باسمه تعالی. با سلام و احترام. اگر جوانی بپرسد که چرا خداوند اجازه می دهد که در دنیا، بی گناهان بی شماری رنج فراوانی ببرند، به خصوص کودکان، در صورتی که قادر است مانع آن شود یا از این رنجها بکاهد، چه پاسخی را می توان داد؟ با تشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ اين سوال شما مي گوييم كه اولا؛ طبق آيات و روايات عالم و جهان خلقت بر اساس علم خدا نسبت به نظام هستي خلق شده ،از اين رو كاملترين و زيباترين فرض ممكن است. بالاتر و برتر از اين نظام اساسا امكان خلق نداشته و ندارد، پس نظام موجود «نظام احسن» و اكمل و برتر و جلوه عيني علم خداوند است. (1)
در نتيجه خداوند اين دنيا را به نحو احسن و به دور از هر گونه ظلم و ستم وتبعيض و... خلق كرده است چنانچه مي فرمايد:«ما تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ؛(2)در آفرينش آن خداى بخشايشگر هيچ گونه اختلاف و تفاوتى نمى‏بينى. باز بنگر آيا خلل و نقصانى مى‏بينى؟».
و اگر در دنيا ظلم و فساد و تبعيض و بر اثر آن رنج و سختي وجود دارد علت و سبب آن خدا نيست. بلكه خود انسان ها هستند.
ثانيا؛ خداوند متعال نه تنها اجازه ظلم و ستم و در نتيجه رنج كشيدن را به هيچ كس در دنيا نداده است. بلكه از ظلم و ستم كردن و مورد رنجش قرار دادن ديگران نهي كرده و همگان را به رعايت تقوي و حق و حقوق همديگر و نيكي در حق ديگران سفارش كرده است چنانچه مي فرمايد: وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ(3) و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب؛ و بهره‏ات را از دنيا فراموش مكن؛ و همان‏گونه كه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن؛ و هرگز در زمين در جستجوى فساد مباش، كه خدا مفسدان را دوست ندارد!
و از طرف ديگر خداوند جهاد و مبارزه در مقابل ظلم و ستم و فساد را تجويز كرده است تا بدين وسيله هر مظلومي بتواند حق را بستاند و از حقوق خود دفاع كند و به هيچ انساني اجازه نداده است كه در مقابل ظلم و ظالم سر تسليم فرود آورد. چرا كه از ديدگاه قرآن سكوت و تسليم در مقابل ظلم و ظالم خود را در معرض هلاكت قرار دادن است و قرآن مي فرمايد: وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ(4) خود را به دست خود، به هلاكت نيفكنيد.
در نتيجه اين مطلب شما كه چرا خداوند اجازه داده كه بي گناهان بي شماري در دنيا رنج بكشند از اساس منتفي است و خداوند به كسي چنين اجازه اي نداده است.
ثالثا؛ گرچه خداوند قادر مطلق و داراي اراده مطلق است و بر هر كاري تواناست. اما توجه داشته باشيد كه اراده و قدرت مطلق داشتن خداوند به معناي نفي نظام علت و معلول و اختيار انسان ها نيست و خداوند، عالم هستي را بر اساس يك نظام ثابت و مهم يعني نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار كرده است. هيچ پديده‏اي بدون علت به وجود نمي‏آيد؛ هر آنچه در عالم هستي محقق مي‏شود ،ناشي از علت و سبب خاصي است. آتش علت سوزاندن است، پيدايش درخت ميوه معلول قرار گرفتن نهال درون خاك با شرايط و كيفيت خاص و آب و هواي مناسب است.
اراده‏ حكيمانه‏ خداوند بر آن است كه تحقق هر پديده‏اي را معلول علت خاصي قرار داده كه اين امر موجب قوام زندگي موجودات و از جمله انسان است، زيرا اگر اصل علّيت بر جهان هستي حكم فرما نبود، هيچ كاري نمي‏توانستيم انجام دهيم و هيچ تصميمي براي انجام كاري نمي‏توانستيم بگيريم. در آن صورت، پديد آمدن هر چيزي از هر امر نامربوطي ممكن و محتمل بود.
لازمه‏ نظام علت و معلولي حاكم بر جهان هستي، تحقق پديده‏ها به دنبال علت آن هاست، يعني همان گونه كه بر اساس نظام علت و معلولي، رعايت تقوي و حق و حقوق همديگر باعث آسايش و تعالي و پيشرفت انسان ها مي شود عدم رعايت تقوي و حق و حقوق همديگر و پيروي از هوا و هوس هاي نفساني باعث ظلم و ستم و رنج و سختي در جامعه مي شود. پس اگر در دنيا ظلم و ستم وجود دارد كه بر اثر آنها افرادي بي گناه به رنج و سختي مي افتند لازمه حتمي مجموعه عواملي است كه در به وجود آمدن آنها مؤثر بوده‏اند.
بنابراين پيدايش جامعه اي با چنين وضعيتي بر اساس يك نظام معين و كاملاً همخوان با حكمت الهي است. زيرا اگر قرار باشد خداوند خود جلوي هر گونه ظلم و ستم و رنج و سختي را بگيرد و همه رفتارها و اعمال ما انسان ها به نتايج خوب و مطلوب ختم شوند، ساختار عالم به هم مي خورد. اختيار و آزادي انسان بي معني مي شود و ارزش نيكي و خير از بدي و اشتباه شناخته نمي شود؛ در نتيجه يا بايد بپذيريم كه قوانين منظم و معيني در عالم وجود داشته باشد و معلول ها نتيجه علت هاي شان باشند و يا همه چيز در عالم متغير و بدون پيش بيني خواهد بود.
بنابر اين انتظار اينكه خداوند نتيجه علت هايي را كه به رنج و سختي و... منجر مي شود، را به راحتي و آسايش دگرگون كند، انتظاري نامعقول است. زيرا اين گونه مانع شدن خداوند هم با اصل عليت و اختيار و آزادي انسان ها منافات دارد و هم با حكمت هاي الهي؛ چون اين كار و تغيير در عموميت قانون عليت به معني مانع شدن از امكان رشد و بالندگي در يك انسان، همچنين مانع شدن از تلاش براي رسيدن به نتايج علل مطلوب و مورد نياز بشر است.
و بديهي است كه وجود رنج ها و سختي ها هيچ وقت مورد خواست و مطلوب خداوند نبوده اند در نتيجه حصول چنين نتايج نامطلوبي به معناي خواست و مطلوب خداوند نيست، بلكه آن چه خداوند اراده مي نمايد. ،تحقق نتايج طبيعي علل خاص در اين عالم است. اين ماييم كه دانسته يا ندانسته زمينه ساز بروز برخي از نتايج به ظاهر نامطلوب مي شويم.
پي نوشت ها:
1. محمد تقي مصباح، آموزش فلسفه، نشر سازمان تبليغات اسلامي، 1364 ش، ج 2، ص 392.
2. ملك (67 ) آيه 3و2.
3. قصص (28)آيه 77.
4. بقره(2) آيه 195.

موفق و موید باشید