با سلام
بنده در یکی از دانشگاه های دولتی در حال نحصیل در رشته مهندسی هستم و عاشق دختری همکلاس شده ام (عاشقی در سطح خیلی بالا حاضرم جونم رو هم به خاطرش بدم و به خاطرش از خیلی چیزا گذشتم )علاقه مان هم فکر میکنم یعنی انشاالله که اینجور است که دوطرفه است البته ایشان به خاطر حیا چیزی نگفته اند در حالی که از میزان علاقه من با خبرند همه چیزمان با هم میخورد تحصیلات رشته عقاید و دین و ایمان وضع اقتصادی و خانواده ها و اخلاق و... فقط تنها مشکلی که هست سن است که ایشان 20 ماه از من بزرگترند آیا با این همه شرایط و تفاهم و علاقه و... این مشکل خیلی مشکل بزرگی است؟ اشکالی دارد که با ایشان در صورت موافقتشان ازدواج کنم؟؟؟ در جامعه چگونه تلقی میشود ؟ به خانواده ام چه بگویم که راضی شوند؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آن چه در پي مي آيد نگاهي آسيب شناسانه و نه همدلانه به نامه شما سرور گرامي است، اميد است از تندي و گزش احتمالي قلم دل آزرده نگرديد و بيشتر در آن تأمل نماييد.
همان طور كه مي دانيد از نظر ما روانشناسان در بسياري موارد عشق بر خلاف ظاهر جذاب و رمانتيكش باطني مرضي دارد. مرضي از اين جهت كه ريشه در سه اختلال عمده روانپزشكي يعني اضطراب، وسواس فكري، افسردگي دارد. با توجه به رشته شما يعني مهندسي به خوبي مي توان حدس زد كه عشق شما بيشتر به يك فكر يا رفتار وسواسي شبيه است تا يك امر ماورايي. اگر در خود دقت كرده باشيد از اضطراب بي بهره نيستيد و بارها با افكار وسواسي دست و پنجه نرم كرده ايد. اساساً يكي از دلايل بروز طلاق در بين زوجين عاشق پيشه همان عدم توجه به وسواسي بودن اين مسأله است. پسر و دختر به اشتباه بر روي اين فكر يا رفتار وسواسي حساب ويژه باز مي كنند و مي خواهند با دست مايه قرار دادن اين امر مرضي بناي يك زندگي مشترك را بگذارند.
بر خلاف عقيده شما من معتقدم شما نه تنها در ملاك تناسب سني مشكل داريد. بلكه در ساير زمينه هاي ادعايي شما اين ملاكمندي رعايت نشده است حتي با فرض اين كه ايشان 20 ماه از شما كوچكتر بودند و ساير ملاك ها تأمين شده بود، باز ازدواج شما با ايشان به خاطر رويكرد عشقي شما به مسأله خطير انتخاب، احتمالاً فرجامي بس ناكام كننده خواهد داشت.
اساساً انتخاب عاشقانه (چه خوب، چه بد، چه ملاكمند چه غير ملاكمند) انتخاب كارآمدي نيست و فرد بايد قبل از پا گذاشتن به فرايند ازدواج در درجه اول به درمان نسبي عشق خود بپردازد. به عنوان مثال شما به اعتراف خودتان حاضريد جان خودتان را به خاطر ايشان فدا نماييد. اين سرمايه گذاري رواني افراطي و مريض گونه بر دختري كه حتي از ميزان علاقه متقابلش خبر نداريد. نتيجه جز ورشكستگي كامل عاطفي يا فروپاشي روحي شما به همراه نخواهد داشت.
اين سرمايه گذاري مجنون وار بر يك دختر ناشناخته (شناخت شما از اين دختر بر خلاف تصورتان حتي به ده درصد هم نمي رسد) همچون سرمايه گذاري اقتصادي بر يك كالا ناشناخته، آينده اي جز به خاك نشستن نخواهد داشت.
قطعاً اين دختر بعد از ازدواج در بهترين شرايط شما را از بدترين رفتارها، طردها، تحقيرها، توهين ها سرزنش ها و... بي نصيب نخواهد گذاشت و شما به ناگاه متوجه عدم تناسب عشق ديوانه وار خود و رفتارهاي دلسرد كننده وي خواهيد شد.
در مجموع بايد گفت با فرض اين كه شما بر امر ازدواج با اين دختر پافشاري داشته باشيد باز چاره اي ندارد كه از طريق چند جلسه مشاوره با يك روان شناس باليني به تعديل عشق ويرانگر خود بپردازيد. (مطالعه كتاب عشق ويرانگر را به شما توصيه مي كنيم) توصيه اوليه و البته اكيد ما اين است كه از اساس از خير اين ازدواج پر حاشيه بگذريد، چرا كه همان طور كه در نامه تان ذكر كرده ايد وصال اين دختر چه بسا به گذر شما از هفت خوان رستم احتياج داشته باشد و شما بايد سال ها تاوان اين خاطرخواهي را بدهيد. ازدواج با دختر بزرگتر، پيامدهاي منفي به همراه دارد كه شرايط اختصاصي طرفين و البته شرايط عمومي اطرافيان ميزان بزرگي يا كوچكي اين پيامدها را تعيين مي كند. به ياد داشته باشيد كه اين خاطرخواهي با سيل سوالات بعدي شما همراه خواهد بود و شما احياناً همچون يك فرد مبتلا به وسواس فكري يك آن از دست اين سوالات مكرر و اطمينان بخش رهايي نخواهيد داشت. ترديد و دودلي يكي از لوازم اين انتخاب هاي عاشقانه مي باشد.

موفق و موید باشید