عرض سلام و خسته نباشید و تشکر بابت وجود سایتی که میتونیم جواب سوالهامونو بگیریم
همسرم من خیلی سیگار میکشه و میدونم که اگه باهاش قهر و دعوا کنم خیلی کم میکشد اما چون در اسلام باید از شوهر اطاعت کنیم نمیدونم این کارم درست است یا نه لطفا راهنمایی ام کنید نیت من خیر است من سلامتی اش را میخاهم در ضمن خیلی سعی کرده ام از طریق عاطفی او را ترک دهم اما اصلا موفق نشده ام.نه با منطق نه با هیچ چیز دیگری ترک نمیکند شهرمان نیز کوچک است و مرکز ترک یا دکتری در این زمینه نداریم تا به او مراجعه کنیم
خاهش میکنم زودتر جوابم را بدهید میخاهم تا جوان است این عادت زشتش را کنار بگذارد.
منتظر پاسختان هستم
یک دنیا تشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگرگرامي انجام درست و نتيجه بخش هركاري، راهكاري مي‌طلبد و مسلما برخورد شديد شما با اين مشكل موجب اضطراب شوهر و بي‌ثباتي كانون خانواده مي‌شود، البته اگر در مورد شوهرتان و زمان ابتلا و عوامل موثر در ايجاد و ادامه و تشديد آن توضيح كافي به ما داده بوديد ما بگونه بهتري مي توانستيم ياري گر شما باشيم. بهرحال اگر نيازمند توضيحات و راهكارهاي بيشتري بوديد با ذكر موارد فوق دو باره با ما مكاتبه كنيد.
خواهرگرامي، براي ترك رفتاري مانند سيگار كشيدن بايد از دو جنبه وارد شد: 1- جنبه شناختي 2- جنبه رفتاري
اولين قدمي كه شما بايد براي ترك دادن سيگار به شوهرتان برداريد جنبه شناختي است. يعني اينكه هرروز ايشان را از يكي از عواقب اعتياد به سيگار آگاه كنيد. (تدريج مهم است) كه در اين راستا مي توانيد از سايت انجمن ترك سيگار ايران استفاده كنيد.
دومين قدم جنبه رفتاري است يعني اگر عادت بد را صرفا به منزله يك رفتار آموخته در نظر بگيريم, مي بايست براي از بين بردن آن از فنون تغيير رفتار استفاده كنيم.
به طور كلي بر اساس نگاه روانشناسان رفتارگرا، رفتار ما برآيند سه چيز است. 1- محرك2- پاسخ 3- نتيجه، اين برآيند به دو نوع مي تواند در حيطه يادگيري مطرح شود كه عبارتند از:
الف) شرطي سازي نوع اول: اين نوع شرطي سازي در اثر همزماني و جايگزين شدن يك محرك خنثي كه در حالت عادي نمي تواند پاسخي ايجاد كند با يك محرك ديگر كه خود به خود و بطور طبيعي پاسخ ايجاد مي كند، صورت مي گيرد كه در اين فرايند, محرك دوم به شكل محرك شرطي در مي آيد كه خود مي تواند پاسخ مربوط به محرك غير شرطي را ايجاد كند. مثلا معده يك حيوان گرسنه با ديدن غذا شروع به ترشح آنزيم مي كند. حال اگر همراه با آوردن غذا براي اين حيوان زنگي را به صدا در آوريم، پس از مدتي حتي بدون اينكه براي او غذا بياوريم، زنگ را به صدا در آوريم معده اش شروع به ترشح آنزيم مي كند در حالي كه محرك واقعي حذف شده و محرك شرطي كه غير واقغي است جايگزين ان شده است.
ب) شرطي سازي فعال (نوع دوم): اين نوع شرطي سازي كه بيشتر درباره عادات مورد نظر است, در واقع همان قضيّه ي پاداش و تنبيه است, بدين ترتيب كه اگر شما رفتاري را انجام دهيد و درنتيجه ‌ي آن تقويت شويد (پاداش دريافت كنيد) احتمال بروز آن رفتار در شما افزايش مي يابد و اگر در نتيجه آن رفتار تنبيه شويد, احتمال بروز آن در شما كاهش مي يابد. مانند زماني كه شما در دوره كودكي بارها و بارها براي آنكه كلامي كودكانه بر زبان آورديد, تشويق شديد و به همين دليل از صحبت كردن به عنوان ابزاري براي دريافت تقويت استفاده كرده ايد و يا … .
از همين دو اصل – به خصوص اصل دوم – مي توان به عنوان روشي براي از بين بردن رفتار نيز استفاده كرد كه روانشناسان آن را اصطلاحا فرايند «خاموش سازي رفتار» مي نامند.
در همين راستا شوهرتان را به انجام چند تمرين عملي دعوت كنيد:
1) خاموش سازي از طريق ايجاد درد و يا از دست دادن:
بدن ترتيب كه يك كش لاستيكي بر دست راست خود ببندد, و هرگاه عمل مورد نظر (رفتار عادت گونه) را از خود بروز داد, كش را بكشد و رها كند. اين فرايند از طريق ايجاد درد به سيستم فيزيولوژيك ايشان يادآوري مي كند كه از تكرار رفتار بپرهيزد. و همين طور مي تواند هرگاه به رفتار مورد نظر مبادرت كرد، مقدار مقرري پول به داخل يك صندوق بيندازيد و از اين دست تمرينات.
اگر فرايند كنار گذاشتن يك عادت بد را با يك فرايند تصميم گيري و اقدام عملي برابر بدانيم, پس آنگاه مي بايست بر مراحل تصميم و تصميم گيري واقف باشيم.
فرآيند تصميم گيري و اجراء:
الف- درك نياز به تغيير ب- اراده ي تغيير پ- هدف گذاري ت- برنامه ريزي
ث - اقدام عملي ج- باز بيني
الف) درك نياز به تغيير و اراده آن:
به طور كلي افراد در چند صورت در جهت تغيير رفتار خود قدم برنمي دارند:
1. ناديده گرفتن مشكل: مثلا سيگار كشيدن ضرر ندارد.
2. ديدن مشكل و ناديده گرفتن اهميت آن: سيگار كشيدن ضرر دارد. اما ضرر آن زياد نيست.
3. ديدن مشكل, درك اهميت موضوع و ناديده گرفتن امكان تغيير آن: من سيگاري هستم و اين خوب نيست و به من ضرر مي زنه، ولي نمي شه ترك كرد.
4. ديدن مشكل, درك اهميت آن, پذيرش وجود راه هاي تغيير و ناديده گرفتن توان خود براي تغيير دادن: من سيگاري هستم و اين خوب نيست و به من ضرر مي زنه و مي شه ترك كرد ولي از من ساخته نيست.
اگر فردي هريك از موارد بالا را داشته باشد، در واقع در مسير تغيير عمل نمي كند و به درك واقعي نمي رسد. پس اگر شما موانع ذكر شده را در شوهرخود مي بينيد بايد به شناسايي و حذف آنها اقدام نماييد.
ب) هدف گذاري و برنامه ريزي:
در اين راستا مي بايست به ويژگي هاي هدف اشاره داشت كه عبارتند از:
1- عيني بودن: هدف مي بايست قابل لمس و مشخص باشد: مثلا من مي خواهم 20 كيلو اضافه وزن خود را كاهش دهم. و يا من هيچ گاه نمي توانم بگويم مثلا براي لاغر شدن نمي‌خواهم هيچ چيز بخورم. بلكه صرفا مي بايست روي طبيعت خود كنترل داشته باشيم.
2- زمان دار بودن: هدف مي بايست زمان دار باشد: من مي خواهم تا 30/10/91 سيگار كشيدن را ترك كنم.
3- متناسب بودن: هدف مي‌بايست با ويژگي‌هاي جسمي ترك كننده متناسب باشد مثلا كسي كه روزي يك پاكت سيگار مي‌كشد نمي تواند آنرا در عرض يكروز ترك نمايد.
4- قابل تجزيه بودن به اهداف كوچكتر: مثلا هر هفته 3 نخ كم كند.
5- تدريجي بودن
* نكته اول: برنامه در واقع راه رسيدن به هدف است و برنامه ريزي چگونگي به كارگيري منابع براي رسيدن به هدف است به طوري كه با كمترين هزينه بيشترين سود را به دست آوريم.
* نكته دوم: برنامه بايد با هدف هم راستا باشد.
* نكته سوم: برنامه مي بايست قابل انعطاف باشد.
ج) حرف آخر اينكه بسته به نوع عادت شكل گرفته و ميزان ريشه دار بودن آن تغيير يا ترك عادت مستلزم راه هاي متفاوتي است و نمي توان با يك نسخه كلي با آن روبرو شد.

موفق و موید باشید