فلسفه گذاشتن ريش در اسلام چيست لطفا هم علمي و هم از طريق احاديث پاسخ دهيد.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
تمام احكام شرعي و مسائل فرعي فقهي تعبدي هستند در نتيجه نمي توان به راحتي و بطور قطعي به علت و فلسفه خاص اين اعمال و دستورات دست يافت. مگر آن كه در خود آيات و يا روايات به فلسفه خاص آنها تصريح شده باشد. ولي بطور كلي مي توان گفت كه علت و دليل و فلسفه اصلي آن ها تعيين ميزان تسليم و تبعيت ما در برابر فرامين الهي است و در مورد فلسفه خاص ريش گذاشتن هم مي گوييم كه در رواياتي كه در اين باره وارد شده است به بعضي از فلسفه هاي ريش گذاشتن اشاره شده است كه بدانها اشاره مي كنيم.
1- حفظ هويت فرهنگي و عدم تشبه به يهود و مجوس
در بعضي از روايات فلسفه و علت حرمت ريش تراشي را عدم تشبه مسلمانان به يهودي ها ذكر شده است. چنانچه در روايتي پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: حُفُّوا الشَّوَارِبَ وَ أَعْفُوا اللِّحَى وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ؛(1) سبيل هايتان را كوتاه نمائيد و محاسن ـ يا ريش ـ خودتان را بلند بگذاريد و خود را شبيه يهوديان مگردانيد.
2-سازگاري با فطرت
و در بعضي از روايات علت ريش گذاشتن را علاوه بر عدم تشبه به بيگانگان سازگاري آن را با فطرت انسان دانسته است چنانچه در روايتي پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: إِنَّ الْمَجُوسَ جَزُّوا لِحَاهُمْ وَ وَفَّرُوا شَوَارِبَهُمْ وَ إِنَّا نَجُزُّ الشَّوَارِبَ وَ نُعْفِي اللِّحَى وَ هِيَ الْفِطْرَةُ،(2) مجوسيان ريششان را مي تراشند و سبيل هايشان را بلند مي كنند و اين فطرت است.
3- عظمت و نشانه مردانگي
و در روايتي امام صادق (ع) مي فرمايد: هنگامي كه انسان مو و ريش در صورتش مي رويد، اين حالت علامت و نشانه مردانگي اوست، و عظمت و ابهت او را مي رساند و او را از حد و مرز بچه ها و شباهت به زنان خارج مي سازد. (3)
و در بعضي روايات از ريش به زينت مردان تعبير شده است. چنانچه در روايتي امام رضا(ع) فرموده اند: "خداوند مردان را به وسيله محاسن زينت داده است، ريش فضيلتي براي مردان است، و بوسيله ريش مردان از زنان شناخته مي شوند.(4)
در نتيجه بر اساس اين روايات مي توان گفت كه در اسلام فلسفه ريش گذاشتن حفظ هويت فرهنگي مسلمانان و عدم تشبه به بيگانگان و سازگاري آن با فطرت و خلقت مردان و حفظ عظمت و فضيلت و نشانه مردانگي و عدم تشبه به زنان است.
پي نوشت ها:
1. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، موسسه آل البيت، قم، 1409ق، ج2، ص116.
2. همان.
3. علامه مجلسي، بحارالانوار، موسسه الوفاء ، بيروت، 1404ق، ج3، ص62.
4. شيخ عباس قمي، سفينه البحار، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي ، مشهد،1377ش، ج2، ص508.
موفق و موید باشید






