باسلام
بارها با شما با ایمیلهای مختلف مشاوره کردم
چهار سال منتظر اقا پسری از همکلاسیهای دانشگاهم بودم که قرار بود دوساله به خاستگاری بیایند اما به دلیل فقر مالی نتونستن
به علت علاقه ای که به ایشان داشتم دو سال دیگر هم منتظرشان ماندم
اما وقتی می بینن شرایط ازدواج یا همان پول را نتوانستند فراهم کنند با اینکه هیچ کداممان راضی نبودیم اما مجبور به جدایی شدیم
دیگه باورم میشه که انقدرها یا توان نداره یا دوسم نداره .میگه هیچی پول ندارم ولی میگم حداقل برای از دست ندادن من باید خانوادت رو راضی کنی حداقل شروع کنیم
بقیه رو خدا وعده داده که به خاطر فقر از ازدواج نترسید خدا خودش غنی میکنه
ایا اشتباه میگم ؟ اما این اقا دلایل خودشو داره که نه نمیشه تو خیلی زندگی رو ساده می بینی. این وسط کی داره اشتباه میکنه ؟

احساس میکنم خیلی ضرر کردم نه بخاطر اینکه دوسش داشتم
به خاطر اینکه 27 سالمه هنوز ازدواج نکردم
احساس میکنم خیلی دیر شده . میخام ازدواج کنم ولی فکر این اقا و محبتی که ازشون در دل دارم همیشه یه پایه تصمیمم رو میلنگونه .
ایا برای ازدواج من دیر شده ؟ 1 ماه دیگه وارد 27 سالگی میشم
از طرفی میخام فوق لیسانس شرکت کنم این اقا مانع درس خوندنم بودن ولی من به شدت علاقه دارم حتی با وجود اینکه ممکنه اینده کار نکنماما میخام فرزندانی تربیت کنم که شایسته برای ملت شیعه و مولا علی باشن
ایا خیلی برای ازدواج من دیر شده ؟
ایا من باز میتونم با کسی اشنا بشم که خوشبختی دنیا و سعادت اخرتم رو همراهش داشته باشه ؟
با محبت و علاقه این اقا که در دل دارم چیکار کنم؟
خیلی رو خودم کار کردم که بتونم از ذهنم دورشون کنم اما بعضی چیزا رونمیشه دور کرد
نمی دونم چطوری میخام با یه مرد دیگه اشنا بشم . من و این اقا هم کلاسی بودیم که ایشون بعد از یک سال احساسشون رو به من گفتند من سخت اعتماد میکنم که 1 سال طول کشید تا بتونم باورش کنم و شرایطش رو بپذیرم
مادری دارم بسیار مهربان به خاطر اون میخندم و شادی میکنم که نفهمه درونم داغونه چون بدتر از من اون ویران میشه .
دلم میخاد دانشگاه قبول بشم و برم.انگار خیلی خیلی از دنیا عقبم
سعی می کنم بگم تموم شد دیگه نمیخام و دل زده میشم اما ته دلم امید دارم که با اون اقا زندگی کنم
وقتی اسم خاستگار میاد چشام برق میزنه که اونه بعد با خودم میگم بهش جواب رد میدم بعدش خودم میترسم نکنه جدی بگیره نه جواب مثبت میدم و باز با شنیدن اسم کسه دیگه به خودم میام و میگم اون دوسم نداره چقدر ان درد داره

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همان طور كه مي دانيد آن چه شما در شرايط فعلي به آن دچاريد چيزي جز وسواس فكري نيست. همه افكار، صحبت ها، دل نوشته هاي شما چيزي جز محتواهاي يك وسواس فكري نيست. عشق كاهنده عملكرد يا همان عشق مرضي نيز چيزي جز يك فكر يا رفتار وسواسي نيست. اگر شما وسواس فكري نداشتيد، لازم نبود يك سال بگذرد تا به كسي اعتماد كنيد و خيلي زودتر از يك سال به نتيجه مي رسيديد. اگر شما وسواس فكري نداشتيد، همان ماه اول كه مي ديديد ايشان پشتوانه اي براي عشق تو خالي اش ندارد، او را براي هميشه رها مي كرديد.
اگر شما وسواس فكري نداشتيد 4 سال از بهترين سال هاي عمرتان را مصروف يك پسر كم ارزش (احياناً در نظر شما ارزشمندترين پسر دنيا) نمي كرديد. اگر شما وسواس فكري نداشتيد با كمال گرايي منفي به زندگي نمي گريستيد– البته كسي منكر اين مسائل نيست. ولي اين مسائل و دغدغه هاي ظاهر مثبت در حقيقت چيزي جز كمال گرايي منفي (كه يكي از ويژگي هاي افراد مبتلا به وسواس فكري است )نيست. شما احياناً در بسياري از انتخاب هاي خود از جمله انتخاب لباس، روسري، انتخاب رشته و ... مردّديد و اين ترديد و دودلي (كه باز يكي ديگر از ويژگي هاي افراد مبتلا به وسواس فكري است) يك لحظه شما را رها نمي كند. اشتغال ذهني مكرر و به قول خودتان داغوني ذهنتان چيزي جز وسواس فكري نيست. مشاوره هاي متعدد با ايميل هاي مختلف شما نيز چيزي جز يك فكر و رفتار وسواسي نيست. اگر شما تا پايان عمر با ما يا با هر كس ديگري به اين صورت به مشاوره بپردازيد، قطعاً دردي از شما دوا نخواهد شد و شما با بروز اولين حمله اضطرابي به سر جاي اول خود بازگشت مي كنيد. جالب اين جاست كه اگر همين فردا با اين پسر نالايق و بي مسووليت ازدواج كنيد، وسواس فكري و حال بدي هاي شما كاهش چنداني نمي يابد و شما مي بينيد با اين كه به وصال معشوق خود رسيده ايد، ولي باز روز از نو، روزي از نو. اساساً ازدواج درماني، درمان مناسبي براي عشق به عنوان يك فكر و رفتار وسواسي نيست. وسواس فكري درمان ويژه خود را دارد و بايد به صورت تخصصي درمان پذيرد. احتمال دارد اين پسر از وسواس فكري شما به ستوه آمده است و او هم در ازدواج با شما مردد شده است. البته اين پسر در ابراز عشقش به شما بسيار ناجوانمردانه عمل كرده است، چرا كه ايشان بذر اين فكر وسواسي را در ذهن وسواس زده شما كاشته است. در هر صورت ازدواج شما با ايشان فرجام نيكي نخواهد يافت و شما در همان ساعات و روزهاي اوليه به تداوم زندگي با ايشان دچار ترديد و دو دلي شديد خواهيد شد. چه بسا به ناگاه نسبت به ايشان بي تفاوت گرديد و احساس يخ زدگي عاطفي نسبت به ايشان پيدا كنيد. يعني يك دفعه احساس كنيد كه ايشان را نمي شناسيد و هيچ تعلق خاطري به ايشان نداريد. اين نوسانات شديد عاطفي از خصوصيات افراد مبتلا به وسواس فكري است. وسواس فكري شما تهديدي براي ازدواج شما با هر پسر ديگري است و تا زماني كه اين مسأله بهبودي نسبي نيافته، نبايد پا در زندگي مشترك نهيد. اگر وسواس فكري شما درمان شود رسوبات عشق پيشين تاثير منفي چنداني در زندگي شما با ديگري نخواهد داشت. پس براي چندمين بار متذكر مي شوم كه شما براي برون رفت از اين مخمصه عاطفي چاره اي جز تن دادن به درمان تخصصي نداريد. درمان تخصص وسواس فكري چيزي جز دارودرماني و روان درماني نيست. روان درماني وسواس فكري حداقل 25 جلسه طول مي كشد. مسلما هر روانشناس باليني از عهده درمان وسواس فكري بر نمي آيد و بايد به دنبال بهترين متخصص اين مساله در شهرتان يا شهرهاي مجاور باشيد. دارودرماني را نيز از نظر دور نداريد.

موفق و موید باشید