بسم الله الرحمن الرحیم
سلام. خسته نباشید. (21 ساله/مذکر)
چند وقتی است که افکاری در مورد آسیب دیدن اطرافیانم به ذهنم میاید، این افکار خیلی مرا اذیت می کند. من در مقابل این افکار سعی میکنم عکس العمل های خاصی انجام دهم مثلا گاها سعی می کنم آنها را سالم تصور کنم. به خانواده ام وابستگی زیادی دارم و همین باعث شده از فکر این کع خدایی نکرده برایشان اتفاقی بیفتد خیلی نگران شوم، وقتی خواب ببینم برایشان اتفاقی افتاده یا اینکه فکر کنم تعبیر خوابم حادثه برای نزدیکانم است، خیلی مضطرب می شوم. احساس می کنم اگر برای آنها دعا نکنم و یا عمدی گناه انجام دهم به آنها ضرر می رسد و این دعاهای من است که باعث حفظ انها شده. هر وقت تصمییم می گیرم این افکار را کنار بگذارم و از استرسم کم کنم و از دنیا لذت ببرم به ذهنم میاید که تو می خواهی برای رسیدن به خواسته ها و لذت خودت به اونها آسیب برسونی و احساس می کنم که این کارم باعث ضرر رسیدن به آنهاست. لطفا راهنمایی کنید.
امیدوارم خداوند جوابم را به دل شما بیندازد.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اين مشكلي كه شما پيدا كرده ايد، همان بيماري وسواس است، كه البته اين مورد، يك نوع وسواس فكري است. لازم است كه اين مطلب را به شما متذكر شوم كه توقع خود را از درمان صرفاً اينترنتي پايين آوريد، چرا كه درمان جزيي اين گونه مشكلات نيازمند مراجعه حضوري نزد روانشناس و روان پزشك مي باشد. ما در اينجا فقط مي توانيم به يك بيان كلي و اجمالي در مورد وسواس و علل آن و راه درمان آن بپردازيم. اما درمان كامل اين بيماري و نظائر آن، بايد به صورت حضوري و تحت نظر متخصصين روان شناس و روان پزشك صورت بگيرد.
وسواس يك بيمارى عصبى و روانى است و روانشناسان و روانپزشكان امروزى آن را فكر و انديشه مداوم و مكررى مىدانند كه فرد مبتلا به آن عليرغم كوشش فراوان خود قادر نيست آن را از ذهن خويش خارج سازد. اين افكار مزاحم كه بدون اختيار فرد به سراغ وى مى روند گاهي او را به تكرار برخي كارها و اعمال بىفائده وا مىدارند. هر چند وي به بيهودگي و عدم ضرورت و غيرمنطقي بودن آن عمل واقف است ولي نمى تواند از انجام آنها خوددارى كند و زندگى عادى و عملكرد فرد را مختل مى كند و بسيار وقتگير است. و گاهى بخاطر تمسخر يا مخالفت علنى يا ترحّم ديگران، عمل تكرارى خود را مخفى مى كند.
وسواس به صورتهاي مختلفي مي تواند بروز داشته باشد، مثل وسواس آلودگي، وسواس بازرسي مكرر و ... . يك نوع از اين صورتهاي مختلف وسواس همان است كه شما با آن درگير هستيد، يعني دائما به ذهن شخص، اين مطلب مي آيد كه دارد به خودش يا ديگران آسيب مي رساند، يا اينكه شخص ديگري در حال آسيب زدن به آنهاست، و با اين انديشه ها اضطراب به او دست مي دهد.
روانشناسان و روانپزشكان هم از درمان دارويى براى مقابله با وسواس فكرى يا وسواس عملى استفاده مى كنند و هم از درمان غيردارويى. در درمان دارويي، روان پزشك متناسب با نوع وسواس و شدت آن، داروهايي را براي اضظراب و وسواس آن شخص تجويز مي كنند، اين داروها كمك مي كنند كه درمانهاي رفتاري اي كه روان شناس دستور آنها را مي دهد راحت تر انجام شوند. در درمان غيردارويى، از الگوهاى مختلف براى كاهش اين اختلال بهره مى گيرند كه به برخى از آنها به طور اجمال اشاره مى كنيم زيرا از اين تكنيكها متناسب با نوع و شدت و ضعف بيمارى استفاده مى شود:
1- شناخت درمانى، در اين روش طى جلسات مكرر و متعدد، بينش بيمار درباره تعارضهاى درونى خود به كمك روان درمانگر تغيير مى يابد.
2- رفتار درمانى: روشهاى متعدد و متنوعى است، كه كارشناس مربوطه بيمار را به كارها و فعاليتهايى جهت كاهش سطح اضطراب و در نتيجه فكر يا عمل وسواس او وا مى دارد.
- يكي از اين روشها در رفتار درماني، غرقه سازى است؛ بدين صورت كه فرد مبتلا به آن، با اختيار خود آن قدر خود را در معرض همان موضوعى كه از آن رنج مى برد قرار دهد تا از آن فكر خسته و متنفّر شود. بنابراين هر روز، بايد زمانى را به فكر كردن درباره موضوع وسواس فكرى خود اختصاص دهيد و آن چنان و آن قدر درباره آن فكر كنيد كه از آن متنفّر شويد. در نتيجه هرگاه بدون اختيار هم ذهنتان به آن معطوف شد و خواستيد از روى اجبار تكرار كنيد، اراده و اختيارتان در دور كردن آن فكر و اجتناب از آن، چيره و حاكم شود.
- هرگاه ذهنتان بدون اختيار مشغول همان اوهام و افكار بيهوده وسواسى شد، با گفتن ذكر لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم از جاى خود بلند شده، تغيير حالت دهيد تا بدين وسيله از آن فكر تكرارى و وسواس رهايى يابيد.
- كش نازكى را دور مچ دست خود بنديد. هرگاه افكار وسواس به سراغ شما آمد، با كشيدن كش و رها كردن آن روى دستتان و ايجاد درد مختصرى روى مچ خود، از آن فكر رهايى خواهيد يافت.
- با خودتان عهد ببنديد و برنامه ريزى كنيد كه زمان فكر كردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد (مثلاً 5/4 تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افكار وارد ذهنتان شد، به خودتان بگوييد زمان فكر كردن فلان ساعت مقرر است و در زمان مقرّر نيز مدتى را به فكر كردن درباره آن موضوع اختصاص دهيد و ذهنتان را به آن مشغول سازيد تا اين كه در طول روز و به طور پراكنده، ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمناً آن زمان اختصاصى را به تدريج در طى (مثلاً 30 روز) روزى يك دقيقه كم كنيد تا به صفر برسد.
- هر روز به خود تلقين كنيد كه «من قادرم افكار وسواسى ام را كنار بگذارم»؛ زيرا تلقين يكى از راههاى مبارزه با افكار منفى است و وسواس فكرى نيز چيزى جز يك فكر منفى مزاحم نيست.
- گفتنى است كه براى درمان وسواس فكرى نياز به صبر و حوصله و پشتكار در به اجرا درآوردن راههاى فوق است تا اين كه به تدريج از آن افكار رهايى يابيد و انتظار حل و درمان يك شبه آن را نداشته باشيد. ضمناً بعضى از اين راهكارها در عرض همديگر قرار دارد و هر كدام را كه بهتر مى توانيد انجام دهيد يا بهتر جواب مى دهد، آن را اجرا و پى گيرى كنيد.
- همواره به خاطر داشته باشيد كه وقتي جلوي يك فكر مي ايستيم، فكر به صورت ناخودگاه به ذهن ما هجوم مي آورد. پس در وسواس فكري نبايد جلوي ورود افكار پريشان را به ذهنمان بگيريم، بلكه بايد اين افكار به سمتي هدايت كرده و سپس به كنترل خود در آوريم. سعي در خلاصي از اين افكار، فايده اي نخواهد داشت. بايد در حضور آنها راحت باشيد و با آنها فقط با كنجكاوي مختصري برخورد كنيد. اگر افكار بيشتري به مغزتان هجوم آوردند مقاومت نكنيد و اجازه دهيد كه باشند و در مورد آنها هم مثل افكار موجود قبلي رفتار كنيد. واقعيت اين است كه تلاش براي بيرون راندن اين افكار از ذهنتان، نتيجه عكس مي دهد، يعني باعث مي شود كه اين افكار با شدت بيشتري به ذهنتان هجوم بياورند، لذا اصلا در برابر اين افكار مقاومت نكنيد، بلكه اجازه دهيد كه آنها به ذهنتان بيايند، و اصلا از آنها ناراحت نباشيد و عكس العملي نشان ندهيد. اين در واقع همان عدم حساسيت در مقابل اين افكار است. وقتي كه حساسيتي در مقابل اين افكار نشان ندهيد به تدريج اين افكار، ديگر به ذهنتان نخواهند آمد. همه افراد اين حالت ها را دارند و گاهي اين افكار به ذهنشان مي آيند، اما چون حساسيت به خرج نمي دهند و به آنها اعتنايي نمي كنند، اين افكار در ذهنشان باقي نمي مانند و تكرار نمي شوند. از افكار نگران كننده نترسيد و در مورد آنها حساسيت نشان ندهيد و به آنها اعتنايي نكنيد، آنها فقط فكر هستند و اگر حساس نباشيد هيچ ضرري ندارند، و به تدريج از بين مي روند.
- سعي كنيد در آن نيم ساعت(زمان ) قراردادي افكارتان را روي كاغذ بنويسيد و سپس آن كاغذ را معدوم كنيد يا جايي نگه داريد. اين باعث مي شود كه به محتواي افكارتان به صورت مشهود مواجه شويد.
- متمركز شدن بر افكار مطلوب: براي رهايي از افكار ناخواسته، لازم است افكار خوشايند را جايگزين كنيد. توجه به افكار معقول و تقويت و تمركز آن به وسيله تكرار زباني، شما را از افكار مخرّب و آزاردهنده باز ميدارد. پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد: «كسي كه مبتلا به وسواس فكري است، سه بار ايمان به خدا و رسول را به زبان تكرار كند (آمنت بالله و رسوله) كه آن وسواس از بين ميرود».(1)
اضطراب نقش مهمي در وسواس دارد، به طوري كه زير بناي وسواس، اضطراب است، لذا شما بايد درصدد از بين بردن اضطرابتان باشيد. مي توانيد با رجوع به يك روان پزشك درمان دارويي را براي درمان اضطرابتان آغاز كنيد. با خريد نوار و يا كتاب تن آرامي (ريكلسيشن) تمارين تن آرامي را روزي يكي دوبار انجام دهيد. اين گونه كتابها را مي توانيد از طريق اينترنت خريداري كنيد. به عنوان مثال بخش وسواس كتاب دو جلدي رفتار درماني شناختي ترجمه حبيب الله قاسم زاده يا كتاب وقتي اضطراب حمله مي كند، نوشته ديويد برنز ترجمه مهدي قرچه داغي را تهيه و طبق آن عمل كنيد. تمارين تن آرامي و تنفس صحيح براي از بين بردن اضطراب موثر هستند.
به اين نكته مهم نيز توجه داشته باشيد كه اين گونه افكار مزاحم، يك بيماري تلقي مي شود، و شما هرگز مؤاخذه نخواهيد شد، به عبارت ديگر گناه نيست و از اين نظر مطمئن باشيد. دليل آن هم غير اختياري بودن آن است.
در پايان باز هم تذكر مي دهم كه درمان وسواس به خصوص اگر شدت داشته باشد با يكى دو مكاتبه و به طور غيرحضورى قابل درمان نيست و يا دير به درمان جواب مىدهد و لازم است با حضور يافتن پيش يك روانشناس و روانپزشك به درمان اساسى آن پرداخت، و به شما توصيه مي كنيم اگر نتوانستيد خودتان اين موضوع را حل كنيد حتما به روان پزشك و روان شناس مراجعه كنيد.
موفق و موید باشید






