با سلام دختری هستم 26 ساله که 4 سال است از خانواده جدا شده ام و تنها زندگی میکنم
8 ماه است که با پسری آشنا شده ام و بعد از مراسم خواستگاری قرار بر ازدواج گذاشتیم حال که ما تمامی تدارکات را دیده ایم هیچ محضری حاضر به عقد ما نیست به دلیل نبود اذن پدر. موضوع را به اطلاع پدر رساندیم و ایشان گفتند همانطور که از خانه رفته ای کارهایت ارتباطی به من ندارد. حا بگویید چکار کنم؟؟ تمامی اقوام همسرم را به تاریخ 30 مرداد دعوت کرده ایم آتیله آرایشگاه تالار و کلی مهمان و ... واقعا مستاصل شده ام. به دادگاه مراجعه نمودم که گفتند 6 ماه طول میکشد. مادرم گفت بیخیال دادگاه شو این کار باعث لجبازی پدرت میشود و دیگر در آینده حاضر به آشتی کردن نیست (بزرگان فامیل با ایشان صحبت کرده اند که وی نپذیرفته) لطفا مرا راهنمایی کنید چاره چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آيت الله اردبيلي در توضيح المسائل خود در مورد اجازه از پدر آورده اند:
اگر دختر باكرهاى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است ـ يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ـ بتواند زندگانى خود را به نحو مستقل اداره كند و قدرت تصميمگيرى صحيح در امور زندگى خود را داشته باشد و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج كند، احتياجى به اجازه پدر يا جدّ پدرى خود ندارد و در غير اين صورت، بنابر احتياط واجب بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و يا برادر لازم نيست. همچنين بنابر احتياط واجب دخترى كه باكره نيست نيز همين حكم را دارد.
دخترى كه براى ازدواج، بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد، چنانچه بدون اجازه گرفتن از آنان با مردى ازدواج كند و پس از ازدواج، پدر يا جدّ پدرى اجازه دهند، ازدواج وى صحيح است وگرنه بنابر احتياط واجب بايد با طلاق از آن مرد جدا شود.
بنابراين با شرايطي كه در بالا ذكر شداگر شما در زندگي مستقل باشيد ديگر احتياج به اجازه از پدر يا پدر بزرگ پدري نداريد و از نظر شرعي مي توانيد بدون اجازه ازدواج كنيد.(1) و براي ثبت ازدواج مي توانيد ازطريق دادگاه خانواده اقدام كنيد.
پي نوشت :
1. آيت الله اردبيلي، توضيح المسائل،م2830 تا م2835
موفق و موید باشید






