چطور می توانیم ثابت کنیم خدا ما را برای سرگرمی خودش خلق نکرده است ؟ آیه هفده سوره انبیا توضیح می دهد اما فهم آن کمی دشوار است . لطفا به زبان ساده توضیح فرمایید
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ »(1)؛ ما آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنهاست براى بازى نيافريديم به فرض محال اگر مىخواستيم سرگرمى انتخاب كنيم چيزى متناسب خود انتخاب مىكرديم.
در آيات قبل از اين آيه اين حقيقت منعكس بود كه ظالمان بىايمان هدفى براى آفرينش خود جز عيش و نوش قائل نبودند و در واقع عالم را بىهدف مىپنداشتند، قرآن مجيد در آيات فوق براى ابطال اين طرز فكر و اثبات وجود هدف با ارزشى براى آفرينش كل جهان مخصوصا انسان ها چنين مىفرمايد:"ما آسمان و زمين و آنچه ميان آن دو است بيهوده نيافريديم."
اين زمين گسترده، اين آسمان پهناور، و اين همه موجودات متنوع و بديعى كه در صحنه آنها است نشان مىدهد، غرض مهمى در كار بوده است، آرى هدف اين بوده كه از يك سو بيانگر آن آفريننده بزرگ باشند و نشانهاى از عظمتش، و از سوى ديگر دليلى بر معاد باشد.
آيا ممكن است انسانى در وسط بيابانى، كاخ مجهزى با تمام وسائل فراهم كند، تنها براى اينكه در تمام عمر يك ساعت از آنجا مىگذرد در آن استراحت مىكند؟
بنابراين اگر اين جهان با عظمت را از دريچه چشم مردم بى ايمان بنگريم پوچ و بىهدف است، تنها ايمان به مبدا و معاد است كه آن را هدفدار مىكند.
خداوند بعد از بيان اين مطلب مسلم كه آفرينش اين عالم بىهدف نيست، مي فرمايد اين هم مسلم است كه هدف اين آفرينش، سرگرمى خدا به امر خلقت نبوده است كه اين سرگرمى نامعقولى است و به فرض محال اگر ما مىخواستيم وسيلهاى براى سرگرمى خود انتخاب كنيم. چيزى انتخاب مىكرديم كه متناسب ما باشد." (لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ). در حقيقت" لعب" به معنى كار بىهدف است، و" لهو" اشاره به هدف هاى نامعقول يا سرگرمي هاست.
آيه مورد بحث بازگوى دو حقيقت است: نخست با توجه به كلمه" لو" كه در لغت عرب براى امتناع است، اشاره به اين مىكند كه محال است هدف پروردگار سرگرمى خويشتن باشد.
سپس مىفرمايد: به فرض كه هدف سرگرمى بود بايد سرگرمى مناسب ذات او باشد، از عالم مجردات و مانند آن، نه عالم محدود ماده.
پس اين آيه شريفه وجود لهو و سرگرمي براي خدا را با تاكيد نفي مي كند و آنرا محال مي داند. علامه طباطبايي در باره علت محال بودن لهو و سرگرمي براي خداوند مي فرمايد:
اما اينكه آيا لهو از خدا سر مىزند يا نه؟ مىگوييم لهو كردن خدا با چيزى از مخلوقات خود محال است، زيرا لهو صورت نمىبندد، مگر از كسى كه لهو حاجتى از او را بر طرف كند يا نقيصهاى از نقائص او را دفع كند. پس لهو از جمله چيزهايى است كه در غير اثر مىگذارد و مؤثر است و معنا ندارد كه چيزى در خداى تعالى مؤثر باشد و خداى تعالى به چيزى محتاج شود كه آن چيز از هر جهت محتاج او است. پس اگر فرض كنيم كه تلهى و سرگرمى براى خدا جايز باشد، در صورتى سرگرمي او با چيزى جايز است كه غير خودش نباشد و مخلوقات او از آنجا كه فعل او هستند و از ذات خود او صادر و خارج مىشوند، غير او هستند و نمىشود هم بازى يا بازيچه او باشند، بلكه بايد چيزى باشد كه از ذات خود او صادر و خارج نشده باشد و چنين چيزى وجود ندارد پس خدا لهو ندارد.
با اين بيان برهان آيه تمام مىشود كه مىفرمايد:" ما آسمان و زمين را براى لعب و لهو خلق نكرديم، و اگر مىخواستيم وسيله بازى تهيه كنيم در نزد خود همبازى مي گرفتيم.(3)
پي نوشت ها:
1. انبياء(21)آيه16و17.
2. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، انتشارات اسلاميه، ج13، ص370.
3. طباطبايي، محمد حسين، الميزان(ترجمه)،انتشارات جامعه مدرسين، ج14، ص 364.
موفق و موید باشید






