با عرض سلام،
در روایات متعددی آورده شده که چشم زخم حقیقت داره...من متوجه نمیشم که این موضوع چگونه با عدالت خداوند جور درمیاد...لطفا راهنماییم کنید!
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در منابع ديني ما اصل تاثيرات چشم زخم مورد اشاره قرار گرفته است؛ مثلا گفته شده در عصر پيامبر(ص) ميان قبيله بني اسد بد چشماني بودند كه چشمان شان اثرات به خصوصي در اشيا مينهاد. اينان تصميم گرفتن با چشم خويش پيامبر را صدمه و زياني بزنند كه آيه: «وَ إِنْ يَكَادُ الَّذِينَ...»؛(1) نازل شد.
همين طور در قرآن آمده كه حضرت يعقوب در توصيه به فرزندانش براي ورود به مصر فرمود: «اي فرزندانم! از يك در داخل نشويد و از درهاي گوناگون وارد شويد». (2) مفسران نقل نمودهاند كه حضرت يعقوب(ع) بيم آن داشت كه مردم به فرزندانش رشك برده و مورد چشم زخم واقع شوند، (3) زيرا، اين احتمال را ميداد كه وقتي يازده برادر جوان و رشيد با هم وارد بر عزيز مصر شوند، مورد چشم زخم قرار گيرند.
امير مؤمنان نيز ميفرمايند: «چشم زخم حق است. توسّل به دعا براي دفع آن نيز حق است». (4)
اما حقيقت اين مسئله و ميزان تاثير گذاري آن چندان روشن و قطعي نيست و نمي توان به طور قطع در مورد حدود و ثغور اثر بخشي چشم زخم اظهار نظر كرد و در منابع ديني هم نكته قطعي در اين زمينه وجود ندارد . آنچه مي توان گفت آن است كه اين امر در فرض صحت قطعي مي تواند ناشي از برخي قدرت هاي روحي يا قدرت هاي ناشناخته جسمي باشد كه در برخي افراد بواسطه شكل گيري علل خاص آن پديد مي آيد ، نظير ديگرتوانايي ها كه در برخي نوابغ يا اشخاص عادي ديگر مي بينيم .
در هر حال اگر فرض را بر تاثير گذاري قطعي و جدي چشم زخم بگذاريم باز اين مساله با عدالت خداوند تضادي ندارد. زيرا اين تاثير گذاري در برخي چشم ها همانند ابزار و وسيله اي است در دست يك فرد كه مي تواند از آن استفاده صحيح يا ناصحيح ببرد و اگر يك فرد با سوء اختيار خود موجبات صدمه ديدن ديگري را پديد آورد نمي توان خداوند را مسئول دانست. زيرا اين مساله همانند آن است كه انسان شروري با اسلحه ديگري را مصدوم نمايد و مشكلات عديده اي براي او و خانواده اش ايجاد نمايد.
اين گونه امور بر اساس ساختار علّي و معلولي عالم و اختيار انسان ها در انجام خوبي ها و بدي ها شكل گرفته است و نفس وجود اين توانمندي در يك فرد ظلم در حق ديگران نيست. زيرا صدمه ديدن يك فرد از ناحيه شور چشمي ديگري، همانند صدمه ديدن يك انسان بي گناه توسط فردي ظالم است كه با سوء اختيار خود از قدرت جسمي يا مكنت مالي و اجتماعي و سياسي خود براي آزار ديگران بهره مي برد، حال آنكه مي توانست همه اين توانايي ها را در امري مطلوب و خوب به كار ببندد.
علاوه بر همه آنچه ذكر شد، در عين حال بايد دو نكته را مد نظر داشت :
اول آنكه هرچند خداوند چنين قدرتي را به برخي افراد داده، اما به حكم عقل و وحي از صدمه زدن بي مورد به ديگران نهي كرده و براي آن عقاب و عذاب مقرر فرموده و اگر كسي آگاهانه چنين كند، در دنيا و قيامت مشمول غضب و عذاب الهي قرار مي گيرد؛ در نتيجه وجود اين توانايي خود يكي از مهمترين زمينه هاي آزموده شدن فرد در برابر خداوند محسوب مي شود كه از اين قدرت چگونه بهره مي برد و آيا وظيفه خود را در قبال ديگران به دستي انجام مي دهد كه از اين حالت وي صدمه نبينند يا خير ؟
چون به جهت همين قدرت كه در برخي افراد وجود دارد در روايات به ما توصيه شده است. هر گاه برادر خود را در وضعيتي نيكو ديديد براي جلوگيري از اثر گذاري چشمتان بر او رفتار خاصي را داشته باشيد ؛ مثلا در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده:
« مَنْ أَعْجَبَهُ شَيْءٌ مِنْ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَلْيُكَبِّرْ عَلَيْهِ فَإِنَّ الْعَيْنَ حَقٌّ (5) هر كه از چيزى كه برادرش دارد خوشش آيد بر آن تكبير بگويد. ( خدا را تهنيت و بزرگداشت بگويد) كه چشم زدن درست است و اثر دارد.» و نكته دوم آنكه در منابع ديني براي در امان ماندن از اين اثرات خاص نيز توصيه هايي شده، يعني همان گونه كه انسان براي در امان ماندن از صدمات جسمي كه ممكن است از جانب يك انسان شرور دريافت نمايد خود را با تمهيداتي حفظ مي كند يا مسلح مي نمايد، براي در امان ماندن از اين خطرات هم مي تواند با رعايت دستورات ديني خود را محافظت نمايد؛ مثلا از امام صادق(ع) روايت شده است كه: "چشم [زخم] حق است و تو از خودت در امان نيستي، نيز نسبت به ديگران از خودت، اگر در اين مورد ترسيدي بگو: ما شاءالله [لا حول و] لا قوّة إلاّ بالله العليّ العظيم،(6) اين جمله سه بار ادا شود".
پينوشتها:
1. قلم (68)، آيه 51.
2. يوسف(12)، آيه 67.
3. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1374ش، ج10، ص30.
4. سيدرضي، نهج البلاغه، دارالهجره، قم، بي تا، ج1، ص546، حكمت 400.
5. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق، ج 92، ص 127.
6. همان، ج 60، ص 26، حديث 23.
موفق و موید باشید






