در روانشناسی به تلقین بسیار تاکید شده.آیا تلقین کردن اشکالی دارد؟ من برای تلقین کردن عذاب وجدان دارم و تلقین نمیکنم چون میگویم چرا در خواستم را از خدا نخواهم و از این میترسم که خداوند درآن دنیا به من بگوید چرا از من نخواستی و به این چیز ها رو آورد ی. آیا این تفکر من درست است؟ به دلیل این که به روانشناسی علاقه مندم خیلی از این کارها را دوست دارم انجام دهم (مثلا تصویر سازی ذهنی – یوگا و...) ولی به دلیلی که گفتم و همچنین این که میترسم این کارها من را از خدا دور کند از انجام آنها میترسم.اصلا در این موارد احادیثی داریم که این چیز ها را تایید کند یا حتی اینها را به گونه و نوعی دیگر به ما سفارش کند.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مسئلة تلقين، از مسائل بزرگ «روانشناسي» است. اين مسئله را امروز با روان ناخودآگاه به شكل عالي توجيه و تفسير كرده اند كه انسان چگونه روانش تلقين مي پذيرد. انسان در بيداري هم تلقين پذير است. ولي چون در بيداري روح مقاومت مي كند [نمي توان اثر آن را مانند هنگام خواب ملاحظه كرد.] اگر بتوانند كسي را به وسيلة هيپنوتيزم به خواب مغناطيسي ببرند. هرچه به او تلقين كنند در روان ناخودآگاهش وارد مي شود. (چون در حال خواب، روان خودآگاه مقاومت نمي كند) و وقتي بيدار شود حس نمي كند كه چيزي به او گفته يا ياد داده اند.
بنابراين در اين كه تلقين اثر فوق العاده اي دارد، شكي نيست، اعم از اثر منفي يا مثبت. حضرت امام(ع) مي فرمايد: " در صفات نيك و پسنديده و شيرين كامي ها رقابت كنيد و آرزوهاي بزرگ را در سر بپرورانيد. و اميد آن را داشته باشيد، زيرا نتيجة شگرف آن عايد شما مي گردد". (1) از گفتة امام (ع) استفاده مي شود اگر كسي به خود تلقين كند كه مي تواني شجاع باشي، مي تواني در كنكور قبول شوي، مي تواني برناتواني جسمي غلبه كني و امثال آن. تلقين به او توانايي مي بخشد و محرّك او مي شود كه در خود احساس ضعف و سستي و زبوني نكند، در نتيجه بر كارها مسلّط شده و به آرزوي خود نايل گردد.
البته صرف آرزو داشتن و تلقين نمودن كافي نيست، بلكه بايد براي به كرسي نشاندن و تحقق خواسته هاي خود همّت كند.
در دعا نيز نوعي تلقين وجود دارد و مي تواند اثراتي همانند آن ايجاد كند، ولي دعا بر خواسته از يك نگرش عميق به جهان هستي است. نگرشي كه در آن آفريننده اي قادر قرار دارد و مي تواند در آفريده خويش تصرف نمايد. به طور خلاصه مي توان تفاوت هاي تلقين و دعا را در موارد زير خلاصه كرد: 1 - در تلقين شخص تلقين كننده تنها به خود متكي است ولي در دعا به خداوند تكيه دارد. 2 - تلقين با تلقين متضاد خود از بين مي رود و يأس آور است؛ ولي دعا چنانچه مستجاب هم نشود، شخص دعا كننده باز اميدوار است. 3 - دعا ارتباط با مبدأ هستي و رها سازنده آدمي از غربت و تنهايي و نگاه به بالاتر است. ولي تلقين تنها در خود فرو رفتن است. 4 - تاثير تلقين بسيار محدود است؛ ولي دعا دامنه اي گسترده دارد. 5 - دعا ممكن است تغييراتي واقعي پديد آورد، ولي تاثير تلقين بيشتر دروني است. 6 - دعا مستند به جهان بيني الهي و مطابق با فطرت انساني است ولي تلقين نوعي تمرين رواني است.
پي نوشت:
1. ميزان الحكمه 3، صفحه 470.
موفق و موید باشید






