فلسفه اینکه استخر روزه زا باطل میکند چیست؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار رفتن به استخر به تنهائي روزه را باطل نمي كند. بلكه طبق نظر غالب مراجع معظم تقليد آنچه روزه را باطل مي كند فرو بردن تمام سر به صورت يكجا در آب مي باشد و الا در حال روزه نيز شنا كردن تا زماني كه مقداري از سر بيرون باشد اشكالي ندارد كه اين مساله هم بر اساس روايات بيان شده در اين باره مي باشد؛ در عين حال اين حكم مورد اتفاق همه مراجع معظم نيست و برخي از مراجع فرموده اند كه فروبردن تمام سر در آب روزه را باطل نمي كند، هرچند انجام اين عمل در حال روزه را حرام دانسته اند (1) ولي براساس نظر ساير مراجع معظم اين حكم به قوت خود باقي است. قبل از پرداختن به حكمت اين حكم الهي يك نكته كلي وجود دارد:
همه احكام الهي مثل: وجوب، حرمت، استحباب و كراهت بر اساس مصالح و مفاسد واقعي بوده و داراي ملاك است؛ اگر مصلحتي در حكم باشد، حكم واجب و يا مستحب و اگر داراي مفسده اي باشد، حكم حرام و يا مكروه خواهد بود. از آن جا كه احكام بر خلاف اعتقادات، توقيفي‌ و تعبدي است، هيچ گاه نبايد انتظار داشت به تمامي حكمت ها و مصالح يك حكم پي ببريم؛ چرا كه ممكن‌ است‌ در مجموع، از مصالح‌ يا مفاسد يك‌ حكم‌، برخي‌ را درك و برخي ديگر را درك‌ نكنيم،‌ يا در برخي مواقع، به هيچ عنوان نتوان به حكمت هاي آن پي برد؛ مثلاً با كدام كنكاش عقلي مي توان به فلسفه سه ركعتي بودن نماز مغرب، ولي چهار ركعتي بودن نماز عشا پي برد؟
مسلمان، متدين‌ و صاحب‌ انديشه‌ بعد از پذيرش‌ اصول‌ دين‌ و عقايد با استدلال‌ هر چه‌ محكم‌تر، هنگام ‌آشنايي‌ و عمل‌ به‌ احكام‌ ديني‌، وقتي‌ از وجود‌ حكم‌ الهي‌ ـ مثل‌ وجوب‌ حجاب ، هفده ركعت بودن نماز‌ يا حرمت‌ فرو رفتن روزه دار در آب و...ـ باخبر و مطمئن‌ شد، يقين‌ پيدا مي‌كند كه‌ ‌ وجوب‌ داراي‌ مصلحت‌ يا مصالح‌ متعددي‌ است‌ كه‌ به ‌واسطه‌ آن ها خداوند حكم‌ به‌ ايجاب‌ كرده‌ و‌ عمل‌ حرام‌ نيز‌ داراي ‌مفسده‌ يا مفاسد متعددي‌ است‌ كه‌ باعث‌ حكم‌ به‌ تحريم‌ شده‌ است‌.
بر اين اساس، اگر چه شايد براي برخي از احكام بتوانيم حكمت هايي را با عقل خود مطرح كنيم، اما به هيچ وجه ادعا نمي كنيم فلسفه حكم فقط به موارد بيان شده ختم مي شود؛ چرا كه شايد اين دلايل مطرح شده، به هيچ عنوان فلسفه حرمت يا وجوب، آن نبوده و عقل در كشف مصالح به اشتباه رفته باشند و دلايل بيان شده فقط در حد فرضيه بوده كه شايد ، ديگران نظري خلاف آن داشته باشند و خداوند در حرمت يا وجوب آن ده ها دليل ديگر قرار داده كه ما بي خبريم.
چنان كه خداوند براي آزمايش قوم يهود آن ها را از صيد روز شنبه منع كرده بود: «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ؛ (2) به طور قطع از حال كسانى از شما، كه در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند، آگاه شديد». از اين رو، شايد در اين حكم نيز خداوند فقط براي امتحان بندگان چنين حكمي را مقرر داشته،چنان كه امير المومنين علي (ع) در نهج البلاغه فرمود: اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْيِيزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْياً لِلِاسْتِكْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُيَلَاءِ مِنْهُم‏...؛(3)خداوند مخلوقات خود را با امورى كه آگاهى ندارند آزمايش مى‏كند، تا بد و خوب تميز داده شود، و تكبّر و خودپسندى را از آن ها بزدايد، و خود بزرگ بينى را از آنان دور كند. پس، از آنچه خداوند نسبت به ابليس انجام داد، عبرت گيريد، زيرا اعمال فراوان و كوشش‏هاى مداوم او را با تكبّر از بين برد.
از آن جا كه معتقديم احكام شرعي از طرف خداوند به وسيله پيامبر يا معصومان بيان شده است، به آن ملتزم شده و عمل مي كنيم؛ چنان كه در امور عادي اين گونه عمل مي نماييم. با اعتمادي كه به پزشكان متخصص داريم، به نسخه هاي آن ها عمل مي كنيم؛ بدون اين كه از خواص داروهاي نوشته شده مطلع باشيم. در اين باره يگانه معيار و منطق براي عمل به آن ،دستوري است كه از جانب خداوند بواسطه ائمه به ما رسيده است .
از امام باقر(ع) نقل شده:" الصَّائِمُ يَسْتَنْقِعُ فِي الْمَاءِ وَ يَصُبُّ عَلَى رَأْسِهِ وَ يَتَبَرَّدُ بِالثَّوْبِ وَ يَنْضِحُ بِالْمِرْوَحَةِ وَ يَنْضِحُ الْبُورِيَاءَ تَحْتَهُ وَ لَا يَغْمِسُ رَأْسَهُ فِي الْمَاء؛(4) انسان روزه‏دار، مى‏تواند داخل آب برود و با سر خود آب بريزد، با پيراهن تر بدن خود را خنك كند. با يك بادزن حصيرى خيس خود را باد بزند، بوريا را خيس كند و روى آن بيارامد، اما نبايد سر خود در آب فرو ببرد." منطقي ترين دليل ما بر پذيرش حكم آن است كه اين دستور به عنوان تكليفي ديني از مجاري منطقي و قابل اعتماد شريعت به ما رسيده است.
در نتيجه، عمل به اين دستور همانند هر دستور ديگر تعبدي شرعي، لازم و منطقي و معقول است. اگر معيار منطقي بودن يك حكم را يافتن علل طبيعي، بهداشتي و دنيايي آن بدانيم، چه بسا نتوان براي بسياري از دستورات قطعي دين دليلي از اين دست يافت. حتي مواردي هم كه در اين زمينه نقل مي شوند مثل جلوگيري از ورود آب به بدن، در بسياري از موارد كليت نداشته و با موارد عديده اي نقض مي شود؛ پس ماهيت امرو نهي هاي الهي را نه در حكمت ها و فوائد پيدا و پنهان آن كه در اصل تكليف مندي انسان و لزوم آزموده شدن در دنيا بايد ديد.
پي نوشت ها:
1.توضيح المسائل مراجع، نظر آيه الله شبيري زنجاني، مسئله 1608.
2. بقره (2)، آيه 65.
3. سيد رضي، نهج البلاغه، ترجمه دشتي، چ مشهور، قم 1379، خطبه 192، ص 382.
4. شيخ كليني،اصول كافي، چ اسلاميه،تهران 1362ه ش، ج 4، ص 107.

موفق و موید باشید