با سلام
حدود سه ساله که شیطان روز به روز تسلطشو بر من بیشتر کرده
و ذهنمو نسبت به معصومین خدا بد کرده و افکار وحشتناک و توهین آمیزی میاره تو ذهنم.
دیگه هر وقت میخواهم با خدا ارتباط برقرار کنم میاد تو ذهنم و ذهنمو خراب میکنه.
امیدم به شب قدر بود که فهمیدم قلبم خیلی سخت شده حالم از خودم بهم میخوره .
قبلا هم پیام داده بودم فرموده بودید به این افکار بی محلی کنم و بیخیالشون بشم
اما به کار نیومد .حتی همین الان هم که دارم این پیامو می نویسم ده بار اومده تو ذهنم که این پیامها الکیه شما هم نمی تونید کاری بکنید یعنی اینو فقط بگم که درباره ی همه چیز میاد تو ذهنم و یک مزخرفی میگه. یک کم تحقیق کردم فهمیدم که یک نوع وسواس ذهنیه اما مال من از وسواس گذشته و به ایمانم رسیده
نماز میخونم ومسجد میرم(البته به سختی.هر وقت میخوام برم مسجد حالت کسلی میکنم اما شکر خدا میرم)قرآن میخوانم اما هیچی نمیشه همش با بیحالی.
اگه بخواهم برای کسی از خدا و دین و امامان توضیح بدم خیلی خوب میتونم
اما درون خودم این بی ایمانی را دارم
اگر میشه شماره تلفن یا آدرسی بدید تا حضوری بیام فکر کنم خیلی خوبه ممنون.
التماس دعا
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
وسواس فكري، خطور مطالبي بيهوده و گاهي شرم آور و وحشتناك به ذهن به صورت پياپي و بدون اختيار است؛ به طوري كه شخص قادر به قطع آن ها نيست و نمي تواند آن ها را از خود دور سازد و او را از فكر كردن درباره مطالب ديگر باز مي دارد.
افكار تكراري درباره عملكرد شرعي كه آيا پاك شدم يا نه؟ يا درباره صحت اعمال ديني، افكار و تصوراتي كفر آميز كه حالت توهين به مقدسات را دارد، تصور درباره اشخاص كه مثلا پشت سر او حرف مي زنند يا توطئه قتل او را در سر مي پرورانند، هرگونه شمارش، به خاطر سپردن اطلاعات بي اهميت مانند شماره پلاك ماشين ها، نام هنرپيشه ها و افكاري غيرواقعي مانند در خطر بودن قرآن و تلاش براي محافظت از آن و ... نمونه هايي از وسواس فكري هستند. در هفتاد درصد افراد وسواسي، وسواس فكري و عملي با هم وجود دارد. اين گونه بيماري هاي فكري به دليل اختلالي كه در نظام زندگي ايجاد مي كند، بايد درمان شوند. شخص مبتلا به وسواس فكري نمي تواند درباره موضوع هاي مهم و اساسي زندگي بينديشد و در نتيجه از وظايف اصلي باز مي ماند؛ چون نمي تواند تمركز داشته باشد و حواسش زياد پرت مي شود. نظم فكري چنين شخصي به هم مي ريزد؛ درمانده شده، قادر به مطالعه و حتي عبادت نيست. اين گونه وسواس، سطح اضطراب را بالا مي برد و شخص مبتلا به آن، براي رهايي از اين تشويش، فكر مي كند و به يك دور معيوب دچار مي شود؛ بنابراين توصيه ما درمان اساسي اين اختلال به كمك يك متخصص روانشناس باليني است. وسواس فكري، بدخيم تر از اختلال وسواس عملي است؛ اما مانند آن درمان دارد هرچند علاج آن سخت تر است.
در ادامه به نكات ذيل توجه كنيد.
1. به طور كلي، معمولا اختلال وسواس در سنين اواخر نوجواني يا اوايل جواني، بيشتر در 25 سالگي و اغلب طي دوره اي پر استرس آغاز مي شود. اما يافتن علت يا علل اصلي اين اختلال بهترين راه درمان آن است.
2. بسيارى از پژوهشگران معتقدند: افراد مبتلا به اين مشكل, غالباً خطر پيامدهاى منفى بسيارى از اعمال را به صورت افراطى و بيش از اندازه براورد مى كنند. و يا مسؤوليت خود را بيش از اندازه براورد كنند يا به خاطر فرضيات اساسى، خود را سرزنش نمايند.
3. اولين مرحله درمان شما اين است كه از ما به عنوان مشاورين مذهبي بپذيريد كه تنها راه درمان، مراجعه به روانشناس باليني است. در مرحله بعد پس از تشخيص ميزان اختلال، در صورت نياز مراجعه به روانپزشك بهترين و تنها گزينه پيش روي شماست. قطعا بي توجهي به اين امر موجب بدتر شدن حال شما خواهد شد.
4. عامل ايجاد كننده اختلال وسواس هر چه باشد، مهم تر آن است كه متخصص مربوطه علائم اختلال وسواس را با درمان هاي رفتاري و داروئي كنترل كند. درصورتي كه اين اختلال درمان نشود، اكثر مبتلايان علايم آن را تا حدي در زندگي خود همراه خواهند داشت. اگرچه دوره هايي نيز وجود دارند كه علايم اين اختلال تخفيف مي يابند و عملكرد مبتلايان بهنجار مي شود، با اين حال هيچ گاه علائم كاملا از بين نمي رود. بعضي از افراد دوره هايي فاقد هرگونه علائم را پشت سر مي گذارند، اما پس از مدتي، علائم دوباره پيدا مي شوند. و در تعداد كمي از افراد، علائم شديدتر مي شود. اما به خاطر داشته باشيد كه اين دورنماي ناخوشايند تنها نشان دهنده وضعيت درمان نشده اختلال وسواس است. بنابراين در صدد حل ريشه اي اين اختلال باشيد.
5. بايد از ما به عنوان مشاورين مذهبي بپذيريد كه هيچ كس با اين افكار مرتد يا كافر نشده است و چنين تفكراتي تعيين كننده شخصيت يا ايمان شما نيست. شخصي خدمت رسول اكرم (ص) رسد و عرض كرد: اي رسو خدا! گاهي راجع به خدا و شما افكاري به ذهنم مي رسد كه اگر بگويم، چه بسا حكم قتل مرا بدهيد. حضرت فرمود: وقتي اين افكار به سراغت مي آيد، خوشحال مي شوي يا ناراحت؟ عرض كرد: ناراحت مي شوم. فرمود اين عين ايمان است (مسند احمد، ج 2، ص 397)
6. در صورت عدم دسترسي به روانشناسان مجرب يا عدم آگاهي از چگونگي يافتن اين روانشناسان دراستان محل زندگي خودتان، مي توانيد براي دريافت راهنمائي هايي در اين زمينه با مشاورين محترم اين مركز از طريق شماره تلفن (09640 بدون كد و پيش شماره و بصورت رايگان) تماس بگيريد.
توصيه ها
كنترل افكار مزاحم نيازمند تلاش مستمر و مداوم شماست و نبايد پنداشت كه با بيان يكى دو نكته همه چيز درست مىشود. اما جهت مقابله با چنين افكار مزاحم مىتوانيد علاوه بر انجام دستورات متخصص مربوطه، از دستورالعملهاى ذيل بهره گيريد:
1. افكاري كه به ذهن ما وارد شده و باعث اضطراب ما مي شوند؛ از دو حال خارج نيستند:1. يا واقعا خطرناك اند2. و يا ما آنها را خطرناك قلمداد نموده ايم. كه ميزان حالات دوم بيشتر است. يعني خيلي اوقات ما دچار خطاي شناختي شده و صرف اينكه فكر نابجا, يا تصوير شخصي در ذهنمان مي آيد گمان مي كنيم در واقعيت هم همين امر در حال انجام بوده به همين خاطر به سرعت آشفته شده و احساس وحشت و ناراحتي وجودمان را گرفته و در پي از بين بردن آنها دست به يكسري اقدامات عملي و يكسري افكار ضد آنها مي زنيم تا آنها را فراموش كنيم. در حالي كه اگر از همان ابتدا «فكر» را از «واقعيت» متمايز مي نموديم و صرف وجود« فكر» ما را به وحشت نمي انداخت دچار اين چرخه معيوب نمي شديم.
2. مطمئن باشيد و بدانيد كه وقتى به چيزى فكر مىكنيد به اين معنا نيست كه آن كار را انجام خواهيد داد مثلاً اگر در ذهن و قلبتان به تنبيه شدن فكر مي كنيد، به اين معنا نيست كه آن جمله و كلام در عمل در حال اجراست. يعنى فكر كردن در باره موضوعى الزاما به فعل و انجام آن منتهى نمىشود. اين مطلب را خودتان مىتوانيد در طول روز چندين بار مشاهده و لمس كنيد و به آن باور كنيد.
3. سعي كنيد در مقابل افكارتان هيچ گاه مقاومت نكنيد. وقتي خدا با همه حكمتش در وجود ما دروازهبان فكري قرار نداده است، براي چه خود را به يك كار عبث و انرژي مجبور كنيم؟! پس در طول روز افكارتان را هر چقدر خطرناك و ترسناك است، اجازة ورود و خروج دهيد و مثل يك نسيم كه از تور ميگذرد، افكار شما بايد به راحتي از ذهن شما عبور كند.
4. از آنجا كه معمولاً اين افكار به هنگام بيكارى به سراغ فرد مىآيد، سعى كنيد با يك برنامهريزى دقيق و حساب شده تمام اوقات شبانه روزى خود را پر كنيد و هيچ گاه بيكار نباشيد. به مطالعه، نظافت اتاق، كمك به دوستان، ورزش و... مشغول باشيد. و هر گاه بيكار شديد خود را به كارى مشغول سازيد.
5. در صورتى كه به چنين افكارى اهميت ندهيد مطمئن باشيد. اگر تحمل كنيد. پس از چندى نهايتا آن را رها خواهيد كرد.
6. يكي از شيوه هاي مهم واساسي براي كسب آرامش تخليه ذهن است: بعد از بازگوكردن ترس ها نفرتها ناامنيها و تاسف به يك فرد قابل اعتماد احساس سبكي و آرامش مي كنيد. بعد از تخليه ذهن فكري ديگر را جانشين آن بنماييد افكاري سازنده و سالم.
7. ناراحتي هاي رواني و دروني خود را روي كاغذ بريزيد و آرامش را امتحان كنيد.
8. هر روز مدت كوتاهي افكار تسكين دهنده يا منظره اي آرام بخش را در ذهن خود مجسم كنيد.
9. بر عكس سر و صدا, سكوت تسكين دهنده آرام بخش وسلامت زاست. هر كس در شبانه روز به 15 دقيقه سكوت كامل نياز دارد در حال سكوت هيچ كاري انجام ندهيد.
10. به خودتان بگوييد نگراني صرفا يك عادت بد ذهني است با توكل به خدا كنار مي گذارم.
11. شما باتلقين افكار نگران كننده همواره نگران به نظر مي رسيد.
12. هر روز صبح بعد از خواب به خودتان تلقين كنيد كه من به خدا ايمان دارم و مطمئن باشيد كه با ياد خدا دلتان آرام خواهد گرفت.
13. موضوعاتي را كه هر روز با ديد منفي مي ديديد از اين پس با ديدي مثبت نگاه كنيد.
14. ريشه هاي اميد را در خودتان زنده كنيد.
15. با افراد خوش بين و اميد وار معاشرت كنيد.
16. فكر كنيد چگونه مي توانيد به ديگران كمك كنيد تا نگراني هاي خود را فراموش كنند با كمك به ديگران شما قدرت بيشتري براي غلبه بر ناراحتي هاي خود پيدا مي كنيد.
موفق و موید باشید






