باسلام
من مهرداد 40 ساله و لیسانس و مقلد امام خمینی
همسر من بعد از 10 سال زندگی مشترک در یک تصادف با اتوموبیل خودش فوت کرد. ایشان شاغل در بیمارستان بودند (5 سال ) - سابقه کار من (20 سال رسمی در بانک) - ما هردو باهم کا می کردیم از صبح تا شب و با عشق و کنار هم و کارهای خانه هم را نیز باهم .
خانواده های ما یلی با هم خوب نبودند ول ما دوتا اهمیتی نمی دادیم.ما بچه نداشتیم و مشکل از همسرم بود که من با آن کنار آمده بودم.
اکنون بعد از گذشت 2 سال از فوت وی من مجددا با خانمی که5 سال است بیوه شده بوده و دارای دو فرزند یکی پسر و یکی دختر است ازدواج کردم.
اکنون خانواده زن سابقم از اینکه من ازدواج کرده ام ناراحتتند و می خواهند مهریه و منزلی را که بنام همسر سابقم می باشد را بگیرند .یک منزل نیز بنام خودم می باشد که سند در دست ایشان است و سند را نمی دهند.و.....
می خواهم بدانم که چرا در اسلام این قانون باشد که پدر و مادر ایشان بتوانند هر کدام یک ششم اموال و مهریه(1354 سکه کل مهریه) را طلب کنند و اکنون که من سرپرستی دو بچه یتیم را قبول کرده ام باید اینچنین مجازات شوم.
من هیچ وقت از قانون سرپیچی نکرده ام و کارهایم (ازدواجم) شرعی بوده و با همسر سابقم هم مشکلی نداشتم و عاشق یکدیگر بودیو و قبول کردیم که چند سال سخت در کنار هم کار کنیم تا اگر روزی خدا به ما نیز بچه ای داد بتوانم در رفاعی نسبی باشیم . 90 در صد پول هردو منزل و حتی خرج دانشگاه همسرم در مقطع کارشناسی ارشد را در اوایل ازدواج را همگی من داده ام. حال ایا حقم این است که خانواده وی که من همیشه با آنها هم خوب بودم بخواهند اموال مرا و حتی حقوقم را که برای زندگی جدیدم روی آنها برنامه ریزی کرده بودم را مطالبه کنند.؟؟؟؟؟؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار اميدواريم كه به لطف الهي از عهده مشكلاتي كه با آن مواجه هستيد برآييد در عين حال به چند نكته در رابطه با مشكلات شما اشاره مي نمائيم:
1.قانون ارث بردن هر يك از والدين از يك ششم اموال فرزندانشان، با توجه به زحمات و تلاشهاي فراواني كه پدر و مادر در طول عمر براي فرزند خود متحمل مي شوند قانون ناعادلانه اي نيست، اگر چه اكنون اين قانون به ظاهر به ضرر شما مي باشد. ولي اگر فراتر از موقعيتي كه اكنون در آن هستيد نگاه كنيد در جاي خود مناسب است. لذا اگر چه ايثار شما در مورد سرپرستي دو فرزند يتيم ستودني است. ولي نبايد اجازه دهيد احساسات شما باعث شود در تجزيه و تحليل قوانين الهي دچار انحراف شويد.
بياييد خود را در شرايط والدين همسر مرحومتان قرار دهيد كه با درگذشت دخترشان علاوه بر داغ دارشدن، همه نا ملايمات و نارضايتي هاي گذشته خود را نيز به ياد مي آورند و شما را كه هيچ تقصيري هم نداشته ايد صرفا به جهت همسري دخترشان مقصر قلمداد مي نمايند و از سوي ديگر ناخواسته متحمل فشارهاي سخت عاطفي و احساسي شده اند و احيانا هزينه هاي سنگين مالي در برگزاري مراسمات ختم و ... را هم تحمل نموده اند؛ در عين حال دوسال هم بدون هيچ گونه درخواستي با شما در مورد سهم الارث دخترشان سخن هم نگفته اند و داغ دار دخترشان باقي مانده اند؛ طبيعي است كه با شنيدن خبر ازدواج مجدد شما در اثر غلبه احساسات و يا تحريك اطرافيان دست به چنين اقدامي بزنند.
2. همانطور كه خودتان اشاره كرديد علت اصلي اقدام خانواده همسرتان در طلب ميراث دخترشان ،ناراحتي از ازدواج مجدد شما مي باشد، كه اگر چه ناراحتي آنها كاملا غير منطقي مي باشد، ولي اين امر با توجه به عدم رضايت آنها از ابتدا با ازدواج شما، قابل پيش بيني بود. لذا خوب بود قبل از اين كه براي ازدواج مجدد كه حق شما هم مي باشد اقدام مي نموديد، ابتدا با دلجوئي از خانواده همسر متوفاي خود از آنها به جهت نارضايتي هاي گذشته و ناراحتي هاي زمان ازدواج تان كسب رضايت مي كرديد و به تدريج آنها را براي كنار آمدن با شرايط جديد آماده مي ساختيد و در ضمن به صورتي مسالمت آميز بحث ارث دخترشان را كه حقي شرعي و قانوني براي آنها مي باشد را حل مي نموديد.
چه بسا مانند بسياري از موارد مشابه شما آنها در آن شرايط به خاطر زحمات بيشتري كه شما در كسب اموال كشيده بوديد از حق خود مي گذشتند و يا با گرفتن مقدار اندكي در همان زمان در حضور شاهدان حاضر از شما اعلان رضايت مي كردند كه اكنون براي شما همان گواهي شاهدان هم كفايت مي كرد.
3. به هر حال مبلغ مهريه شما در هر صورت چه زنده بودن همسرتان و چه فوت ايشان نوعي بدهي براي شما منظور مي گرديد. البته در مورد ساير اموال نظير منزلي كه به نام همسرتان مي باشد ولو اين كه مبلغ آن را بيشتر خودتان پرداخت نموده باشيد. اگر حقيقتا آن منزل را به همسرتان بخشيده و يا داده ايد، اختيار آن منزل از دست شما خارج بوده است و در زمان حيات همسرتان متعلق به ايشان بوده و طبيعتا بعد از فوتشان مقداري از آن به عنوان سهم والدين به پدر و مادرشان ارث مي رسد.
اما اگر به نام زدن منزل واقعي نبوده و صرفا جهت اطمينان خاطر همسرتان بوده و يا به هر دليل ديگر مي توانيد با مشورت با يك كارشناس حقويقي امكان اثبات آن در نزد دادگاه را بررسي نمائيد و در غير اين صورت با توافق با والدين همسرتان آنها را نسبت به واقعيت مجاب نمائيد، شايد با اطلاع از حقيقت از آن مقدار گذشت نمايند.
به هر حال به درستي قوانين الهي كه بر اساس حكمت و علم خداوند متعال به مصالح حقيقي انسانها وضع شده اند اعتماد نمائيد، زيرا معيار در اين موضوعات امور خاص و جزئي نيستند. بلكه مبناي دستورات الهي ضوابط كلي و غالبي است و در اكثر موارد بهره مندي ها و موفقيت هاي مالي فرزندان به طور مستقيم يا غير مستقيم نتيجه زحمات و تلاش هاي والدين است و اگر بنا باشد در سهم ارث چيزي براي آن ها محسوب نشود در اكثر موارد ظلمي ناروا در حق آنها خواهد بود؛ حتي در مورد خاص شما هم با اندكي تامل در مي يابيد كه نه تنها اصل وجود همسرتان بلكه همه خوبي ها و موفقيت ها و حتي درآمدهاي مادي ايشان به نوعي ناشي از والدينش بوده و نبايد سهم آن ها را ناديده گرفت.
در هر حال علي رغم همه سختي ها و تلاشهائي كه براي كسب اموال خود و همسرتان متحمل شديد، شرايط حاضر را امتحاني مهم براي سنجش ايمان خود بدانيد و مطمئن باشيد با اداي حقي كه خداوند در اموال شما براي همسرتان و ولدين او قرار داده است نه تنها عقب نخواهيد رفت بلكه با اعتماد و اتكاء به خداوند همه هزينه هائي كه روي آن حساب باز كرده ايد از طريق ديگر جبران خواهد شد.
سهم والدين را از ميراث دخترشان حق آنها بدانيد و با توجه به اين مطلب سعي كنيد در دلجوئي و كسب رضايت از آنها اقدام نمائيد، ان شاء الله با لطف الهي اگر شرايط سخت خود را در ازدواج مجدد تان و زحماتي كه براي تحصيل و رفاه همسر سابقتان متحمل شديد در فضائي صميمي بيان نمائيد آنها نيز زحمات شما را در نظر خواهند گرفت و به نحوي رضايت بخش با شما تعامل خواهند نمود.
موفق و موید باشید






