با سلام
طاعات و عبادات شما عزیزان قبول در گاه حق.
اگر زمانی که این نوشته را می خوانید عید فطر فرا رسیده عیدتان راهم 7 روز جلوتر تبریک عرض می کنم.
سوالیست که درذهن خودم بوجود امده است.

توصیه های متعددی در دین ما به تکریم واحترام به پدر ومادر شده است و حتی کافر وبی ایمان بودن آنها را هم مجوز بی احترامی ندانسته است .
1- آیا چنین حد از احترام در مورد کسی که پدر ومادر واقعی کسی نیست و فقط او رابزرگ کرده است هم صدق می کند؟
2-می خواستم بدانم حضرت موسی آیا با وجود این که می دانستند فرعون کافر است و روزی بر علیه او بر خواهد خاست آیا در طول زمانی که در قصر فرعون بود حق مطلب را در حق کسی که او را بزرگ کرده بود به جا آورد یا نه , هم در مورد فرعون و هم آسیه .

3-آیا کاری که حضرت موسی با فرعون کرد هر چند که به دستور الهی انجام داد و او را غرق نمود که مطمئنا چون با رضای الهی بود اشکالی نداشته است. ولی واقعا می خواستم مطالب بیشتر را در این رابطه بدانم.

4- آیا در صدر اسلام پیش آمده که پدر وفرزندی یکی در جبهه ایمان و یکی در جبهه کفر , واحتمالا فرزند در جبهه حق پدر در جبهه باطل را مثلا خودش کشته باشد ؟ اصلا چنین چیزی رخ داده است؟ و آیا مجوز چنین کاری در اسلام وجود دارد یا نه ؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به چند نكته توجه نماييد.
1- گرچه در مورد كسي كه پدر و مادر واقعي انسان نيست و فقط او رابزرگ كرده، به صورت قطعي نمي توان گفت كه احترام آن ها عين والدين واجب است، ولي يك قاعده عقلي ( وجوب شكر منعم ) وجود دارد كه مي توان از آن براي احترام به آنان استفاده كرد، يعني عقل مي گويد بايد از كسي كه به انسان لطف مي كند و نعمت مي دهد تشكر كرد؛ پس كسي كه انسان را بزرگ مي كند ،حتما مصداق اين قاعده مي باشد و احترام او واجب است.
2- در مورد سوال دوم و سوم بايد بگوييم كه حضرت موسي (ع) حتما در مقابل حضرت آسيه كه جزء چهار زن برتر عالم است احترام را به صورت كامل رعايت مي كرده است، ولي چون اطاعت و احترام در مورد شرك و كفر و حرام نداريم، در مقابل فرعون ايستاگي كرد و با او مبارزه نمود و او را به فرمان خدا غرق كرد، خدا در قرآن در مورد پدر و مادر واقعي هم در مورد شرك و كفر و حرام فرموده اطاعت جايز نيست چه برسد به كسي كه پدر واقعي نيست، خدا در قرآن مي فرمايد: «وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي‏ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما»(1) اگر آن دو (مشرك باشند و) تلاش كنند كه براى من همتايى قائل شوى كه به آن علم ندارى، از آنها پيروى مكن.
به همين خاطر است كه موسي (ع) در مقابل كفرو طغيان گري فرعون ايستاد، چون چنين فردي كه در مقابل خداوند طغيان گري مي كند، احترامي ندارد.
3- در صدر اسلام پيش آمده كه پدر و فرزندي يكي در جبهه ايمان و يكي در جبهه كفر , و فرزند در جبهه حق و پدر در جبهه باطل باشد مانند: ابوبكر خليفه اول اهل سنت كه خلافت را از امير المومنين(ع)غصب كرد و پسرش محمد بن ابي بكر كه پرورش يافته مكتب علي(ع) بود. و برعكسش ماجراي حضرت نوح و پسرش مي باشد كه حتي نوح اجازه كمك به فرزندش را نداشت چون اهل گمراهي بود و دشمن خدا شده بود. « وَ نادى‏ نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْني‏ مِنْ أَهْلي‏ وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمينَ *
قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ (2)
نوح به پروردگارش عرض كرد:«پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حكم‏كنندگان برترى!»
فرمود: «اى نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است [فرد ناشايسته‏اى است‏]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى!!»
البته حكم كفر و دشمن خدا بودن كسي، به آساني نيست و نمي شود انسان به صرف بعضي نشانه ها چنين حكمي كند پس مراقب باشيد دچار اشتباه نشويد.
اگر مطلب خاصي بود برايمان ارسال فرماييد.
پي نوشت ها:
1. عنكبوت(29) آيه 8.
2. هود (11) آيه 46.

موفق و موید باشید