بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام
وآرزوی قبولی طاعات.بنده از محضرتون دو سوال داشتم در
مقوله حجاب که اغلب در کرسی های آزاد
اندیشی دانشگاه توسط دانشجویان صاحب
نظر مطرح می شد و من نیز به دلیل نداشتن
علم کافی در این زمینه نمیتوانستم پاسخ
مناسبی به ایشان بدهم اگر لطف کنید شما
متخصصان عزیز پاسخ هایتان همراه با ادله
علمی و احادیث معتبر باشد و قابل مطرح
کردن در جمع دانشجویی.
مثلا در مورد سوال اول این پاسخ که تعدد آیات نشان دهنده ی اهمیت حکم خدا نیست و حکم خدا تغییر نمی کند(که جواب عاقلانه ای به نظر نمی رسد چون همیشه تاکید بر امری نشان دهنده ی اهمیت آن است و به نظر می رسد افرادی که چنین پاسخی به سوال می دهند به دنبال تبرعه کردن خود از سوال هستند)به فرض اگر این استدلال درست باشد لطفا با توجه به احادیث نمونه ی دیگری بیاورید که با توجه به اینکه تعداد آیات مورد بحث در قرآن کم بوده ولی از نگاه معصومین تاکیید زیادی به آن می شده است.

1-با توجه به
اینکه مقوله داشتن حجاب نه جزو اصول نه
فروع دین است و در قرآن کمتر از 3-4 آیه به
آن پرداخته است چرا حکومت اسلامی باید
این همه روی آن تمرکز کرده و مردم را زیر فشار قرار دهد و به مسائل مهم دیگر که در قرآن چندین آیه به لزوم اجرای آن تاکید شده(مثل رسیدگی به فقیران و تهیدستان و جلوگیری از اینهمه فساد در سیستم اقتصادی و سیاسی کشور اسلامی و بسیار از مسائل دیگر مثل توجه به آگاهی و حاکم کردن جو علمی بر جامعه ،خمس ،زکات،ترویج نماز و... که بارها در قرآن بدان ها اشاره شده )توجهی نمی شودپاسخ چیست؟
2-میدانیم در سوره احزاب
خداوند ابتدا زنان پیامبر و سپس زنان
مومنه(المومنات)را برای حجاب خطاب قرار
می دهد.با توجه به لین می توان گفت اهل
کتاب و غیر اهل کتاب(کفار) که در جامعه
اسلامی یا در بیرون آن زندگی می کنند
نباید از طرف حکومت و مسلمانان بازخواست
شوند؟ چرا خطاب قرآن فقط به مومنات است؟
با تشکر از روشنگریتان و توفیق روز افزون از خداوند سبحان-یا علی مدد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به سؤال اول بايد بگوييم كه
اولا: اينكه گفته شده مسئله حجاب جزء فروع دين نيست. مطلب صحيحي نيست. زيرا فروع دين منحصر در همان ده مورد نماز و روزه و ...نيست. بلكه آن ده مورد موارد شاخص فروع دين است و فروع دين شامل همه أحكام عملي مي گردد و يكي از اين أحكام لزوم پوشش مناسب در مقابل نامحرم است.
ثانيا: در خصوص كم فروشي نيز آيات معدودي نازل شده، اما در عين حال مي بينيم كه همين كم فروشي يكي از عوامل نزول عذاب بر قوم شعيب بوده است. چنانكه حضرت شعيب بعد از توصيه قوم خود به يكتاپرستي و دوري از كم فروشي مي فرمايد:« وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحيطٍ»(1) « و من بر شما از عذاب روزى فراگير و هلاكت‏بار بيم دارم.»
ثالثا: در روايتي از حضرت علي (ع) مي خوانيم:« أَعْظَمُ الذُّنُوبِ عِنْدَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ ذَنْبٌ صَغُرَ عِنْدَ صَاحِبِه‏ »(2) « بزرگ ترين گناه نزد پروردگار گناهي است كه انجام دهنده آن، آن را كوچك بشمارد» همچنين در حديث ديگري از امام باقر (ع) مي خوانيم:« لَا مُصِيبَةَ كَاسْتِهَانَتِكَ بِالذَّنْبِ وَ رِضَاكَ بِالْحَالَةِ الَّتِي أَنْتَ عَلَيْهَا»(3) « هيچ مصيبتي همچون سبك شمردن گناه و خرسند بودن به حالتى كه در آنى نيست.»
رابعا:
گناهان جهات و ابعاد مختلفي دارد كه ممكن است از برخي جهات كم ارزش باشد. اما ممكن است جهات ديگري داشته باشد كه اهميت زيادي داشته باشد. بد حجابي از اين جهت كه چند تار موي نامحرم قابل رؤيت براي ديگران است ممكن است در ظاهر مسئله كم اهميتي باشد. اما فراگير شدن اين گناه آرامش رواني جامعه و جوانان را از بين مي برد.
از سوي ديگر حجاب از يك موضوع ارزشي اخلاقي صفر خارج شده و تبديل به يك موضوع استراتژيك سياسي و يك موضوع فرا امنيتي شده است امروزه مسئله حجاب، مسئله تمدن ساز شده است.
اگر حجاب يك مسئله كم اهميت است. چرا در كشورهايي مانند فرانسه كه ادعاي آزادي و حقوق بشر آنها گوش فلك را كر كرده استفاده از حجاب و پوشش اسلامي ممنوع شده است؟!
اما درباره اينكه گفته شده بجاي توجه به حجاب بهتر است به ساير مباحث مهم تر مانند فسادهاي اقتصادي و سياسي توجه شود بايد بگوييم كه توجه به يك مسئله ديني، منافاتي با توجه به ساير مسائل ندارد و بهتر است بگوييم كه در كنار توجه به حجاب بهتر است به ساير مسائل مهم مانند فسادهاي اقتصادي و سياسي نيز رسيدگي شود. علاوه بر اينكه مسئولين و نهادهاي مربوطه به فسادهاي اقتصادي و سياسي و ... نيز توجه و رسيدگي دارند.
درباره پرسش دوم شما بايد بگوييم كه طبق فتواى مشهور فقهاء شيعه هر انسانى كه داراى شرائط عامّه تكليف يعنى عاقل و بالغ و قادر باشد نسبت به نماز و روزه و ساير احكام مكلّف است و بايد بكوشد تا از عهده برآيد بر خلاف ابو حنيفه كه اسلام را از شروط اصل تكليف مى‌شمارد و به عقيدۀ او كافر به فروع دين مكلف نيست. ولى به عقيدۀ ما، كفّار همانگونه كه نسبت به اصول دين تكليف دارند نسبت به فروع دين هم مكلف هستند(4) و لذا اينكه قرآن كريم فرموده اي مؤمنان فلان عمل را انجام دهيد به معناي اين نيست كه غير مؤمنان مكلف نباشند. بلكه غير مؤمنان در درجه اول بايد ايمان و اسلام بياورند و سپس همانند ساير مؤمنان دستورات و فرامين الهي را اجرا نمايند.
از سوي ديگر مسئله حجاب امري شخصي و فردي نيست كه بگوييم موسي به دين خود عيسي به دين خود؛ بلكه اثرات مخرب اجتماعي براي جوانان و جامعه دارد و از اين جهت حكومت اسلامي موظف به برخورد با آن است؛ چنانكه اگر دين و آييني يافت شود كه مثلا دزدي را جايز بشمارد نمي توان با استناد به اينكه وي مسلمان نيست دزدي را براي وي جايز شمرد و برخورد با وي را منع نمود!
پي نوشت ها:
1. هود(11) آيه 84.
2. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات، 1366ش، ص 187.
3. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء ، سال 1404 هـ ق، ج‏75، ص 165.
4. بحراني، شيخ يوسف، الحدائق الناضرة، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1405ق، ج‌3، ص39.

موفق و موید باشید