سلام عتیکم
بنده حدود دو سال است که ازدواج کردم اما متاسفانه همسرمو دوس ندارم یعنی دست خودم نیست هر چه فشار میارم که دوستش داشته باشم نمیتونم و این هم برای من و هم برای همسرم افسردگی اورده .هیچ یک از کارهای همسرم رو دوس ندارم سلیقه اش شلخته و کارهاش شلخته حتی از لحاظ جنسی هم بهم نمیچسبه تصمیم گرفتم طلاقش بدم .
ایا بنده مرتکب گناه خواهم شد یا نه ؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
توقع شما بيجا نيست. اين نياز شما است كه همسرتان از لحاظ ظاهري، پوشش يا آرايش مو، به گونه اي باشد كه كه شما دوست داريد. در روايتي از امام صادق (ع) مي فرمايد: سزاوار نيست كه زن، خود را بدون زينت بگذارد؛ اگرچه با آويزان كردن گردنبند و حنا بستن بر دستان باشد؛ حتي اگر سني از او گذشته باشد (حر عاملي، وسائل اشيعه، ج 1، ص 410). اين دستور و دستورات ديگر همه به دليل اين است كه باعث جلب توجه و عشق مرد به زن مي شود. چون حس زيبا شناختي مرد از راه نگاه ارضا مي شود و اگر اين نياز مرد با همسرش تامين نشود، ممكن است نگاه مرد به ديگران جلب شده و موجب گناه شود. به همين دليل رسول خدا (ص) فرمود: زن شوهر دار بايد سه ويژگي داشته باشد: يكي از اين سه ويژگي اين است كه خود را با ظاهري نيكو در چشم مرد، زيبا و دلربا سازد (علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 75، ص 237).
اما بدبختانه گاهي به دلائلي خاص مانند؛ مقايسه همسر با ديگران، عدم آمادگي كافي جهت ازدواج (نداشتن مهارت هاي كافي)، وجود كدورت هاي خانوادگي دوران عقد بخاطر شيوه رفتاري خانواده ها و ... ديده مي شود كه زوج جوان در ادامه زندگي دچار بن بست هايي مي كند و بدون توجه به پيامدهاي جدايي، از طلاق سخن به ميان مي آورند. طلاق اگر چه آخرين راه حل است و جزء مكروهات بشمار مي رود (گناه نيست)، اما در مواردي بر آينده و سرنوشت افراد تاثير بدي مي گذارد. فرصت هاي انتخاب و فرصت هاي شغلي را از زن و مرد مي گيرد و مشكلات روحي و عاطفي جبران ناپذيري را بجاي مي گذارد. پس لطفا نسبت به اين قضيه همانطور كه گفتيد، حساسيت بيشتري داشته باشيد و به نكات ذيل توجه كنيد.
1. افسردگي اگر ماژور يعني حاد باشد، به طور قطع بر زندگي زناشويي اثر مي گذارد. كلافه بودن، سردرگمي، بي برنامگي، نااميدي، لذت نبردن از زندگي، گريه هاي زياد و بي دليل، اختلال در خواب (كم خوابي يا پرخوابي)، اختلال در خوراك (كم خوري يا پرخوري)، افكار خودكشي، يا آرزوي مرگ، از نشانه هاي افسردگي حاد است كه اگر دست كم پنج نشانه از اين موارد درشخص ديده شود و يكي از آن ها لذت نبردن از زندگي باشد و بيش ا ز دو هفته طول بكشد. شخص افسردگي ماژور دارد. اين علامت ها باعث زمين گير شدن شخص مي شود و نمي تواند در زندگي تصميم بگيرد. تفكرش منفي و دچار افت عملكرد مي شود و حتي بر جسم او نيز اثر مي گذارد؛ مساله مهم اين است كه همه اين موارد مي تواند بر زندگي زناشويي مستقيم بگذراد. وجود مشكل شلختگي يا عدم جذابيت جنسي نيز نتيجه مستقيم افسردگي است. دوست گرامي؛ از شما مي خواهيم نسبت به اين مساله حساس باشيد و بدانيد كه درمان افسردگي زمانبر است و البته پي گيري و درمان شناختي از ملزومات درمان افسردگي است. بي ترديد صحبت از طلاق، تا پيش از درمان قطعي هر دو طرف، مي تواند بزرگترين ظلم به زندگي مشترك شما باشد.
2. پس لطفا براي جدايي عجله نكنيد و از به كار بردن سخنان نااميد كننده بپرهيزيد.
3. عاقبت انديش باشيد كه مورد تاكيد روايات ما است: اذا هممت بامر فتدبر عاقبته؛ اگر تصميم به انجام كاري گرفتي، به عاقبت آن بينديش (بحارالانوار، ج 68، ص 342). زيرا افزون بر لطمهاي كه به خودتان مي زنيد، به همسرتان نيز آسيب خواهيد زد.
4. براي درمان مشكل افسردگي لازم است با حضور در كلينيك روانشناسي، از كمك هاي تخصصي يك روانشناس باليني استفاده نماييد. قطعا پس از بهبودي نسبي، بهره مندي از يك مشاور امور خانواده جهت آموزش اصول هسمرداري لازم و ضروري است.
5. ويژگي هاي مثبت همسرتان را فهرست ودائم به خودتان ياد آوري كنيد. همان گونه كه يادآوري نعمت هاي خداوند باعث ايجاد علاقه به خدا مي شود، يادآوري نكات مثبت همسر هم علاقه به او را ايجاد خواهد كرد.
6. هرگز به خود تلقين نكنيد كه همسرتان را دوست نداريد؛ بلكه بر عكس آن را تلقين كنيد. با تلقين مي توان دماي هوا را تغيير داد يا تب 40 درجه را به 37 درجه رساند.
اگر اين راهكارها، جرفه هايي از احساس در شما ايجاد كرد، بدانيد حركت عشق در شما آغاز شده و به تدريج سرعت خواهد گرفت. حركت عشق در زندگي مثل حركت قطار است كه سنگين راه مي افتد؛ اما آرام آرام سرعت مي گيرد. اميدوريم توصيه اصلي ما مبني بر گرفتن كمك هاي تخصصي را با اهميت تلقي كرده و از گرفتن تصميمي عجولانه خودداري فرماييد.
موفق و موید باشید






