با سلام
1- با توجه به آیه زیر:توبه/119
اين براي پيامبر ومومنين شايسته نيست كه براي مشركين طلب بخشش كنند حتي اگر خويشاوندشان
چگونه ما می گوییم اللهم ادخل علی اهل القبور السرور
در حالی که این به همه باز می گردد؟
2- چرا خداوند در آیه توبه/29:
با كساني از اهل كتاب كه به خدا و روز قيامت ايمان نمي اورند و چيزهايي كه خدا وپيامبرش حرام كرده اند برخود حرام نمي كنند و دين حق را نمي پذيرند جنگ كنيد تا انگاه كه به دست خود در عين مذلت جزيه بدهند.
اینقدر خشن برخورد کرده است؟ آیا ابتدا کمی نرمش خوب نبود؟

پرسش: طلب آمرزش
با سلام
1- با توجه به آيه زير:توبه/119
اين براي پيامبر ومومنين شايسته نيست كه براي مشركين طلب بخشش كنند حتي اگر خويشاوندشان چگونه ما مي گوييم اللهم ادخل علي اهل القبور السرور ، در حالي كه اين به همه باز مي گردد؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به اين سؤال به عنوان مقدمه بايد بگوييم كه آيات قرآن و روايات معصومين (ع) داراي ترتيب موضوعي نيستند تا مطالب آنها با تمام قيود و شرايط يك جا بيان شده باشد. بلكه در يك جا يك حكم به ظاهر عمومي و مطلق بيان شده و در جاي ديگر قيود و شرايطي كه باعث مقيد شدن آن حكم است بيان شده است حال در اينجا وقتي ما با يك حكم عمومي و مطلق در آيات و روايات مواجه مي شويم نمي توانيم آن حكم را بدون توجه به قيود و شرايط آن در نظر بگيريم و بايد در ساير آيات و روايات هم جستجو كنيم تا مطمئن شويم كه قيود و شرايط خاصي براي آن حكم بيان نشده باشد و آن قيود و شرايطي كه باعث مي شود حكم عمومي و مطلق، مقيد به موارد و شرايط خاصي شود يا به صورت لفظي و در قالب الفاظ بيان شده و يا اينكه در قالب الفاظ وارد نشده بلكه عقل انسان آن قيود و شرايط را كشف مي كند.
در مسئله مذكور نيز اين نكته را بايد مد نظر داشته باشيم. يعني وقتي در روايت و دعايي وارد شده كه:« اللهم ادخل علي اهل القبور السرور» با توجه به آياتي مانند آيه 113 سوره توبه (1) متوجه مي شويم كه دعاهاي مذكور شامل حال مشركان نمي گردد.
از سوي ديگر بايد توجه داشت كه مراد از اين مشركان هم كه در آيه مذكور آمده همه مشركان اعم از معاندين و مستضعفين آنها نيست. بلكه چنانكه در تفسير الميزان آمده در اينجا ما با دو صنف مواجه هستيم: شخصي كه خداوند به خاطر تقصيرى كه از وي سرزده با او دشمن و از او خشمگين است، و ديگري بنده اي كه با خداى تعالى دشمن است، اگر بر فرض خدا با بنده‏اش دشمن باشد. ولى بنده‏اش مستكبر نباشد، در اين صورت جاى اين هست كه به خاطر رحمت واسعه الهي، انسان براي اين بنده طلب مغفرت كند، و از خداوند بخواهد كه به حال آن بنده‏اش ترحم كند. اما اگر بنده با خدا سر دشمنى داشته باشد مانند مشركين معاند و خود را بالاتر از آن بداند كه به درگاه خدا سر فرود بياورد، در چنين صورتى عقل صريح حكم مى‏كند به اينكه شفاعت و يا استغفار معنا ندارد و لغو است.(2)
با توجه به توضيح مذكور روشن مي شود كه برخي از مشركان جزء مشركاني هستند كه بدليل غفلت و قصور يا عدم تبيين حق هدايت نشده اند و اگر حقيقتا دليل و برهاني براي وحدانيت خدا براي آنها آورده شود آنها از شرك خود دست بر مي دارند. اما برخي از مشركان بگونه اي هستند كه حق را شناخته اند. اما از روي تكبر حاضر به پذيرش حق نيستند و لذا دعا و شفاعت در حق آنها لغو و باطل است.
در يكي از آيات قرآن مي خوانيم:« وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيرا» (3) « كسى كه بعد از آشكار شدن حق، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم و به دوزخ داخل مى‏كنيم و جايگاه بدى دارد.»
چنانكه ملاحظه مي نماييد در اين آيه نفرموده هر كس كه با پيامبر مخالفت كند مطلقا در دوزخ است. بلكه اين قيد آورده شده كه:« مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى» يعني اگر بعد از آشكار شدن حق مخالفت داشته جايگاهش قطعا دوزخ است. اما كسي كه حق براي وي تبيين نشده و وي قاصر از شناخت حق بوده دوزخي بودن وي قطعي نيست.
پي نوشت ها:
1. « ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي‏ قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيم» « براى پيامبر و مؤمنان، شايسته نبود كه براى مشركان (از خداوند) طلب آمرزش كنند، هر چند از نزديكانشان باشند (آن هم) پس از آنكه بر آنها روشن شد كه اين گروه، اهل دوزخند».
2. علامه طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق، ج‏9، ص 397.
3. نساء(4) آيه 115.

پرسش: طلب آمرزش
2- چرا خداوند در آيه توبه/29:
با كساني از اهل كتاب كه به خدا و روز قيامت ايمان نمي اورند و چيزهايي كه خدا وپيامبرش حرام كرده اند برخود حرام نمي كنند و دين حق را نمي پذيرند جنگ كنيد تا انگاه كه به دست خود در عين مذلت جزيه بدهند.
اينقدر خشن برخورد كرده است؟ آيا ابتدا كمي نرمش خوب نبود؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در آغاز لازم است متذكر شويم اين مطلب كه نرمش و مهرباني هميشه مطلوب و خشونت هميشه مذموم باشد مطلب صحيحي نيست و هر كدام از ين دو با توجه به قيود و شرايطي كه دارند مطلوب هستند. بنابراين نه رأفت و نرمش ارزش مطلق است و نه خشونت ضد ارزش مطلق.
ما نيز قبول داريم كه خشونت ابتدايى مذموم و محكوم است، اما آيا خشونت براى رفع خشونت و خشونت براى جلوگيرى از ظلم، ستم، آدم كشى، آشوب، تجاوز به حقوق، جان، مال و ناموس مردم؛ و بالاتر از همه خشونت براى جلوگيرى از خيانت به اسلام محكوم است؟! مسلماً چنين خشونتى نه تنها محكوم و مذموم نيست، بلكه لازم و خواست هر مسلمان عاقلى است. و لذا نبايد انتظار داشته باشيم كه همه آيات قرآن به نرمش و مهرباني سخن بگويد.
از سوي ديگر خداوند متعال 113 سوره از سوره هاي كتاب خود را با دو صفت رحمان و رحيم آغاز نموده و تنها در سوره توبه بنابر مصالحي با اين دو صفت آغاز نشده آيا با اين حال شايسته است كه نسبت برخي آيات قرآن كه در ظاهر به صورت خشن برخورد كرده سخن به اعتراض بگشاييم؟!
اما در خصوص آيه 29 سوره توبه (1) بايد بگوييم كه آيه مذكور در مقام بيان اين مطلب است كه اگر غير مسلمانان سرانه مالياتي را بپردازند اسلام با آنها كاري ندارد و اين ماليات بيشتر براي حفظ امنيت آنهاست. پس اين آيه نمي گويد به زور ايمان بياوريد و الّا كشته مي شويد. بلكه مي گويد با پرداختن ماليات و رعايت حقوق اجتماعي ، به طور آزاد و در زير حمايت حكومت زندگي كنيد. پس نه تنها اين آيه در اين مورد خشونتي به خرج نمي دهد بلكه پيشنهاد مي دهد كه امنيت اجتماعي آنها را نيز در قبال پرداختن جزيه تأمين كند و اين رحمت اسلام را مي رساند كه با داشتن قدرت قلع و قمع باز به فكر آسايش مردم حتي غير مسلمان است.
اهل كتاب با پرداخت جزيه علاوه بر استفاده از مصونيت و امنيت هيچ گونه تعهدى از نظر شركت در ميدان جنگ و كليه امور دفاعى و امنيتى بر عهده ندارند، و مسئوليت آنها در برابر حكومت اسلامى به مراتب از مسلمانان كمتر است.
يعنى آنها با پرداخت مبلغ ناچيزى در سال از تمام مزاياى حكومت اسلامى استفاده مى‏كنند، و با مسلمانان برابر مى‏شوند، در حالى كه در متن حوادث و در برابر خطرات قرار ندارند.(2)
پي نوشت ها:
1. « قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ » «با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مى‏شمرند، و نه آيين حق را مى‏پذيرند، پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند!»
2. آيت الله مكارم شيرازى، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374ش، ج‏7، ص 356.

موفق و موید باشید