سلام عبادتهاتون قبول و پیشاپیش عید سعید فطر مبارک.
من آرزو 25 ساله هستم و در خانواده ای 5نفره زندگی میکنم.وضع مالیمان در حد اجاره ی خانه است و ماشین شخصی نداریم و خیلی وقتها در حسرت خیلی چیزها باید بمانیم تا شاید روزی به دست آوریمشان.اما با این حال خدا را شاکرم که مادر و خواهر و برادر خوبی دارم ولی متاسفانه من و خواهر و برادرم از مهر پدری چیزی ندیدیم چون هرچه بود دستور بود و دعوا...
اما برخلاف ما خانواده ی پدر و مادری ام وضع زندگیشان خوب است و خانه و ماشین شخصی دارند و هرچه میخواهند خیلی زود فراهم میکنند.
مدتهاست سوالی ذهنم را درگیر کرده که چرا در بین این همه خانواده نباید خانواده ی من هم وضع مالیشان در حدی باشد که محتاج پول و سربارشان برای استفاده از ماشین نباشیم؟
چه باید بکنم لطفا راهنمایی ام بکنید...

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر بزرگوار قبل از ورود به پاسخ اصلي از آنجائي كه به نوعي سؤال شما به بحث عدالت الهي در توزيع امكانات بين بندگان خود بر گشت دارد. براي روشن شدن اين امر ابتدا بايد ببينيم منظور دقيق از عدالت چيست و آيا اين تفاوتهائي كه در عالم وجود دارد، بي عدالتي است يا چيزي ديگر.
عدالت در مشهورترين معناي خود قرار دادن هر چيز در جاي خود است، يعني هر حقيقتي كه بايد در جاي مناسب خود باشد، اگر در همان جا قرار داده شود، عدالت شكل گرفته، در غير اين صورت ظلم كه مقابل عدالت است، تحقق پيدا كرده است.
بر اين اساس گفته مي شود كه صدق واژه عدالت فرع وجود "حق" است ، يعني اگر چيزي مستحق قرار گرفتن در مكان و جايگاهي باشد، لازم است كه در همان جايگاه قرار بگيرد و گرنه اگر حقي در ميان نباشد، عنوان عدالت و ظلم معنا ندارد.
فرض كنيد تصميم گرفتيد در جشن عاطفه ها به چند نيازمند كمك كنيد و اتفاقا به يك فقير 2000 تومان و به ديگري 1000 تومان داديد؛ آيا فقير دومي مي تواند اعتراض كند كه چرا به او 2000 تومان دادي و به من هزار تومان ؟ مسلما خير، زيرا او و فرد اول هيچ حقي به گردن شما نداشتند. شما از روي ميل دروني و به اختيار خود خواستيد كمكي به آن ها بكنيد، حال با دليل يا بي دليل در كمك تفاوتي قايل شديد، اين امر هيچ ربطي به عدالت و يا ظلم بر نمي گردد. نه تنها در حق فرد دوم بلكه در حق كسي هم كه هيچ به او نداديد، ظلمي نكرديد، چون حقي در ميان نبود.
رابطه ما و همه موجودات با خداوند از همين قبيل است. هيچ حقي بر خداوند نداريم تا حق مطالبه آن را داشته باشيم و در نحوه اعطاي نعمت ها به خداوند گله كرده، از او ناراضي باشيم.
البته نحوه توزيع نعمت ها در بين بندگان هرچند با عدالت ارتباطي ندارد، اما با حكمت خداوند در ارتباط است، همان طور كه كمك شما به فقير از همين قبيل است؛ در واقع اگر دليل معقولي براي تفاوتي كه بين دو فقير قايل شديد داشتيد، نحوه رفتار شما حكيمانه خواهد بود.اگر بي هيچ دليلي چنين تفاوتي را مرتكب شديد، كار نيك شما دچار صفت منفي بي تدبيري و بي حكمتي خواهد بود. مي شود گفت كه در نحوه انجام كار نيك تان حكيمانه برخورد نكرديد.
در مورد خداوند هر چند عدالت و ظلم در مورد اعطاي نعمت ها به بندگان بي معناست، اما تفاوت ها كه به شكل هاي گوناگون وجود دارد، تنها در صورتي قابل قبول و منطقي و منطبق بر حكمت الهي هستند كه دليل قانع كننده اي داشته باشند و گرنه مي توان گفت خداوند در نعمت دادن به بندگان حكيمانه برخورد ننموده و نوعي تبعيض بي دليل را در عالم محقق كرده است؛ اما در حالت كلي ابتدا بايد ديد كه اختلافات ناشي از چيست و اختلاف بين مردم از نظر نعمت‏هاي ظاهري به چه تناسب و معياري است؟
با تامل و دقت در اختلافات و تفاوت ها مي توان دريافت كه اصولا اين موارد جهات مختلفي دارد:
1- بعضي از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق ديگران است.
اين قبيل تفاوت‏ها ظالمانه و غير منطقي است و با از بين رفتن نظام طبقاتي و گسترش عدالت اجتماعي از ميان خواهد رفت. هيچ گاه اسلام و قرآن اين گونه تفاوت‏ها را تأييد نكرده است، زيرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آن‏ها را نمي‏توان به حساب دستگاه آفرينش گذارد. مشكلات مالي بسياري از خانواده ها ناشي از ظلمي است كه در گذشته برآن ها يا پدران آن ها شده است. اگر ظلم ها نبود، وضع كنوني يك خانواده و خاندان حتي يك جامعه متفاوت بود.
خداوند نخواسته ظلم ها باشد و راهكار برطرف شدن آن ها را هم با ارسال پيامبران ارائه داده، اما راهكار هيچ گاه به طور كامل به نتيجه نرسيده، زيرا خداوند نظام عالم را بر اساس سنت هاي معيني بنيان نهاده ، از علت و معلول در عالم تخطي نمي نمايد. بنا ندارد كه به طوري اعجاز گونه ظلم ها را از بين ببرد و عدالت را در همه جا حاكم نمايد، يا ظالمان را مجبور كند كه ظلم ننمايند و جلوي تلاش هاي انبيا را نگيرند؛ بلكه بشر بايد با همت و تلاش خود مانع ظلم ظالمان شوند و عدالت كامل را محقق سازند.
2- تفاوت بهره مندي انسان‌ها در برخي موارد ديگر معلول كار و تلاش انسان‌ها است.
قانون خلقت بر آن نهاده شده كه هر كسي به اندازه سعي و تلاش خود بهره­مند شود. «وَ أَن لَّيْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»؛«و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست،» (1)مطمئنا كسي كه به تنبلي خو كرده باشد، به دنبال كسب روزي حلال بر نيايد يا تصميمات اقتصادي درستي اتخاذ نكرده باشد و مقدمات صحيح موفقيت اقتصادي را فراهم ننموده باشد، نمي‌تواند مانند ديگران از نعمت‌هاي دنيوي بر خوردار شود. هر چند كاملا اهل عبادت و بندگي خدا باشد؛ كسي كه كار و تلاش بيش تري مي‌كند، بهره بيش تري خواهد داشت گرچه اهل معصيت و گناه باشد .
3- قسمتي ديگر از تفاوت‏ها، طبيعي و لازمه آفرينش انسان است، يعني هر قدر اصول عدالت در جامعه انساني رعايت شود، باز همه انسان‏ها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سليقه‏ها يكسان نخواهند بود. مسلما بهره مندي از نعمت هايي مانند مال و ثروت هم رابطه مستقيمي با استعداد و توان كار اقتصادي و مانند آن دارد كه اين امور در همه افراد يكسان نيست؛ اين همان حقيقتي است كه از آن به تقدير روزي خداوند نام برده مي شود.
استاد مطهري مي‏گويد: "معناي عدالت اين نيست كه همه مردم از هر نظر در يك حد و يك مرتبه و يك درجه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد و در اين جهت مثل پيكر است.
وقتي كه مقامات و درجات دارد، بايد تقسيم بندي و درجه بندي شود. راه منحصر، آزاد گذاشتن افراد و زمينه مسابقه را فراهم كردن است. همين كه پاي مسابقه به ميان آمد، خود به خود به موجب اين كه استعدادها در همه يكسان نيست و به موجب اين كه مقدار فعاليت‏ها و كوشش‏ها يكسان نيست، اختلاف و تفاوت به ميان مي‏آيد. يكي جلو مي‏افتد و يكي عقب مي‏ماند".(2)
اساسي ترين نكته اي كه در اين زمينه وجود دارد، آن است كه در عالم همه چيز بر اساس يك قانون عام و فراگير طراحي شده و آن اصل عليت است.
بر اساس اين اصل اصيل، هر معلولي از علت خاص خودش به وجود مي‌آيد ، يعني در جهان هستي هر چيزي كه مقتضاي علت خاصي بود، محقق مي شود، چه ما بدانيم و بخواهيم و چه نه ؛ دقت در بركات و ثمرات اين اصل بنيادين ضرورت وجود و استواري آن در نظام خلقت را بر هر انسان عاقلي روشن مي كند. حال بعد از برقراري اين اصل عمومي آيا مي توان در موارد خاصي درخواست جاري نشدن آن را داشت ؟يقيناً خير، زيرا اين برخلاف عموميت يك قانون و مبناي ثابت كه امور بر اساس آن تنظيم مي گردد است.
بر اساس همين قانون زماني كه به هر دليل اسباب ثروتمند شدن و يا فقير ماندن خانواده اي و يا بهره مندي كمتر آنها از امكانات بوجود آيد خود به خود نتيجه آن نيز حاصل مي شود. در نتيجه در خانواده اي خاص ثروت و امكانات بيشتر انباشته مي شود و در خانواده اي ديگر امكانات و يا ثرورت كمتر حاصل مي شود؛ آيا مي توان توقع داشت كه بر خلاف قانون عليت با وجود اسباب فقر و يا كمبود امكانات نسبت به خانواده اي ديگر قانون عليت نقض گردد؟ مسلما همه ارزش يك قانون به فراگير بودن و عموميت آن است كه اين امر با اولين استثنا مخدوش مي شود.
البته اين تفاوت ها خود ناشي از حكمت هاي متعدد خداوند است كه فعلا در مقام بيان آن ها نيستيم؛ اما حال كه به هر دليل چنين اختلافات و تفاوت هاي در برخي خانواده ها وجود دارد و افرادي نظير شما ناخواسته در خانواده اي به دنيا آمده اند كه در مقايسه با خانواده ديگر از امكانات كمتري بهره مند مي شوند، جاي اين سؤال هست كه آيا برابر دانستن همه اين انسان ها كه داراي توانمندي ها و استعداد ها و شرايط متفاوتي هستند، در برابر تكاليف و دستورات الهي بي عدالتي نيست؟
در پاسخ به اين سوال مهم بايد بگوييم: بله، بي عدالتي است، اما خداوند به هيچ وجه همه انسان ها همانند هم و به طور مساوي در نظر نمي گيرد . با همه افراد به طور كاملا متفاوتي برخورد مي نمايد تا كم ترين ظلم و بي عدالتي در اين زمينه روا داشته نشود.
در حقيقت راز اصلي تفاوت ها را بايد در حقيقت عالم يعني آزمودن انسان دريافت؛ به عبارت روشن تر تفاوت‏هاي موجود در بين انسان ها براي اين است كه معلوم شود انسان چگونه از امكانات خدادادي بهره برداري مي‏كند. اگر نابرابري‏ها نبود، زمينه امتحان در شكلي مهم و جدي از ميان مي‏رفت.
البته شكل آزمون هاي الهي داراي تفاوت هاي بسياري است. بعضي افراد با مال و نعمت و گروهي ديگر با تنگدستي و نقمت. گروهي با بيماري و درد جسمي و گروهي با سلامتي و تندستي آزمايش مي‏شوند؛ اما نكته مهم در اين ميان آن است كه همه اختلافات به شكلي دقيق و عادلانه در نحوه تكاليف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قيامت مورد محاسبه قرار مي گيرد.
آزمايش با غنا و بي نيازي آسان تر از آزمون فقر نيست، بلكه مطمئناً آنان كه در دنيا از نعمات بيش تري برخوردار بودند، مسئوليت سنگين تري دارند و بيش تر مورد سؤال و درخواست هستند و بايد بيش تر پاسخگو باشند. كساني كه آزمون هاي سخت فقر و بيماري و ... را گذراندند، شرايط بسيار بهتر و آسان تري را پيش رو خواهند داشت. و در قيامت خدا را به خاطر اين تقدير شكر خواهند كرد كه در برابر سختي كوتاه دنيا سعادت ابدي را نصيب آن ها نموده است. از نگاه معارف ديني اسلام، نحوه اجراي عدالت خداوند در برابر بندگانش لااقل در سه محور تشريع و مسئوليت ها، تكوين و توانايي ها و بالاخره محاسبه و بررسي عملكردها تجلي مي يابد. با حساب همه اين موارد نوعي عدالت شگفت انگيز و غير قابل تصور براي ما رقم خواهد خورد.
يعني خداوند بسته به موقعيت هاي فردي و اجتماعي و توانمندي هايي كه به هر فردي داده، توقعات و مطالباتي را نيز از او داشته، انجام وظايف و مسئوليت هايي را نيز از او مي طلبد. به علاوه نمره قبولي اين افراد كاملا متفاوت بوده، در نحوه محاسبه و بررسي نتايج افراد همه عوامل و موانع موفقيت يا عدم موفقيت كامل يا نسبي فرد به طرز دقيقي محاسبه مي شود تا معين گردد يك فرد در چه موقعيت و جايگاهي در قيامت برخوردار است.
با اين توضيحات روشن مي شود كه خداوند بر اساس شرايط، توانمندي هاي فكري و محيطي و... تكاليف و آزمون هاي بندگان را تعيين مي كند، «لَا يُكلَِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»؛«خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند.»(3) به همين دليل خداوند بر اساس اندازه اختيار و حق انتخاب و امكان انتخاب درست، جزا و پاداش افراد را مي دهد و هيچ گونه بي عدالتي و تبعيضي در اين زمينه محقق نمي گردد.
در نهايت توصيه ما تلاش سازنده براي بهبود شرائط است كه ان شاء الله به نتيجه مي رسد، اما در هر حال به آنچه در عين تلاش و كوشش و زندگي پاك و خداجويانه براي شما حاصل مي شود راضي باشيد و همه آمال تان محدود در نعمات و امكانات مادي نباشد كه البته اين امور هم به لطف الهي براي شما فراهم خواهد شد.
پي‌نوشت‌ ها:
1.نجم(53) آيه 39.
2. استاد مطهري، بيست گفتار، نشر صدرا، 1375ش، ص 109.
3.بقره (2) آيه 286.
موفق و موید باشید