با سلام
اینکه قرآن در بعضی آیه ها مطالبی بیان میکند که از نظر مردمان این دوره شاید عجیب و نادرست می آید .یکی از این آیه ها سوره نسا آیه 24 است . این آیه بیان میکند که اگر در جنگی زنی غیر مسلملن را به اسارت گرفتید به کنیزی مسلمانان در آمده و ازدواجش قبلیش باطل است. چرا؟
اینسوال از این جهت میپرسم که بسیاری از افراد به خاطر این چین آیاتی قرآن را زیر سوال برده و انگ نامعتبر بودن به آن میزنند و این موضوع به شدت مرا اذیت میکند.
لطفن مرا راهنمایی کنید در جواب این چنین سوالاتی چه برخوردی باید داشته باشم.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بازگشت اين سوال شما به اصل مسئله برده و كنيز داري و مشروعيت اين كار است كه در اين باره بايد بگوييم كه مسئله كنيز و برده داري مسأله اي نيست كه اسلام آن ا تأسيس نموده باشد. بلكه قرن ها قبل از اسلام اين مسئله وجود داشته و اسلام در حالى ظهور كرد كه مسئله برده داري سراسر جهان را فرا گرفته و با تار و پود جوامع بشرى آميخته بود.
روشن است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعه اى وارد شود ريشه كن كردن آن احتياج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده اي نتيجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك مبتلا شده و بيماريش كاملا پيشرفت نموده است، و يا شخص معتادى كه ده ها سال به اعتياد زشت خود خو گرفته، در اين گونه موارد حتماً بايد از برنامه هاى زمان بندى شده استفاده كرد.
اگر اسلام طبق يك فرمان عمومى دستور مي داد همه بردگان موجود در آن زمان را آزاد كنند، چه بسا بيشتر آنها تلف مى شدند؛ زيرا گاه نيمى از جامعه را بردگان تشكيل مى دادند، آنها نه كسب و كار مستقلى داشتند، و نه خانه و كاشانه و وسيله اى براى ادامه زندگى.
اگر در يك روز و يك ساعت معين همه آزاد مى شدند. يك جمعيت عظيم بي كار ظاهر مى شد كه هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممكن بود نظم جامعه را مختل كند، و به هنگامى كه محروميت به او فشار مى آورد به همه جا حمله ور شود و درگيرى و خونريزى به راه افتد.
از اين رو بايد تدريجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بيفتد، و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست اين برنامه حساب شده را تعقيب كرد.
در يك جمله كوتاه بايد گفت كه اسلام برنامه دقيق و زمان بندى شده براى آزادى بردگان دارد كه سرانجام همه آنها تدريجا آزاد مىشوند، بى آن كه اين آزادى عكس العمل نامطلوبى در جامعه به وجود آورد.
با توجه به مقدمه مذكور درباره مسئله حلال بودن كنيز بر مالك خود، بايد بگوييم كه بر اساس آموزه هاي قرآن روابط جنسي انسان تنها در دو قالب مورد تاييد شرع اسلام بوده و در غير اين موارد خروج از حيطه شريعت به حساب مي آيد. اين دو قالب هم در سوره مومنون به روشني بيان شده است؛ خداوند متعال در آيات ابتدايي اين سوره در توصيف مومنان مي فرمايد : « وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ (*)إِلاَّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ (*) فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ (1)
« و آنها كه دامان خود را (از آلودهشدن به بىعفتى) حفظ مىكنند (*) تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهرهگيرى از آنان ملامت نمىشوند (*) و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند! »
چنانكه ملاحظه مي نمائيد در اين آيه مشروعيت ارتباط با همسر و كنيز بيان شده است.
اصولا بر اساس مباني فكري اسلام ازدواج يا هر نوع رابطه جنسي با هيچ زن شوهر داري كه در تعابير فقهي«محصنه» ناميده مي شود، جايز نيست ، قرآن به اين امر به صراحت اشاره مي كند و در زمره زناني كه ازدواج با آنان حرام است مي فرمايد:
« وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء ؛(2) زنان شوهردار (بر شما حرام است ؛) »؛ اين حكم اختصاصى به زنان مسلمان ندارد، بلكه زنان شوهردار از هر مذهب و ملتى همين حكم را دارند؛ يعنى ازدواج با آن ها ممنوع است.
اما در ادامه همين آيه به اين قانون كلي يك استثنا تعلق مي گيرد:
« إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ؛ مگر آن ها را كه مالك شده ايد ».تنها استثناي اين حكم، زنان غير مسلمانى هستند كه به اسارت مسلمانان در جنگ ها در مى آيند. اسلام اسارت آن ها را به منزله طلاق از شوهران سابق تلقى كرده، اجازه مى دهد بعد از تمام شدن عده با آنان ازدواج كنند و يا همچون يك كنيز با آنان رفتار شود (الا ما ملكت ايمانكم ).
البته با دقت روشن مي شود كه اين مورد هم استثنا محسوب نمي شود، زيرا اين زنان ديگر شوهر دار محسوب نمي شوند . به اصطلاح علم بلاغت اين استثنا، استثناى منقطع است ، يعنى چنين زنان شوهردارى كه در اسارت مسلمانان قرار مى گيرند، رابطه آن ها به مجرد اسارت با شوهران شان قطع خواهد شد، درست همانند زن غير مسلمانى كه با اسلام آوردن رابطه او با شوهر سابقش (در صورت ادامه كفر شوهر) قطع مى گردد، به منزله طلاق تلقي شده و در رديف زنان بدون شوهر قرار خواهد گرفت .
اما درباره فلسفه حلال بودن كنيز بر مالك خود هم مي توان گفت كه وضعيت اينگونه زنان از سه حالت خارج نيست: يا بايد بعد از إسارات در جنگ به محيط كفر بازگشت داده شوند، يا بدون شوهر همچنان ميان مسلمانان بمانند و يا رابطه آن ها با شوهران سابق قطع شود و در صورت امكان ازدواج نموده يا تحت تكلفل مالك خود بمانند .
صورت اول بر خلاف اصول سياسي و تربيتي اسلام است زيرا از يك سو باعث تشويق و آسوده شدن خيال كفار براي جنگ هاي بعدي مي گردد و از سوي ديگر فرصت هدايت از اين زنان گرفته مي شود. صورت دوم ظالمانه بوده و برخلاف نيازهاي طبيعي هر انساني است و مي تواند منشأ بروز بسياري از مشكلات اجتماعي و اخلاقي گردد، بنابر اين تنها راه همان راه سوم است كه فرد به عنوان همسر يك مرد مسلمان يا كنيز او در جامعه اسلامي بماند تا زمينه آشنايي با حقايق معرفتي اسلام و گرويدن به اين دين براي او فراهم گردد .
بنابراين شخصي كه بعد از جنگ، سرپرستي يك زن اسير را بر عهده مي گيرد، از يك سو، شرعاً موظف به تأمين زندگي عرفي او بوده و از طرف ديگر، ارتباطاتش را زير نظر داشته و مسئول عملكردهاي او است.
روشن است كه زنان نيز همانند مردان داراي غريزه جنسي هستند و اگر از راه صحيح اين خواسته آنها بر آورده نشود با انجام أعمال نامشروع خواسته خود را دنبال مي كنند و اين مسئله باعث به فساد كشيده شدن جامعه اسلامي مي گردد.
بنابراين معقول ترين راه همين است كه كنيز بر مالك خود حلال باشد. البته ناگفته نماند كه امكان ازدواج با اين زنان هم ممكن است ،و مرد مسلماني كه مالك اين زن شده است ،مي تواند او را آزاد كرده و با او ازدواج نمايد ،چنان كه در بسياري از موارد همين رفتار با زنان متشخص مي شد تا حرمت و جايگاه اجتماعي مناسب خود را دارا باشند.(3)
پي نوشت ها:
1. مؤمنون(23) آيه 5تا7.
2. نساء (4) آيه 24.
3. براي مطالعه تفصيلي مسئله برده داري در اسلام مراجعه شود به كتاب « اسلام و آزادى بردگان» تأليف «آيت الله مكارم شيرازي»
موفق و موید باشید






