با سلام
من الان سال سن دارم و سال آخر دانشگاه هستم.
مدتی است مرددم از حضور فعال در جامعه، چون این اواخر اتفاقاتی افتاد که من به آسیب هایی که یک زن در جامعه می بیند آگگاه شدم یعنی خودم تجربه کردم شاید از نظر دیگران رد شده باشد.
من یک دختر محجبه ام. و این روزها از نگاه آسیب می بینم. وقتی برای مدتی در خانه ام چیزهای حکیمانه ای را دریافت می کنم و آرام ترم ولی هنگام حضور در جامعه من
کمی از این حالا بیرون می آیم.
هر چند پی برده ام که دلیل نداشتن یک ارتباط سالم با جنس مخالف به خاطر ضعف در کرامت و عزت نفسم بوده است. لطفا راهی برای افزایش کرامت نفس ارائه فرمایید.
حالا با این که خیلی مشتاق به حضور شجاعانه و فعال زن در جامعه هستم و دوست دارم به خاطر آرمان بزرگ کمک به کشورم ادامه تحصیل بدهم و یا در اثر احتیاج بروم سر کار،اما این افکار و موانع در ذهنم ایجاد می شود. نمی دانم در کنار رسالت بزرگ تربیت کدام راه را انتخاب کنم؟ و من احادیث زیادی در مورد نگاه خوانده ام واینکه حضرت فاطمه چندان در جامعه وقت صرف نمی کردند یعنی در کنار نا محرمان و یا داستان همسر امام خمینی که
تا هنگام تبعید امام به ترکیه برای اولین بار برادر شوهرشان احوال پرسی می کنند.
و در ضمن وقتی به کار فکر می کنم و با آسیبهایی که وجود دارد در نظر می گیرم یک ندایی در درونم می گوید خداوند که تا به امروز روزی ات را داده خودش هم بقیه اش را فراهم می کند و رضایت او دراین نیست.
نمی دانم چکار کنم .طلفا مرا راهنمایی بفرمایید
من در رشته کامپیوتر نرم افزار تحصیل می کنم.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ما به روحيه ي شما ارج مي نهيم، انتظار مي رود اين روحيه را حفظ كنيد.
حضور شما در عرصه اجتماع مشكل ايجاد نمي كند، خيلي از زنان هستند كه در عرصه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي، حضور دارند، در عين حال شئون ودستورات دين را رعايت مي نمايند، صرف اينكه در جامعه برخي ناهنجاري ها وجود دارند، سبب نمي شود كه انسان ازجامعه كناره گيري نمايند . كم نيستند زناني كه در محيط مشكل ساز، خود را حفظ وفضاي جامعه آنان را تحت تاثير قرار نداده است، مثلا آسيه زن فرعون درمحيط فاسد، دين وايمان خود را حفظ كرد. به عبارت ديگر اسلام به حضور زن در جامعه وانتخاب مشاغل مخالف نيست. اسلام حق شغل و مانند آن را براي زن به رسميت شناخته است و در تمامي اين شئون، حقوق زن مورد تأييد و تأكيد اسلام است. امروزه نيز نسبت به گذشته حضور زنان در جامعه بسيار چشمگيرتر مي باشد. و دليل آن اسلامي بودن حكومت ماست كه به زنان اجازه مي دهد ضمن رعايت حجاب و حدود شرعي به فعاليت فرهنگي، اقتصادي و ... در جامعه بپردازند، امروزه بيش از پنجاه درصد دانشجويان ما را در بسياري از رشته هاي تحصيلي زنان تشكيل ميدهند كه اين حاكي از ايفاي نقش اجتماعي گستردة بانوان در جامعه است البته آنچه در اسلام اهميت دارد چگونگي حضور زنان در جامعه است. حضور اجتماعي زن اشكال گوناگوني ميتواند داشته باشد كه برخي آن ها مانند آنچه در جامعه غربي وجود دارد غالبا مخرب و زيان آور است. اسلام با حضور زن در جامعه كه منافي عفت و موجب فساد اخلاق وزيان آور باشد مخالف است... اما حضور سازنده و مثبت را قبول داشته ودر برخي موارد آن را لازم مي داند از اين رو است كه در زمان پيامبر(ص) نيز زنان حضور اجتماعي داشته و حتي در جنگها نيز شركت ميجستنداز سوي ديگر زنان مانند مردان با پيامبر بيعت مي نمودند و عملا در صحنه هاي مختلف حضور فعال داشتند
اگر به تاريخ اسلام نگاه كنيد مي بينيد كه تاريخ اسلام تاريخ مذكر و مؤنث است. ولي مرد در مدار خودش و زن در مدار خودش. پيغمبر(ص) ياران مذكري دارد و ياران مؤنثي؛ هم راوي زن دارد و هم راوي مرد. در كتبي كه سال هاي پيش نوشته شده اند شايد اسم همه آنها هست و ما روايات زيادي داريم كه راوي آنها زن بوده است. كتابي است به نام «بلاغات النساء» يعني خطبه ها و خطابه هاي بليغي كه توسط زنها ايراد شده است. اين كتاب از ابن طيفور بغدادي است كه در حدود سال 250 هجري مي زيسته است خطبه هايي كه بغدادي در كتابش ذكر كرده است، خطبه حضرت زينب در مسجد يزيد و خطبه ايشان در مجلس ابن زياد و خطبه حضرت زهرا عليها السلام در اوايل خلافت ابوبكر است.
درباره افزايش عزت نفس مي توان گفت: عوامل افزايش دهنده عزت نفس عبارتند از:
1ـ بندگي خدا: اميرالمؤمنين علي(ع) پرهيز و اجتناب از آلودگي به گناه و انجام فرامين الهي را از عوامل دست يابي به عزت و شرافت نفس ميداند و ميفرمايد: "اذا اطلبت العزّه فاطلبه بالطاعة؛اگر عزت ميخواهي آن را در اطاعت و فرمان برداري از خداوند جست و جو كن.(1). در سايه بندگي خدا و تقوا و خدا ترسي، انسان از عوامل ذلت اجتناب ميورزد، چون او دريافته است كه در برابر عظمت پروردگار هر چيزي به هر درجه از اهميت و ارزش برسد باز پست و ناچيز است. از اين رو رسول اكرم(ص)فرمود: كسي كه ميخواهد عزيزترين افراد باشد بايد تقوا و پرهيزكاري را شعارخود قرار دهد.(2)
2ـ بي نيازي از مردم: مناعت طبع و روي پاي خودايستادن و چشم طمع به مال ديگران ندوختن و حالت بي نيازي موجب عزت نفس ميگردد. امام صادق(ع) ميفرمايد: "عزت مؤمن در اين است كه نسبت به مردم احساس احتياج نكند".(3) بديهي است كه در مقابل،از مردم درخواست كردن مايه ذلت نفس است. امام علي(ع) ميفرمايد: "نيازمندي و درخواست از مردم زبان گوينده را ناتوان ميسازد و خردمندي و عقل انسان شجاع را درهم ميشكند، آزاد مرد بزرگوار را از مقام خود تنزل ميدهد و در جايگاه بنده خوار مينشاند، طراوت و روشني رخسار را از ميان ميبرد و روزي را نابود ميسازد".(4)
3ـ پرهيز از تملق: تحسينهاي تملق آميز و چاپلوسي عزت نفس متملق را بر باد ميدهد.
امام علي(ع) ميفرمايد: "زياده روي در ستايش و تحسين، تملق و چاپلوسي است كه در مخاطب نخوت و تكبر پديد ميآورد و عزت نفس را دور ميسازد".(5)
4ـ عفو و گذشت نيز از عوامل مهم عزت نفس مي باشد .
پينوشتها:
1. غررالحكم، ج3، بي نام، ص 135.
2. محمد باقر مجلسي بحارالانوار، ناشر اسلاميه، ج67، ص 285.
3. بحارالانوار، ج72، ص 109.
4. غررالحكم، ج2، ص 141.
5. همان، ج4، ص 595.
موفق و موید باشید






