نظر اسلام در رابطه با آهنگ چيست؟
چه آهنگي از نظر اسلام صلاحيت گوش دادن را دارد؟
عواقب گوش دادن آهنگ چيست؟
نظر ائمه در اين باره چيست؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در اسلام گوش دادن به موسيقي به صورت مطلق حرام نمي باشد. بلكه چنان كه فقها مي فرمايند موسيقي را بر سه قسم است:
1- موسيقي مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب و گناه.
2- موسيقي غير مطرب.
3- موسيقي مشكوك بين مطرب و غير مطرب. يعني صداهائي كه نمي توان تشخيص داد كه آيا مطرب است و مناسب مجالس گناه يا اين گونه نيست.
گونه اول از موسيقي نزد تمام فقها بر اساس ادله روائي و قرآن كه وجود دارد ، حرام مي باشد، ولي موسيقي نوع دوم يعني موسيقي غير مطرب نزد اكثر فقها حرام نمي باشد. گوش دادن به آن ها اشكال ندارد. موسيقي نوع سوم باز به فتواي برخي از فقهاي بزرگوار گوش دادن به آن ها اشكالي ندارد.
به فتواي برخي از مراجع بزرگوار دقت كنيد:
« موسيقى مطرب حرام است و صداهاى مشكوك مانع ندارد و تشخيص با عرف است». 1)
موسيقى به يك تعريف، تركيب صداها است، به نحوى كه خوش آيند باشد، از اين رو اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است وگرنه اشكالى ندارد.(2)
معناى مطرب اين است كه حالت غير عادى براى اشخاص از نظر وجد و نشاط به وجود آورد، به طورى كه انسان را به وادى فساد و عياشى و خوش‏گذرانى بكشاند و باعث غفلت انسان از خدا شود.(3)
موسيقي مناسب با مجالس لهو و لعب حرام است و گرنه اشكال ندارد. تشخيص آن با عرف مكلف است. (4) موسيقي هاي مشكوك اشكال ندارد. (5)
بنا بر اين، بر اساس يك تحليل فقهى مى‏توان اظهار كرد كه موسيقى به طور مطلق حرام نيست و گوش دادن به هر موسيقى حرام نمى‏باشد. اگر موسيقى برگرفته از مضامين و اشعار داراى محتواى غير اخلاقي و صداهاي مطرب نباشد، حرمتى ندارد و گوش دادن به آن نيز حرام نيست، بلكه موسيقى كه مناسب با مجالس لهو و لعب و فساد باشد حرام است.
در اين بين تفاوتي هم بين موسيقي به همراه شعر و خوانندگي و موسيقي صرف و به اصطلاح موزيك وجود ندارد. هر كدام از آن ها كه هر يك از اين خصوصيات را كه ذكر شد، داشته باشد، به يكي از احكام گفته شده تعلق پيدا مي كند. يعني اگر مطرب باشد، حرام و اگر غير مطرب يا مشكوك به طرب باشد، غير حرام است.
اما اينكه چرا موسيقي هائي كه مناسب مجالس گناه است، حرام اعلام شده است؟‌ با توضيحاتي كه در ذكر فتاواي مراجع بزگوار آمد، علت آن روشن شد كه اين نوع از موسيقي ها چون انسان را از ياد و ذكر خدا دور مي كنند و به وادي فساد و گناه و گمراهي و كفر مي كشند، حرام اعلام شده اند تا مسلمانان با دوري از آن ها از مسير هدايت و حقيقت دور نشده و گمراه در وادي ظلمت و تاريكي و انحراف نشوند.
پيامبر(ص) فرمود: «ايّاكم و استماع المعازف و الغنا فأنّها يبنيان النفاق فى القلب كما ينبت الماء البقل؛(6)
از شنيدن و گوش دادن به موسيقى و غنا پرهيز كنيد، زيرا آن ها در قلب نفاق مى روياند ، چنان كه آب سبزى را مى روياند».
باز حضرت فرمود: «إنّ الله بعثنى رحمة للعالمين و لا محق المعازف و المزامير و امور الجاهلية؛(7) خداوند مرا مبعوث كرد تا براى عالميان رحمت باشم . آلات و اسباب موسيقى و كارهاى زمان جاهليت را نابود سازم».
باز فرمود: «الغناء رقية الزنا؛ غنا و موسيقى مقدمة زنا و فحشا است».(8)
‌آثار بد موسيقى بر فرد و جامعه:
1 ـ اعتياد به موسيقي: يكى از آثار سوء موسيقى اين است كه نوازنده يا شنونده را معتاد مي‌كند و اين اعتياد پيامد‌هاي بدى دارد.
2 ـ سر و صداى زياد براى دستگاه شنوايى زيان آور است.
3 ـ تأثير سر و صداى زياد بر روح و روان انسان نيز يكى از آثار بد موسيقى قلمداد مي‌شود.
‌سر و صداى زياد حساسيت را نسبت به حمله ويروس‌ها زياد مي‌كند. ناراحتي‌هاي كليوي، زخم معده و‌فساد دندان‌ها را در پي دارد. (9)
4 ـ تأثير موسيقى بر معده: بر اساس آزمايش‌هايى كه پرفسور «‌لودويگ دوملينگ» درباره موسيقي‌هاى شب‌كوتاه، موزارت، سمفوني، سرنوشت بتهون، موزيك بيت، آوازهاى پاپ يعنى موزيك مدرن نسل جوان انجام‌ داده و آزمايش‌هاي مكررّ انجام گرفته، ترشح عصاره گوارشى معده و اسيد كلريدريك در كسانى كه به موزيك‌ پاپ گوش كرده بودند، پيش از سائرين تقليل و كاهش يافته بود. (10)
5 ـ تأثير منفى موسيقى در عمر. در بررسي‌هايى كه محققّان كرده‌اند، از بين 46 نفر موسيقي‌دان و نوازندگان ‌ايتاليايي، فرانسوي، انگليسي، آلمانى و غيره، متوسط عمر آنان 47 سال بوده است. (11)
‌بنا بر اين موسيقى مخصوصاً موسيقي‌هاى هيجان آور باعث بروز مفاسدى در افراد و جامعه مي‌شود كه قابل‌چشم‌پوشى نيست. زمينه‌ساز مفاسدي از قبيل فسادهاى اخلاقي، بزهكاري، لاابالي‌گري، شهوت راني‌هاي ‌مضرّ مي‌شود. اگر مختصر نفعى داشته باشد، بايد به خاطر مضارّ عمده‌اش از آن ‌چشم پوشى كرد.
در نهايت بر اساس آنچه ذكر شد روشن مي شود كه مساله حرمت تنها منحصر در رواج يا عدم رواج يك موسيقي خاص نيست تا اگر موسيقي خاصي در مجالس لهو و لعب كنوني رواج نداشت از حرمت بيفتد، بلكه اصل مطرب بودن موسيقي هم بسيار مهم است و خود دليل مستقلي بر حرمت محسوب مي شود؛ به علاوه عدم رواج يك موسقي خاص در مجالس زمان يا مكان خاصي آن را از نوع موسيقي لهوي خارج نمي كند؛ مگر آن كه يك موسيقي اصولا مطرب نباشد و ديگر در مجالس لهوي نواخته نشود كه در اين صورت حلال خواهد بود.
پي نوشت ها:
1. امام خمينى، استفتاآت،قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1378 هـ.ش، ج 2، ص 14.
2 . آيت الله فاضل لنكرانى، جامع المسائل،نشر مهر، چاپ سوم، 1376 هـ.ش، ج 1، ص 256.
3 . آيت الله فاضل لنكرانى، همان.
4. آيت الله خامنه اي، رساله اجوبه الاستفتاات(ويرايش جديد) ،تهران ، انتشارات پيام عدالت، 1389، س 1128 به بعد.
5. آيت الله خامنه اي، رساله اجوبه الاستفتاات ، س 1140.
6. محمدى رى شهري، ميزان الحكمه، عنوان 3121.
7. همان.
8. همان، عنوان 3122.
9. رضا پاك نژاد، ‌اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، تهران ، كتابفروشي اسلاميه، بي تا، ج 15، ص 161، با تلخيص.
10. ‌همان، ص 185 به بعد با تلخيص.
11. سيد جواد حسيني. نشريه الكترونيكي پرسمان. شماره 48- 15/3/87 (http://porseman.org).

موفق و موید باشید