ايمان همانند ايمان فرعون و اقوام ديگر و اقوامى كه گرفتار عذاب مى‏شدند و در لحظه مشاهده عذاب و مقدمات نابودى و مرگ ايمان مى‏آوردند هيچ گونه سودى براى آنها ندارد.
2- طبق احتمال ديگر كه ضمير قبل موته به حضرت عيسي برگردد، منظور اين است كه تمام اهل كتاب به حضرت مسيح پيش از" مرگ او" ايمان مى‏آورند يهوديان او را به نبوت مى‏پذيرند و مسيحيان دست از الوهيت او مي كشند و اين به هنگامى است كه عيسي طبق روايات اسلامى در موقع ظهور مهدى (عج) از آسمان فرود مي آيد، و پشت سر او نماز مى‏گزارد و يهود و نصارا نيز او را مى‏بينند و به او و مهدى (ع) ايمان مى‏آورند، و روشن است كه مسيح (ع) به حكم اينكه آئينش مربوط به گذشته بوده وظيفه دارد در اين زمان از آئين موجود يعنى آئين اسلام كه مهدى(ع) مجرى آن است پيروى كند.(4)
البته علامه طباطبايي با توجه به قرائني از جمله سياق آيات احتمال دوم را تاييد مي كنند كه ضمير به عيسى بر مى‏گردد و مى‏فهماند كه عيسى (ع) هنوز زنده است و دوباره به سوى اهل كتاب بر مى‏گردد تا به او ايمان آورند.(5)
بنابراين هر يك از دو آيه مطلبي جداگانه را بيان مي كند، آيه سوره مائده مي فرمايد كيفر مسيحيان كه نقض پيمان و كارهاي خلاف كردند اين است كه تا قيامت بينشان دشمني باشد و آيه سوره نساء مي فرمايد كه اهل كتاب يا مسيحيان در زمان ظهور امام زمان (ع) و آمدن حضرت عيسي به او ايمان مي آورند، يا اينكه اهل كتاب قبل از مردنشان به حضرت عيسي ايمان مي آورند پس تا آن وقت بينشان عداوت و كينه وجود داشته است.
پي نوشت ها:
1. مائده(5)آيه14.
2. طباطبايي، محمد حسين، الميزان(ترجمه)، انتشارات جامعه مدرسين، ج5، ص393.
3. نساء(4) آيه159.
4. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، انتشارات اسلاميه، ج‏4، ص 205.
5. الميزان ( ترجمه)، ج‏5، ص 221.

موفق و موید باشید