سلام 2 سال است راجع به خواسته ام دعا میکنم بیشتر دعاهایی که برای براورده شدن حاجت است را خوانده اما براورده که نشد هیچ بلاهای بدتری هم سرم امد! امکان دارد در اثر طلسم یا جادویی باشد؟ ایا دعای خاصی برای رفع مشکل یا طلسم وجود دارد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسش گر گرامي، فهميدن اين كه كسي سحريا طلسم شده كار ساده اي نيست. چون خود سحر يا طلسم بسيار كم اتفاق مي افتد و بيشتر گرفتاري ها علت هاي ديگري غير از طلسم دارند.
اما در مورد اصل طلسم و سحر بايد بگوييم كه سرنوشت انسانها در دست خدا و در گرو عملشان است و در بيش تر اوقات اين عقيده كه كسي را طلسم بسته اند، اعتقادي عوامانه است. انسانها به دلايل خاص و بعضاً نامعلوم، در طول زندگي خود دچار تحوّلاتي مي شوند كه در عالم خلقت امري طبيعي و متداول به نظر مي رسد. بعضي داراي همسر خوب و زندگي مُرفَّع مي شوند و بعضي كاملاً بر عكس و بعضي بسيار دير ازدواج مي كنند و بعضي ديگر چنين موقعيتي را پيدا نخواهند كرد. همه اين موارد، داراي علل و عوامل خاص خود است. ما اگر بتوانيم علت حوادث و پيش آمدها را شناسايي كنيم و آن ها را به خوبي در زندگي به كار گيريم، زندگي خوبي خواهيم داشت.
پس موفقيت يا عدم موفقيت ما در زندگي، در گرو شناخت صحيح و عمل بر طبق آن است.
البته بايد اين نكته را هم اشاره كنيم كه در بعضي آيات قرآن و نيز برخي روايات، در مورد تأثيرگذاري سحر و برخي كارهاي عجيب و غريب بعضي انسان ها كه مي خواهند در زندگي ديگران اخلال ايجاد كنند، اشاراتي شده است.
ولي بايد توجه داشته باشيد كه با وجود واقعي بودن اين مسائل، خداوند بر همه امور آگاه و دانا است. هيچ گاه اجازه نمي دهد كه بدخواهان به اهداف خود برسند.
در آيه 102 سوره بقره وقتي جريان اين دسته از افراد شرور كه قصد به هم زدن زندگي مردم را دارند، مطرح مي شود، مي فرمايد:« و ما هم بضارّين به من احدٍ الاّ باذن الله»؛ يعني بدون خواست خداوند نمي توانند كاري كنند.
بنابراين، اگرچه سحر و جادو واقعيت دارد، ولي اولاً قرآن اين كار را در مورد زن و شوهر - نه كساني كه هنوز ازدواج نكرده اند - به عنوان يك جرم در پرونده ساحران شرور قرار داده است.
ثانياً مي فرمايد: آن ها اگرچه براي تأثير گذاري و ايجاد اختلاف در زندگي مردم تلاش بسياري مي كنند، ولي تا خدا چيزي را نخواهد، به نتيجه نمي رسد. غالب آنچه امروزه ميان مردم در اين باره شايع است، بي‏اساس مي‏باشد. بيش تر كساني كه به اين امور مي‏پردازند، كلاه برداراني هستند كه از اين طريق قصد اخاذي و پر كردن جيب خود را دارند.
ولي اگر بر فرض، موردي پيدا شد كه سحري يا طلسمي در كار بود، راه ‏هايي براي بطلان آن وجود دارد:
1. پناه بردن به خداوند و خواندن سوره‏هاي فلق و ناس.
2. خواندن و نوشتن آيات 75 تا 82 سوره يونس.
3. دعا و تضرع به درگاه خداوند.
4. درخواست دعا از اولياي واقعي خداوند (توسل به حضرات معصومين عليهم السلام).
5. صدقه دادن و قرباني كردن بسيار مفيد است.
در مورد برخي دعاهايي كه مي كنيد و به نتيجه نرسيده ايد، يا بر عكس جواب گرفته ايد چند نكته را بدانيد:
1-نبايد به خاطر تاخير در اجابت دعا نگران يا نااميد بشويد خدا بنده مؤمنش را دوست دارد. دعاها و حاجاتي را كه دارد، اگر براي بنده اش خير و منفعت داشته باشد، اجابت مي كند. اما گاهي انسان كاري را پيگيري مي كند و با همه تلاشي كه انجام مي دهد، موفق نمي شود و به هدف خويش نمي رسد؛ مثلاً تصميم جدي مي گيرد كه در فلان روز يا ساعت معيني در فلان مكان يا مجلس حضور داشته باشد، ولي هر چه سعي مي كند، توفيق پيدا نمي كند. ممكن است براي لحظات يا روزهايي از اين جهت ناراحت شود، اما بعدها شكر خدا مي كند كه خوب شد فلان كار برايم پيش آمد و من اصلا به آن سمت و سو حركت نكردم؛ چون به دليل فلان مانع اصلاً نمي توانستم به مقصد برسم، يا ممكن بود فلان حادثه برايم پيش بيايد، و يا آن مكان و مجلس باب ميل و شأن و شخصيت من نبود.
به همين صورت، چه بسا اتفاق مي افتد كه معامله اي يا وصلت و ازدواجي را ما به خير و صلاح خود مي پنداشتيم، ولي بعد از مدتي متوجه مي شويم كه به نفع ما نبوده است، يا بر عكس.
ما انسان ها از آن جايي كه از غيب و سرانجام كارها بي اطلاع هستيم، خيلي اوقات كارها يا برآورده شدن حاجاتي را صد در صد به نفع خود مي دانيم، در حالي كه واقع امر اين گونه نيست. گاهي نيز سختي ها، مصيبت ها و مشكلاتي را صد در صد به ضرر خود مي پنداريم و حال آن كه آنچه خداوند مي داند و براي ما مقرر كرده، به ضرر ما نيست. قرآن كريم مي فرمايد:
«و عسي أن تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي أن تحبوا شيئا و هو شرّلكم»؛ (1) يعني چه بسا چيزي را شما بد و ناگوار بدانيد، در حالي كه خير شما در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد، اما واقع امر اين است كه آن چيز به ضرر شما است.
خداوند چون خير و صلاح واقعي بنده اش را مي خواهد، حاجت هايي را كه به ضرر بنده اش مي باشد، اجابت نمي كند؛ ولي بنده از روي بي اطلاعي خيال مي كند خدا به خواسته هايش توجه ندارد.
2-گاهي دعا استجابت مي شود، اما ما به آن توجه نداريم. امير مؤمنان(ع) مي فرمايد: «دير اجابت نمودن خدا، تو را نااميد نكند كه همانا بخشش، بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولاني تر گردد و بخشش خدا كامل تر شود. چه بسا چيزي را خواسته اي آن را به تو نداده، اما بهتر از آن را در اين دنيا يا آن دنيا به تو داده است و يا خير و صلاح واقعي شما آن بوده كه آن را از شما باز دارد. چه بسا چيزي را طلب نمودي كه اگر به تو مي داد، تباهي دين يا تباهي و ناراحتي هاي دنياي خود را در آن مي ديدي». (2)
3- خداوند با توجه به كمال و سعادت و مصلحت انسان خواسته هاي او را اجابت مي كند. البته شيطان در يكي از مواردي كه وسوسه مي كند، تأخير اجابت دعا است. از اين راه انسان را مأيوس مي كند تا او به خدا بدبين شود. ائمه اطهار(ع) به اين نكته توجه داشته و همگان را از افتادن به دام بدبيني و سوء ظن به خدا برحذر داشته اند. بايد بر خواسته ها پافشاري كرد. پافشاري و اصرار بر دعا كار بسيار خوبي است.
پيامبر (ص) فرموده است: «رحم الله عبداً طلب إلي الله حاجه فألح في الدعاء(3)؛ خداوند بندهاي را كه از او طلب و حاجتي دارد و بر آن پافشاري مي كند، مورد رحمت خويش مي دهد». بنا بر اين اصرار و پافشاري بر دعا نيكو است.
پس با اين مقدار از دعا كه انجام داديد نه از خدا طلبكار باشيد نه نا اميد، بلكه با استمرار و اصرار بر دعا وانجام وظايف خود كه ذكر شد منتظر باشيد تا لطف حضرت حق شامل حالتان شود و مواظب باشيد شيطان شما را از دعا كردن نا اميد نكند.
پي نوشتها:
1. بقره (2) آيه 216.
2. نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، نامه 31.
3. ثقة الاسلام كلينى، كافي، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش، ج2، ص475.

موفق و موید باشید