با سلام خدمت شما.
دختری هستم 21 ساله و در خانواده ای هستم که همگی با هم راحت می باشند.
با هم دست می دهند , رو بوسی می کنند , مهمانی های مختلف دارند و ...
و همینطور پدر و مادر م نیز اینگونه افرادی هستند , مثلا وقتی پسر عموم میاد
خونمون پدرم بهم میگه فلانیه, خودیه , روسری تو در بیار, یا مادرم مرا به مهمونیهایی می برد که در انجا می رقصند و حتی مشروب هم سرو می شود و...
من چکونه می توانم در چنین خانواده ای وقتی پدر و مادرم اینگونه اند و همینطور تمام افراد فامیل به این شکل هستند جور دیگه ای زندگی کنم؟چطور می توان وقتی پسر فامیل دست می دهد من دست ندهم وقتی برای همه امری عادی شده است؟چطور می توانم به مهمونیهایا عروسی های قاطی که پدر مادرم مرا میبرند نروم؟چطور می توانم وقتی در یک مهمانی که همه راحت باز و عادی هستند من خودم را بپوشانم و با عث جلب توجه بیشتر شوم که چرا من این گونه ام و خیلی مسایءل دیگر که مجال سخن گفتن نیست.
به بن بست خورده ام...
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر گرامي! كار شما در اين موقعيت يك مجاهدت است؛ بر اين راه پايدار و مستحكم بمانيد و استقامت كنيد، انشاءالله مورد نظر امام زمان(عج) خواهيد بود.
خداوند متعال نعمت هاي فراواني به ما ارزاني داشته كه والدين و اقوام، جزو آن نعمت ها است. قدرداني و سپاس از اين نعمت خداوندي به مانند ساير نعمت ها بر هر انساني لازم و واجب است. (از آنجايي كه ايشان نعمت هستند، بايد نسبت به آنها نگاه مسولانه داشت) از اينكه در فضايي كاملا مخالف عقايد خود، به والدين و ديگران احترام مي گذاريد، خوشحاليم.
- مطالبي كه در اين موقعيت براي شما مفيد است:
تا آنجايي كه مي توانيد در دسترس و جلوي چشمان آنها نباشيد و اين صحنه ها را شاهد نباشيد، تا مبادا روحيّات منفي آنها در جلوۀ معنوي شما موثر باشد؛ و تا آنجا كه مي توانيد - نارضايتي شما بايد كاملاً مشهود باشد- با بي قيدي آنها خود را آلوده نسازيد و هرچه محكم تر به أنجام فرايض ديني خود بپردازيد و خط قرمز شما مسايلي باشد كه با شرع تقابل دارد.
اما اگر به هر دليلي ديديد كه توان دور بودن از آنها را نداريد، چند راه حل در پيش پاي شما وجود دارد:
الف) همانند بسياري از بزرگان و عرفاي ما كه در جمع حضور داشتند ولي خود را هضم در جمع نمي كردند؛ و در همان جمع ارتباطشان با محبوب و معشوقشان متصل بود، رفتار نماييد. البته اين مسئله نياز به خودسازي و تقويت مراتب ايمان دارد. از طرفي اين بزرگان هيچ وقت باعث حالگيري و اذيّت شدن ديگران نمي شدند. ضمناً مقصودمان حضور اجباري در خانواده است نه فاميل! زيرا شما مي توانيد در بين اقوام خود حضور پيدا نكنيد.
ب) يا اينكه از باب دلسوزي و امر به معروف و نهي از منكر، در گفته و كردار خانواده موثر باشيد. تأثير پذيري يا تأثيرگذاري و حدود و كيفيت آن، بستگي به توانايي ها و قابليت هاي انسان در ابعاد مختلف دارد. مهم ترين اموري كه در اثرگذاري دخالت دارند، ويژگي هاي معنوي و روحي -از قبيل اراده استوار، اخلاق نيكو، حسن معاشرت- و آگاهي ها و توان هاي علمي بالاست.
بارعايت اصول و نكات زير، ميزان تأثيرگذاري خود را نسبت به خانواده تان أفزايش دهيد:
1) صميميت و ابراز آن: صميمانه آنها را دوست داشته باشيد و محبت قلبي خود را به آنان اظهار داريد. علاقه قلبي و ابراز آن، مهم ترين راه ارتباط مفيد و موثر است.
2) تبليغ عملي: آن چه نقش أساسي تري در مسئله تأثيرگذاري دارد، عملكرد و رفتار فرد تأثير گذار است. امام صادق(ع) فرموده است: «به وسيله اي غير از زبان خود، مردم رابه كارهاي خير و صحيح دعوت كنيد». (1)
3) عدم سرزنش مستقيم: در صورتي كه اشتباه و لغزشي در خانواده مشاهده كرديد، به طور مستقيم از آنها گلايه نكنيد و ايشان را مورد انتقاد مستقيم و سرزنش قرار ندهيد.
4) انعطاف پذيري: درعين جدّي بودن وجدّيت در رفتار، بايد همواره انعطاف پذيري مناسب را حفظ كنيد. نبايد انتظار داشت تغيير و اصلاح در انديشه و رفتار ايشان، ناگهاني، بلا فاصله و يك مرتبه انجام گيرد؛ زيرا اين مسئله، نيازمند زمان و تدريج است. بنابراين، بايد به آنها، زمان و فرصت كافي داد تا به تدريج و تحت تأثير سخن شما تغيير و تحول لازم را در خود ايجاد كند.
نكات پاياني:
1- سعي كنيد، مشغوليت هايي براي خودتان ايجاد كنيد و از فضاي آلودۀ خانواده و اقوام به دور باشيد. با اخلاق شايسته و محبت به والدين گراميتان، ايشان را به زشتي اين گناهان آشنا سازيد.
2- البته شما به عنوان فرزند اين خانواده، نمي توانيد نسبت به ايشان بي تفاوت باشيد، بلكه با رفتار خوب و مناسب و متعادل خود آنها را به زيبايي هاي اسلام آگاه سازيد و سعي كنيد طوري با عشق و علاقه به وظايف ديني خود بپردازيد كه مشوق آنها باشيد. ضمناً در مورد رعايت مسايل ديني خود همچون پوشش، مجالس مختلط و دست دادن به نامحرم، كوتاه نياييد.
3- با توجه به سخنان معصومين(ع) به نظر مي رسد، انسان وقتي مي تواند عقايد و نظرات درست اسلام را تبيين و ترويج كند كه أصل مدارا و همراهي را سرلوحه كار خود قرار دهد و با توهين هاي ديگران ناراحت نشود.
4- شما به وظيفۀ اصلي خود عمل كنيد و با تمسخر يا كنايه زدن ديگران، توجهي نكنيد و آن چه را كه با مشورت كارشناسان مذهبي، صلاح مي دانيد، انجام دهيد.
- حاصل سخن اينكه:
شما مثل هر مسلمان ديگر مامور به وظيفه ايد و نه مامور به نتيجه. پس به هيچ وجه بر كسب نتيجه اصرار نورزيد. همين كه شما مراتب امر به معروف و نهي از منكر را رعايت نموده ايد و احياناً اين بار از در دوستي و همدلي وارد شويد كفايت مي كند و اگر به هر دليلي ايشان خواهان تداوم راهشان مي باشند شما نبايد بي دليل بر امور ناممكن اصرار ورزيد. اين آيۀ شريفه: «لايكلف الله نفساً الا وسعها»(2) چه براي نوح براي ارشاد فرزندش چه براي لوط براي ارشاد همسرش و چه براي شما براي ارشاد خواهران و برادرانتان با يك معنا و پيام دارد.
پي نوشت ها:
1. كليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق، كافي، دارالحديث، باب الصدق و اداء الامانة، ج 2، ص 105.
2. بقره(2) آيۀ 286.
موفق و موید باشید






