بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
شبهه ای که درباره دو آیه در قرآن دارم را برایتان بازگو می کنم که ان شاالله بتوانید به من کمک کنید تا کسانی که این سوال را از من بپرسند را بتوتنم قانع کنم .
سوال : چرا در آیه 38 سوره یونس خداوند متعال گفته اند تنها یک سوره شبیه به قرآن و در آیه 13 سوره هود گفته اند تنها ده سوره شبیه قرآن بیاورید ؟
در صورت توان هر چه سریعتر پاسخ دهید
با تشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
« أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »(1) آنها مى‏گويند، او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده بگو اگر راست مى‏گوئيد يك سوره همانند آن بياوريد و هر كس را مى‏توانيد غير از خدا (به يارى) بطلبيد.
« أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» (2)؛ بلكه آنها مى‏گويند اين (قرآن) را به دروغ (به خدا) نسبت مى‏دهد، بگو اگر راست مى‏گوئيد شما هم ده سوره همانند اين سوره‏هاى دروغين بياوريد و تمام كسانى را كه مى‏توانيد غير از خدا (براى اين كار) دعوت كنيد.
ميان گروهى از مفسران بحث شده كه اين تفاوت در تحدى و دعوت به مبارزه براى چيست؟ و هر يك پاسخي و احتمالي را داده اند به عنوان نمونه مرحوم علامه طباطبايي در اينباره مي نويسند:
اينكه چرا قرآن كريم در تحدي هايش پيشنهادهاى مختلفى كرده: يك جا مى‏فرمايد:" فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ"؛ ) پس يك سوره مثل آن بياوريد، كه ظاهر در اين است كه تحدى به يك سوره است. و جاى ديگر فرموده: " فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ"؛ ) پس، ده سوره مثل سوره‏هاى قرآن بياوريد و به خدا افتراء ببنديد، كه ظهور در تحدى به عدد خاصى بيش از يك سوره دارد و جايى ديگر فرموده:" فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ"(3)؛ پس سخنى مثل آن بياوريد، كه ظهور در تحدى به كلامى مثل كلام قرآن دارد، هر چند كه آن كلام از يك سوره كمتر باشد.
در پاسخ مى‏گوييم: ممكن است علتش اين باشد كه هر يك از اين آيات غرضى خاص از تحدى دارد. توضيح اينكه امتيازات قرآن بدان جهت كه كلامى الهى است و صرف نظر از فصاحتى كه در لفظ آن و بلاغتى كه در نظم آن هست، همه مربوط به معانى و مقاصد قرآن است.
منظور ما از معجزه بودن معناى قرآن، اديبانه بودن و مشتمل بر نكات ادبى بودن آن معانى نيست بلكه مرادمان حكيم بودن، نور مبين بودن و عظيم بودن است، و منظور ما اين است كه قرآن بين حق و باطل را جدا مى‏كند و به سوى حق و به سوى صراط مستقيم هدايت مي كند، قول فصل و آخرين و صحيح‏ترين سخن است، نه شوخى، كتاب عزيزى است كه نه در عصر نزولش و نه بعد از آن عصر، باطلى در آن رخنه نمى‏كند. قرآن ذكر و يك دنيا معرفت است، قرآن در بين مردم در آنچه كه مورد اختلافشان است حكم به حق مى‏كند، براى مؤمنين شفاء و رحمت و براى ظالمان خسارت است، تبيان هر چيز است، و جز پاكان كسى با آن تماس نمى‏تواند داشته باشد. معنايى كه اوصاف مذكور را دارد مقاصدى است الهى، كه همه آنها و به تمام معنا بر حق جريان دارد، حقى كه آميخته با باطل نيست، حقى كه در طريق هدايت بشر واقع مى‏شود، و كلامى كه مشتمل بر اين معنا باشد و چنين غرضى را تامين كند و تنها كلامى مى‏تواند باشد كه خداى عز و جل آن را ساخته و پرداخته كرده و نازل فرموده باشد، تا رحمت براى مؤمنين و ذكر براى اهل عالم باشد.
اين است آن كلامى كه مى‏توان با آن تحدى كرد، و تمامى بشر از اولين و آخرين را مخاطب قرار داد و گفت:" فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ"، چون هر كلام را حديث نمى‏نامند، آن كلام حديث است كه مشتمل بر غرضى مهم باشد، غرضى كه به عنوان حديث سينه به سينه و دست به دست بگردد، و همچنين گفت:" فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ"، چون خداى تعالى هر چند آيه را يك سوره نمى‏خواند هر چند كه آن آيات متعدد باشد، مگر آنكه آن چند آيه مشتمل باشد بر غرضى الهى، متمايز از غرضهايى كه در سوره‏هاى ديگر استيفاء شده است.
پس آنچه كه خصم در آيات تحدى مكلف بدان شده اين است كه كلامى بياورد كه شبيه قرآن باشد، يعنى علاوه بر بلاغت و معجزه‏آسايى كه در عبارات و الفاظ آن هست، مشتمل بر بيان پاره‏اى از مقاصد الهى و اغراضى باشد كه خداى تعالى آنها را اغراض و اوصاف كلام خود شمرده و كلام الهى با آن تحدي هايى كه در آيات تحدى كرده به حسب آنچه از خصائصش پيدا است در هر سوره غرض خاصى را دنبال كرده، در عين حال مجموع آن، اغراضى مختص به خود دارد آرى مجموع قرآن اين خصيصه را دارد كه كتابى است مشتمل بر تمامى ما يحتاج نوع بشر تا روز قيامت، مشتمل است. حال كه اين معنا روشن گرديد واضح مي شود كه تحدى در مثل آيه شريفه « قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً»(4)؛ بگو اگر جمع شوند انس و جن كه بياورند به مثل اين قرآن نمى‏آورند مثلش را و اگر چه بعضى پشتيبان بعضى ديگر باشند. ممكن است در مورد تحدى به تمامى قرآن باشد، كه همه اغراض الهى در آن جمع است، و اين خصيصه را دارد كه مشتمل است بر تمامى معارف و احكامى كه بشر تا روز قيامت محتاج آن مى‏شود.
و تحدى به مثل آيه" قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ" تحدى به يك سوره باشد بدان جهت كه آن سوره خصيصه ظاهرى دارد، و آن اين است كه يكى از غرض‏هاى جامع از اغراض هدايت الهى را بطور كامل بيان مى‏كند، بيانى كه حق را از باطل متمايز مى‏سازد، و صرف لفاظى و سخن پردازى نيست. و تحدى در آيه" فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ" تحدى به ده سوره از قرآن باشد، بدان جهت كه مشتمل بر تفنن است يعنى يك مطلب را در چند قالب از بيان آورده و اين خود دليل قطعى است بر اينكه قرآن مولود تصادف نيست، بلكه گوينده آن آنچه گفته از روى علم و حكمت گفته است و كلمه" عشرة- ده سوره" بدين جهت آورده نشده كه خصوص عدد ده دخالتى در اين دلالت دارد، بلكه بدين جهت آورده شده كه اين عدد دلالت بر كثرت دارد، و منظور از آن، سوره‏هاى بسيار است.
پس منظور از كلمه" عشر سور" سوره‏هاى بسيار و داراى مرتبه‏اى از كثرت است، مرتبه‏اى كه در عرف مردم كثير شمرده شود، پس گويا فرموده:" اگر شك داريد كه قرآن كلام خداى تعالى است، چند سوره مثل آن بياوريد، كه حد اقل به ده عدد برسد" تا معلوم شود آن تنوعى كه قرآن كريم در بيانات خود دارد معجزه‏آسا است، و نمى‏تواند جز از ناحيه خداى تعالى باشد.
و اما اينكه در جاى ديگر تحدى را بر روى يك حديث مثل قرآن آورده و فرموده: " فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ" گويا نوعى تحدى است كه از تحدي هاى سه‏گانه قبل عمومى‏تر است، چون كلمه" حديث"، هم شامل يك سوره مى‏شود و هم شامل ده سوره و هم شامل همه قرآن، پس اين آيه تحدى ايست مطلق به آوردن سخنى كه خصايص قرآن را داشته باشد.(5)
آيت الله مكارم شيرازي نيز پس از ذكر بعضي اقوال مفسرين مي نويسند:
احتمال ديگرى كه براى حل اين مشكل وجود دارد اين است كه اصولا واژه" قرآن" واژه‏اى است كه به تمام و بعض قرآن هر دو اطلاق مى‏شود، مثلا در آيه اول سوره جن مى‏خوانيم:« إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَبا»(6)" ما قرآن عجيبى شنيديم" پيدا است كه آنها قسمتى از قرآن را شنيده بودند.
اصولا" قرآن" از ماده قرائت است، و مى‏دانيم قرائت و تلاوت، هم بر كل قرآن صادق است و هم بر جزء آن، بنا بر اين تحدى بمثل قرآن مفهومش تمام قرآن نيست و با ده سوره و حتى يك سوره نيز سازگار مى‏باشد. از سوى ديگر" سوره" نيز در اصل به معنى مجموعه و محدوده است، و بر مجموعه‏اى از آيات نيز تطبيق مى‏كند هر چند يك سوره كامل به اصطلاح معمولى نبوده باشد. به تعبير ديگر سوره در دو معنى استعمال مى‏شود يكى به معنى مجموع آياتى كه هدف معينى را تعقيب مى‏كند و ديگر يك سوره كامل كه با بسم اللَّه شروع و پيش از بسم اللَّه سوره بعد پايان مى‏پذيرد.
بنا براين فرق چندانى ميان" قرآن" و" سوره" و" ده سوره" از نظر مفهوم لغت باقى نمى‏ماند يعنى همه اينها به مجموعه‏اى از آيات قرآن اطلاق مى‏گردد.(7)
آيت الله مصباح يزدي جواب ديگري داده اند و آن اينكه در تحدي به يك سوره منظور اين است كه يك سوره ( مجموعه آياتي كه روي هم رفته داراي معنا و محتوايي جامع باشند) بياورند كه تمام وجوه اعجاز قرآن و امتيازات قرآن را دارا باشد بعد خداوند تنزل كرده و فرموده ده سوره بياورند كه روي هم رفته وجوه اعجاز قرآن و ويژگي هاي آنرا دارا باشد مثلا يك سوره فقط فصاحت داشته باشد، يك سوره بلاغت، يك سوره داراي محتواي بلند و...(8)
پي نوشت ها:
1. يونس(10)آيه38.
2. هود(11)آيه13.
3. طور(52)آيه34.
4. اسراء(17)آيه88.
5. طباطبايي، محمد حسين، الميزان( ترجمه)، انتشارات جامعه مدرسين، ج10، ص247-250.
6. جن(72)آيه1.
7. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، انتشارات اسلاميه، ج‏9، ص 44.
8. مصباح يزدي، قرآن شناسي، انتشارات موسسه امام خميني، ص49.

موفق و موید باشید