با سلام وخسته نباشید فلسفه ریش گذاشتن در اسلام چیست ونظر ائمه اطهار (ع) در این مورد چیست؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد اشاره شود كه علماى شيعه اتفاق نظر دارند كه همه احكام الهى تابع مصالح و مفاسد است.
چه اين كه وجود محاسن متناسب با ساختار طبيعى بدن مرد مى‏باشد. تراشيدن آن مشابهت به زنان مى‏باشد. ريش گذاشتن با روند طبيعي آفرينش مردان كه آن ها را متمايز از زنان مي‌سازد، نيز هماهنگ است.
اما از نظر ديني بايد گفت: روايت طولانى از امام صادق(ع) تاريخچه اين مسئله ذكر گرديده ، امام به فلسفه فوق اشاره كرده و مى‏فرمايد:
«... و انا نحن نجز الشوارب و نعفى اللحى و هى الفطرة...؛(1) ما شوارب(سبيل) را كوتاه مى‏كنيم و لحيه(ريش) را باقى مى‏گذاريم و اين مطابق فطرت است.»
سيره و روش عملى پيامبران و امامان و اصحاب و ائمه(ع) گذاشتن ريش بوده است. در تاريخ سراغ نداريم پيامبر يا امامى ريشش را تراشيده باشد. بنابراين تراشيدن ريش برخلاف احتياط است و كوتاه كردن سبيل مستحب است. البته صدق ريش به مقداري كه پوست صورت پيدا نباشد، كافى است و لزومى ندارد كه ريش بلند باشد.
فلسفه همه احكام و جزييات آن ها به طور تفصيلي روشن نيست و آگاهي از آن دانشي فراتر از تنگناهاي معارف عادي بشر مي طلبد. اما روشن است كه همه احكام الهي تابع مصالح و مفاسد واقعي است. بنا بر اين در صورتي كه فلسفه حكمي را ندانيم، بنا بر قاعده كلي فوق بايد از آن پيروي كنيم؛ زيرا در آن مصلحتي هست، هر چند بر ما ناشناخته باشد.
در يافتن فلسفه احكام، نبايد هميشه به دنبال علوم تجربي رفت و دليلي مادي و فيزيولوژيك برايش جست و جو نمود. اين فرايند كه همواره در پي يافتن مصلحت يا مفسده اي طبي يا ... باشيم، برخاسته از نگرشي مادي گرايانه است؛ در حالي كه بسياري از احكام، مصالحي معنوي دارند كه در حوزه هيچ يك از علوم بشري قابل تحقيق نيست. آن ها با متد تجربي خود، قادر به دادن حكمي - نفياً يا اثباتاً - پيرامون آن نيستند. اگر نظري هم بدهند،بسيار سطحي است؛ زيرا چه بسا مسئله حكمتي برتر و بالاتر داشته باشد؛ مثلاً در مورد روزه، علوم به خواص بهداشتي آن پرداخته، ولي قرآن مجيد فلسفه اي بالاتر را بيان فرموده و آن «تقوا يابي»است.
مرحوم محقق آيت الله العظمي خويي, درباره حرمت تراشيدن ريش بحثي مبسوط دارند كه خلاصه آن را بازگو مي كنيم.(2)
ايشان مي فرمايد: مشهور بلكه اجماع بين علماي شيعه و سني, حرمت تراشيدن است. وجوه ذيل براي حرمت اقامه شده:
1- «فليغيرن خلق الله» (3) تراشيدن ريش تغيير خلقت به شمار مي آيد. پس حرام است.
2- در رواياتي امر شده به بلند گذاشتن ريش و زدن سبيل ها و از تشبيه به يهود و مجوس نهي گرديده است. (4)
3- در رواياتي معروف به جعفريات آمده است كه تراشيدن ريش مثله كردن است و هر كس مثله كند، لعنت خدا بر او باد. (5)
4- رواياتي كه دلالت دارند بر اين كه سلوك و مسلك دشمنان دين جايز نمي باشد. ريش تراشي از جمله آن ها محسوب مي شود.
5- پيامبر(ص ) در خطاب به دو پيام آور كسري فرمود: واي بر شما !چرا اين گونه هستيد؟ آن دو گفتند: پادشاه ما را اين گونه امر كرده، پيامبر فرمود: اما پروردگار من امر فرموده كه ريشم را بگذارم و سبيل هايم را كوتاه كنم. (6)
6- فرمايش امام علي (ع ): اقوامي بودند كه ريش تراشي نمودند و سبيل ها را گذاشتند ،پس مسخ شدند. (7)
پي نوشت ها:
1. مجلسي، بحارالانوار، نشر دارالاحيا لتراث العربي، بيروت، 1403 ق، ج 76، ص 112، ح 14.
2. توحيدي تبريزي مصباح الفقاهه، نشر موسسه آثار آيه الله خويي، بي تا. ج 1، ص 257.
3. نساء(4) آيه 118.
4. حر عاملي، وسائل الشيعه، نشر دار الاحيا لتراث العربي، بيروت، بي تا، ج 1، باب 67 از ابواب عدم جواز حلق لحيه، ص 80 و ج 4.
5. المستدرك، ج 1، ص 59، نشر دار الاحيا لتراث العربي، بيروت، بي تا.
6. همان، ص 59.
7. وسائل الشيعه، ج 1، باب 56، ص 80 .
موفق و موید باشید