با سلام خدمت شما؛
صیغه از چه زمانی در اسلام وجود داشت؟؟آیا در قرآن و احادیث به آن اشاره شده است؟؟و اینکه آیا شرایط آن دقیقا اینقدر آسان است که فقهای ما اعلام کرده اند،اینکه نیاز به شاهد ندارد و خود افراد میتوانند آن آیه صیغه را بخوانند،به نظر من با این شرایط آسان فساد در جامعه بیشتر میشه...و بازنا توفیری ندارد...چراکه مراحل قانونی وعرفی و شرعی آن بسیار آسان است...
با تشکر از سایت خوبتوون
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در مورد قسمت اول سوال شما بايد گفت: اتفاق عموم علماى اسلام بر اين است كه ازدواج موقت در آغاز اسلام مشهور بوده قرآن بر مشروعيت اين مساله تاكيد مشخصي دارد: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً؛ زنانى را كه متعه [ازدواج موقت] مىكنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد.(1) و شواهد و قرائن تاريخي نشان ميد هد كه مسلمانان در آغاز اسلام به آن عمل كردهاند و جمله معروفى كه از عمر نقل شده: «متعتان كانتا على عهد رسول اللَّه و انا محرمهما و معاقب عليهما، متعة النساء و متعة الحج؛ دو متعه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه من آنها را حرام كردم و بر آنها مجازات مىكنم، متعه زنان و حج تمتع» (كه نوع خاصى از حج است)(2) دليل روشنى بر وجود اين حكم در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله است.
احاديث هم در اين زمينه زياد است و از ذكر آنها به جهت طولاني شدن پاسخ اجتناب مي كنيم.(3)
در مورد شرايط ساده آن هم بايد تذكر دهيم كه شرايط اين دو امر تفاوت چنداني ندارد و اگر به نظر شما آسان است، اين سهولت قطعا در هر دو وجود دارد. در هر دو وجود شاهد جزء شرايط نيست. در هر دو افراد مي توانند خودشان عقد را بخوانند و در هر دو عقد دختر باكره بايد با اذن پدر باشد. تنها در ازدواج موقت مدت زمان عقد ذكر مي شود و در عقد دائم خير و الا در شرايط با يكديگر تفاوت خاصي ندارند.(4)
اما در مورد قسمت دوم سوال شما؛ برخي گمان مي كنند كه در ازدواج موقت همانند زنا و فحشا نوعي استثمار جنسي رخ مي دهد و اين دو مساله، دو روي يك سكه اند، اما بايد گفت اين ادعا به هيچ وجه صحيح نيست، زيرا:
اولا : در ماهيت ازدواج موقت در اسلام هيچ گاه ارتباط جنسي كوتاه و صرف لحاظ نشده، بلكه ازدواج موقت راهكاري است براي بسياري ازافراد كه زمينه و تمكن و بستر تشكيل زندگي كامل و همه جانبه را به دلايل گوناگون ندارند، اما در عين حال نيازهاي طبيعي و غريزي و روحي شان با ازدواج درجه دو و با تعهدات كم تر قابل حل است . در نتيجه كم نيستند افرادي كه ازدواج موقتي طولاني مدت و محترمانه و با همه ابعاد روابط زوجين حتي با تشكيل خانواده دارند و از آن هم راضي هستند.
دوم : ازدواج موقت نتايج و ثمرات متفاوتي دارد. تنها راهكاري براي بهره مندي جنسي نيست، بلكه در بسياري از موارد اين راهكار تنها راه حل بر طرف نمودن مشكلاتي از قبيل محرميت ها است؛ در واقع در موارد بسياري مانند فرزند خواندگي ها و پرستاري از افراد پير و سالمند و يا ايجاد محرميت هاي مصلحتي، ازدواج موقت، به دليل پايين بودن حجم تعهدات و آساني انجام و بي نيازي به طلاق، تنها راه كار حل مشكل است.
سوم :در مقوله ازدواج موقت سخن از انتخاب كاري ناشايست در برابر رفتار صحيح و مطلوب نيست، يعني انتخاب گزينه ازدواج موقت به معناي رها كردن گزينه صحيح و منطقي به حساب نمي آيد، بلكه در موقعيت لزوم انتخاب گزينه اي بين فحشا و روابط بي حد و حصر و يا روابط محدود و ضابطه مند است كه اسلام گزينه دوم را برگزيده است.
بايد بپذيريم كه چه در گذشته و چه در حال به دلايل گوناگون، امكان ازدواج دائم براي بسياري از افراد فراهم نبوده و نيست؛ در بسياري از محيط ها و فرهنگ ها افراد در سنين خاصي قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متأهل در مسافرتهاي طولاني و يا در مأموريتها و يا به علل ديگري با مشكل عدم ارضاي غريزه جنسي رو به رو ميشوند؛ يا افراد متعدد به خصوص بانوان بعد از از دست دادن همسران شان به رغم نياز شديد به همدم و همسر ، توان ورود در اين عرصه را در خود نمي بينند و از برخوردهاي بد جامعه هراس دارند.
در واقع زناني كه به هر دليل ازدواج نكرده اند، ولي نياز جنسي و عاطفي دارند، همچنين زناني كه همسر خود را از دست داده اند و امكان يا تمايل ازدواج مجدد و دائم ندارند، همچنين مردان يا جوانان مجردي كه در موقعيت و وضعيت مالي و اجتماعي ازدواج نيستند و يا دسترسي به همسران خود ندارند و يا به هر دليلي نياز جنسي شان با همسر خودشان ارضا نمي شود، ارتباط مستقيم و جدي با مسئله ازدواج مجدد دارند كه به نظر مي رسد ازدواج مجدد تنها اره كار منطقي در برابر اين افراد است.
در خصوص مرداني كه نياز جنسي شان با همسرشان برآورده نمي شود ( كه البته بر اساس سرد مزاجي طبيعي در بانوان اين مردان در همه جاي دنيا كم هم نيستند) با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد، به علاوه اين واقعيت كه به دلايل گوناگون تعادل ميان مرد و زن همواره به هم ميخورد و زنان بدون همسر بيش تر از مردان در جامعه مي مانند راهكاري منطقي و مفيد براي مردان نيازمند و زنان داراي همين نيازها بهتر از يك ازدواج ضابطه مند و داراي بار معين حقوقي و البته درجه 2 و كم مسئوليت تر نسبت به ازدواج دائم نيست.
اسلام ورود در حوزه هاي انحرافي براي ارضاي نيازهاي جنسي را بسيار خطرناك به حال فرد و جامعه دانسته، آن را خروج از مرز و نوعي عدوان و تعدي قلمداد نموده است؛ تنها راهكارهاي اسلام براي برخورد منطقي با اين حقيقت وجودي، طبيعي ترين و جامع ترين راه كار ممكن يعني ازدواج است كه علاوه بر برخورد منطقي با اين نياز دروني زمينه ارضاي ساير نيازهاي روحي و رواني انسان و رشد و تعالي فردي و اجتماعي او و ايجاد جامعه اي بالنده و پيشرو را نيز فراهم مي نمايد.
پي نوشت ها:
1. نساء(4) آيه24.
2. فاضل مقداد، كنز العرفان، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، تهران، 1383ش، ج2 ص158.
3. مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج 103 ص305 به بعد.
4. براي مطالعه بيشتر به رساله هاي توضيح المسائل قسمت ازدواج مراجعه كنيد كه شرايط هر دو مورد به طور كامل توضيح داده شده است.
موفق و موید باشید






