سلام در شهر ما مردی بود که به نیکوکاری شهرت داشت از کارهای نیک او کمک به افراد نیازمند و فقیر بود و حضور در مسجد محل و بسیاری دیگر از کارهای نیک همه ی اهالی شهر او را به خوبی میشناسند . چند روز پیش او به خاطر یک دعوای خانوادگی در یک روز دو نفر از خواهرزاده هایش را به قتل رساند چون نتوانست خشمش را کنترل کند. حالا این سوال برای اهالی شهر ما پیش آمده که چرا او با این که انقدر خیر بود ولی این کار را انجام داد و چرا خدا او را کمک نکرد؟ چرا نتوانست بر خشمش غلبه کند؟ آیا خدا او را به حال خودش واگذار کرد؟
ممنون میشوم اگر به سوالم جواب بدهید. با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسش گر گرامي ما اطلاعات دقيقي نسبت به آن فرد نداريم و اين كه چرا و چگونه مرتكب قتل شده؟ شايد اصلا قتلش خطائي بوده و اصلا قصد كشتن نداشته است. ولي به هر حال اين كه يك فرد ظاهر الصلاح و به ظاهر مومن دچار اين گناه بزرگ شود، احتمالات مختلفي دارد، مثلا احتمال دارد كار هاي خير او ظاهر سازي بوده و منافقانه كارهاي خير مي كرده است كه البته ما اين احتمال را به او نسبت نمي دهيم.
ممكن است در واقع كارهاي خير او واقعي و با نيت درست بوده است. ولي در برخي صفات اخلاقي خوب كار نكرده است، مثل غضب يا حسد يا كبر و ... اين يك حقيقت است كه ما انسان ها ممكن است در برخي كارهاي خير مانند انفاق و صدقه و صله رحم و كمك به برادران ديني موفق باشيم، ولي در برخي صفات اخلاقي ضعيف باشيم. مثلا متكبر باشيم و يا حسود باشيم و يا كينه اي باشيم، تمام اين صفات بد كم كم زمينه را براي گناهان بزرگ مانند غيبت و تهمت و دروغ و ضرب و جرح و يا حتي قتل آماده كند. بله ايشان اگر چه كار خير مي كرده است. ولي اگر ريشه هاي غصب را مهار نكرده باشد و روي صفات اخلاقي فردي اش كار نكرده باشد ، هيچ بعيد نيست كه در موقعيت غضب، دست به كار هاي خطرناك و بسيار زشت بزند ،به هر حال غضب شعبه اي از جنون است. بنابراين چون فرد خشم آلود غالباً خود را در موضع قدرت و برتري و سلطه مي بيند، بايد با عواملي كه باعث شعله ور شدن غضب مي شود، پنجه درافكند و با عامل آن ها كه (خودخواهي) مي باشد، يا مال دوستي و جاه طلبي و شهرت خواهي و تكبّر و جهل و... مبارزه كند، روحيه ميانه روي به نفس خود ببخشد تا او را در جاده كرامت و عزّت راه ببرد، نه اين كه كبر و خود پسندي بر آدمي چيره گردد و او را در لجن زار غرور و خودپسندي فرو ببرد.
غضب در وجود انسان مانند سگ شكاري است كه نيازمند آموزش دادن است، تا حركات و سكناتش با اشاره صاحبش صورت گيرد، نه با ميل خودش. امير المومنين (ع) مي فرمايد: « بِئسَ القَرينُ الغَضَبُ: يُبدِى المَعائبَ ويُدنِى الشَّرَّ وَيُباعِدُ الخَيرَ؛(1) خشم هم نشين بسيار بدى است: عيب ها را آشكار، بدى ها را نزديك و خوبى ها را دور مى كند.»
كسي كه روي صفات بد اخلاقي اش كار نكند، امكان دارد در اين مواقع مرتكب اين جنايات شود. و خداوند او را به حال خود واگذارد، او بايد هنگام غضب محل را ترك مي كرد تا دچار خطايي نشود. براي اين كه خدا ما را به حال خود واگذار نكند، بايد به دستورات او عمل كنيم و اگر او به دستورات خدا در مورد غضب و مهار كردن آن عمل مي كرد قطعا ياري خدا شامل حالش مي شد و دست به اين كار نمي زد.
پي نوشت:
1. عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1366 ه.ش، ص 302 .
موفق و موید باشید






