باسلام
چگونه میشود فهمیدکه شیعه درمورد امامان واعتقادات دینی درست میگویند یا سنی ها؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
تنها منبع معتبر در رسيدن به پاسخ اين پرسش مراجعه به منبع اصيل دين يعني قرآن و داور قرار دادن عقل است و بس؛ براي ارائه توضيح بيشتر در پاسخ به پرسش شما به چند نكته اشاره مي نمائيم:
1. قوي تري ابزار ادراكي و شناختي كه خداوند در وجود هر انساني قرار داده است، عقل مي باشد كه بدون اتكا به آن نه تنها مذهب حق روشن نمي شود. بلكه اصل دين و اصل وجود خداوند هم به اثبات نمي رسد. لذا اگر كسي بخواهد در شناخت حقيقت و راه درست صرفا به دلائل نقلي يا همان احاديث و روايات اكتفا كند؛ بدون داشتن مهارت كافي در شناخت احاديث درست و صحيح از احاديث جعلي و نادرست، قطعا در اين مسير دچار سختي و ابهام و حيرت مي گردد و حتي كساني هم كه در علم حديث و شناخت روايات مهارت دارند در گامهاي اوليه ابتدا به عقل و دلائل عقلي و يقيني تكيه مي كنند و سپس در تكميل راه از آيات قرآن و روايات صحيح بهره مي برند.
2. خداوند متعال براي هدايت انسانها به مسير درست، دو راهنما و حجت و دليل قرار داده است؛ عقل و وحي: كه «عقل»، همان دليل و راهنما و حجت باطني محسوب مي گردد، و وحي كه از طريق انبياء الهي بيان مي شود همان حجت ظاهري و بيروني خداوند مي باشد(1)، در روز قيامت هم خداوند با تكيه بر راهنمائي هاي همين دو راهنما حجت را بر انسان تمام مي كند.(2) در اين بين براي اثبات حقانيت وحي نيز از عقل كمك گرفته مي شود و لذا به لحاظ رتبه اثبات، عقل بر وحي هم مقدم مي گردد ،ولي پس از اثبات حقانيت يك پيامبر و باور نمودن صداقت او در ادامه مسير لازم است بر معارفي كه از طريق وحي خداوند ارسال مي نمايد تكيه شود تا ديگر باور ها و حقايق درست كشف شوند.
3. خداوند بيش از آنچه عقل انسان ادراك مي كند و بيش از منابعي كه در دسترس انسان است از او تكليفي نمي طلبد و هر انسان منصف و حقيقت جويي به حكم عقل موظف است كه بعد از شناخت خداوند و ايمان به پيامبر او و قرآن كه مهمترين منبع كشف حقيقت است، به مدد عقل و شيوه هاي عقلاني در جستجوي حقيقت در منابع ديني باشد و ادعاي دو طرف را منصفانه و بدن هرگونه پيش داوري به نقد و بررسي بكشاند و در اين زمينه به نتيجه برسد.
4. دلايل شيعيان بر حقانيت مذهب‌شان و اينكه علي و يازده امام معصوم عليهم السلام امامان بر حق‌اند و اعتقاد بر امامت آن ها واجب است،‌ آيات قرآن و روايات فراواني است كه از رسول خدا نقل شده و بديهي ترين آن ها روايات متعددي است كه در اكثر منابع معتبر اهل سنت آمده و عدد جانشينان پيامبر را 12 نفر مي داند. يكي از دانشمندان اهل سنت در اين باره مي گويد:
« احاديثي كه دلالت مي‌كند جانشينان پيامبر(ص) دوازده نفرند، از طريق‌هاي مختلف نقل شده و به حد شهرت رسيده است. با گذشت زمان دانسته شد كه مقصود رسول خدا(ص) از اين سخن، امامان دوازده‌گانه از اهل بيت و عترت اويند؛ زيرا نمي‌توان اين حديث را بر جانشينان پس از او از اصحابش حمل كرد؛ چرا كه تعداد آن ها از دوازده نفر كم تر است.
همچنين نمي‌توان آن را بر حكام اموي تطبيق كرد؛ چه اين كه آنان از دوازده نفر بيش ترند. غير از عمر بن عبدالعزيز، همه آن ها مرتكب ظلم آشكار بودند. افرون بر اين، آنان از بني‌هاشم نيستند؛ در حالي كه پيامبر(ص) فرمود: آنان همگي از بني هاشم هستند، اما نمي‌توان آن را به حكّام بني عباس حمل نمود؛ زيرا تعداد آنان نيز از دوازده نفر بيش تر است.‌ بنابراين، راهي جز اين نيست كه آن حديث بر ائمه دوازده‌گانه، يعني اهل بيت حمل شود؛ به خصوص آن كه آن ها داناترين، بزرگوارترين و با تقواترين مردم اهل زمان خود بودند. نَسَب آنان از همه برتر و نزد خدا گرامي‌تر بودند. » (2)
اما برادران اهل سنت از قرآن و روايات، دليل بر صحت باورهاي شان ندارند. تنها به اين مسئله تمسك مي‌كنند كه بر خلافت خلفا اجماع امت صورت گرفته است. مردم آن ها را به رهبري برگزيده‌اند. اين مهم‌ترين دليل آن هاست كه يقينا قانع كننده براي افراد حقيقت‌جو نيست، زيرا از كجا معلوم امامت مثل نبوت و رسالت مقامي نباشد كه بايد از طرف خداوند تعيين گردد؟ چنان كه اين امر بديهي به نظر مي رسد چون امامت ادامه مسير نبوت است و امام با درك عقلي بشر قابل فهم و انتصاب نيست.
به علاوه اگر خلافت به انتخاب مردم است، پس چرا عمر از جانب ابوبكر و عثمان با انتخاب شوراي شش نفره به خلافت رسيد؟
البته جداي از اين اصل كلي، ده ها بلكه صدها دليل ديگر از قرآن يا منابع اهل سنت داريم كه به طور صريح يا غير صريح بر امامت و برتري امام علي عليه السلام نسبت به ديگران گواهي مي دهد. خلافت را متعلق به او دانسته، صلاحيت هر فرد ديگر را در اين زمينه نادرست قلمداد مي نمايد؛
5. نكته آخر كه در خاتمه بحث به شما در شناخت حقيقت كمك مي كند اين است كه رواياتي را كه شيعيان براي اثبات حقانيت اهل بيت و مذهب شيعه به آن استناد مي كنند، غالبا ناقل و راوي آنها متعصب ترين افراد سني هستند كه در دشمني با اهل بيت كوتاهي نداشته اند. ولي به قدري روايات فضائل و مناقب اهل بيت در بين جامعه اسلامي زياد بوده است كه نتوانسته اند با همه سانسورهاي تاريخي خود از نقل بخشي از آنها در كتب روائي خود، خود داري نمايند، كه اكنون از معتبر ترين كتابهاي روائي و تاريخي اهل سنت محسوب مي گردد.(3)
براي كشف حقيقت در مورد مطالب مورد منازعه بين شيعه و سني، مطالعه مناظراتي كه بين عالمان ديني شيعه و سني در طول تاريخ رخ داده است مثل كتاب المراجعات علامه شرف الدين، و كتاب شبهاي پيشاور سلطان الواعظين شيرازي بسيار مفيد و كاربردي خواهد بود.
پي نوشت ها:
1. ثقه الاسلام كليني، اصول كافي، نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران 1388 ق، ج1، كتاب العقل، ص 16.
2. حافظ سليمان قندوزي، ينابيع المودةنشر مطبعة العلمية، قم، بي تا، ص328.
3. رك:علي رباني گلپايگاني، براهين و نصوص امامت، نشر رائد قم ،1390 ش .
موفق و موید باشید