با سلام و خسته نباشید
من با یک صحبت تلفنی با حوزه قم فهمیدم برای اینکه مثلا باطل بودن فرقه های اهل سنت را بررسی کنیم لازم نیست که تک تک فرقه ها را مطالعه کنیم و فقط لازم است در مورد مسایل مشترکشان تحقیق کنیم تا باطل بودن همه ی فرقه های اهل سنت ثابت شود و از انجایی که همه ی انها خلفا را و همچنین صحیح بخاری و مسلم را قبول دارند من با مطالعه همین مسایل مشترکشان بر باطل بودنشان از تمام فرقه های اهل سنت علم پیدا کردم,حال اگر بخواهم همین روش را برای فرقه های شیعی ثابت کنم باید چکار کنم؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به طور كلي در مورد عقايد هر گروه و فرقه اي بايد گفت كه مي بايست آن را با معيارهاي مورد قبول دو طرف نقد نماييم. در مورد بحث ما نيز بهترين راه استفاده از عقل و قرآن و آن بخشي از روايات است كه هم ما و هم ديگر فرق شيعه آن را مي پذيرند.
مثلا در مورد اسماعيليه بايد گفت كه آنها احكام اسلام را تأويل مي برند به گونه اي كه با اين شيوه از اسلام چيزي باقي نمي ماند؛ از جمله مي گويند:
* زكات عبارت است از زيادي خرج خود و عيال كه بايد به مولانا دهي.
* نماز اين است كه مردم را به طاعت پيشواي ايشان دعوت كني.
* روزه عبارت از اين است كه در برابر افعال و اعمال مولانا ساكت و خاموش باشي و عيب نتراشي به اندازهاي كه اگر مولانا گويد خود را هلاك كن فوري اقدام كن.
* حج عبارت است از رفتن به محضر امام.
* محرمات عبارت از قومي هستند كه بايد ايشان را دشمن داشت.
* در قرآن هر جا نام فرعون وهامان آمده مقصود از فرعون عمر وهامان ابو بكر است.
* هر چيزي از قرآن وحديث را ظاهري و باطني است كه ظاهر به منزله پوست وباطن به مثابه مغز است.
*اگر كسي به علم باطني برسد تكليف از او ساقط مي شود. (5)
بدون شك معتقدات اين گروه بر خلاف قرآن و سنت است. چرا كه اسلام ديني است كه بر هر دو جنبه ايمان و عمل تاكيد دارد و آنها را چون دو بال براي به تعالي رسيدن مي داند.
عقايد زيديه نيز مخلوطي از عقايد اماميه و اهل سنت از معتزله مي باشد كه در بعضي موارد با عقايد شيعه اماميه منافات دارد مثل مساله جبر و اختيار كه آنها بر خلاف ما قايل به تفويض و اختيار مطلق انسان هستند.(2) در فقه و احكام نيز اين گروه بيشتر به فقه حنفي عمل مي كنند تا فقه شيعه.(3)
در هر حال معيارها براي درك نادرستي اعتقادات و باورهاي فرقه هاي منحرف شيعي هم همان مراجعه به منابع اصيل و متقن ديني است و در اين زمينه فرقي بين فرقه هاي منحرف شيعي و اهل سنت و عقايد مشترك يا مختص نيست.
پي نوشت ها:
1. خسرو شاهي، سيد رضا، علل ظهور فِرَق و مذاهب اسلامي، انتشارات نقش جهان، تهران، بي تا، ص 112.
2. سبحاني، جعفر، بحوث في الملل و النحل، موسسه امام صادق(ع)، قم، 1381ش، ج 7، ص 468.
3. دهخدا، علي اكبر، لغت نامه دهخدا، موسسه لغت نامه دهخدا، تهران، 1373ش، ج8، واژه زيديه.
موفق و موید باشید






