1-از كجا بفهميم كه فطرت شكل گرفته ي محيط اطراف نيست و از تولد شكل گرفته؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
يكي از موضوع هاي مورد توجه فيلسوفان و روان شناسان اين است كه آيا اعمالي كه از انسان صادر مي شود، فقط با انتخاب و ارادة اوست يا اموري ديگر نيز در آن مؤثر است؟ آيا تمامي معلومات و اطلاعات او اكتسابي است يا برخي اكتسابي و برخي نيز غير اكتسابي اند؟ قرآن كريم انسان را اساساً موجودي مختار و آزاد و علوم او را اكتسابي دانسته (گرچه احياناً داراي برخي علوم موهبتي نيز مي باشد) كه اختيار و اراده اش در افعال وي و از جمله كسب علوم مؤثر است. (1)
بحث در اين زمينه بحث بسيار مفصلي است. براي مطالعه بيشتر كتاب فطرت و جامعه و تاريخ استاد مطهري را پيشنهاد مي نماييم. در اين مجال تنها به ذكر يك علت اكتفا مي كنيم. مي دانيم كه جوامع مختلف داراي آداب و رسوم و عقايد و تفكرات مختلفي هستند. با اين حال بعضي از امور در همه آنها مشترك است و همگان آن را قبول دارند. اين مساله نشان مي دهد كه برخي از ادراكات انسان ربطي به جامعه و محيط و آموزش ندارد و در او ذاتي است. به چند مورد از اين موارد توجه كنيد:
1. حقيقتجويي: در انسان گرايشي وجود دارد به كشف واقعيتها، آنچنان كه هستند. اين مسأله حقيقت يا حقيقتجويي، از نظر فيلسوفان، همان كمال نظري انسان است، و انسان بالفطره ميخواهد كمال نظري پيدا كند. البته اين حس نيز مانند همهي حسهاي ديگر، در افراد شدت و ضعف دارد و نيز بستگي دارد به اينكه انسان چقدر آن را تربيت كرده و پرورش داده باشد.
2. گرايش به خير و فضيلت: انسان به بسياري امور گرايش دارد به حكم آنكه منفعت و سود است؛ يعني وسيلهاي است كه ميتواند حوائج مادي او را رفع كند كه اين گرايش همان «خودمحوري» است؛ يعني انسان به چيزي گرايش پيدا ميكند براي اينكه آن را جذب كند به خود، براي ادامه و بقاي حياتش. (البته همين گرايش به بقاي حيات، خود مسألهايست).
اما اموري هست كه انسان به آنها گرايش دارد، نه به دليل اينكه منفعت است، بلكه به دليل اينكه فضيلت و «خير عقلاني» است.
۳. گرايش به جمال و زيبايي: در انسان گرايشي به جمال و زيبايي (چه به معناي زيبايي دوستي و چه به معني زيباييآفريني كه نامش هنر است) به معني مطلق وجود دارد و هيچكس نيست كه از اين حس، فارغ و خالي باشد.
4. گرايش به خلاقيت و ابداع: اين گرايش در انسان هست كه ميخواهد چيزي را كه نبوده است خلق كند و بيافريند. در بعضي امور دو سه مقوله با يكديگر توأم ميشوند؛ مثلاً ممكن است در شعر در آن واحد هم حس خلاقيت ارضاء شده باشد و هم حس زيبايي.
5. عشق و پرستش: اين مطلب يك امر بسيار محسوسي هست كه در انسان چيزي وجود دارد كه ما آن را عشق ميناميم. عشق، چيزي است مافوق محبت. قدر مسلم اين است كه بشر عشق را ستايش ميكند، در صورتي كه آنچه از مقولهي شهوت است، اصلاً قابل ستايش نيست.(2)
به علاوه شهيد مطهرى دليل هاى محكمى بر فطرى بودن يك سلسله ادراكات و شناخت ها در اين زمينه به ارائه مي كند و به استدلال عقلى مى پردازد. كيفيت استدلال بدين صورت است كه احكام و گزاره هايى كه انسان در زمينه هاى گوناگون صورت مى دهد سرانجام بر پايه يك سلسله تصديقات بديهى و اوليه استوار هستند و اين بديهيات خاستگاه و ريشه اى جز فطرت ندارند، زيرا اگر فطرى نباشند بايد برگرفته از تجربه باشند و اين، سخن نادرستى است، چون موجب دور يا تسلسل مى شود. ايشان مى نويسد: (اگر ما بپذيريم كه تمام احكام عقلى بلااستثنا موارد تجربيات زندگى است، ناچار بايد قبول كنيم كه يگانه مقياس منطقى صحت و سقم قضايا همانا تجربه است، و اگر قبول كنيم كه يگانه حكمى صحيح است كه عامل تجربه صحت آن را تضمين كرده باشد آيا خود اين حكم به اين كه فقط آنچه با تجربه است آمده صحيح و منطقى است، صحيح است يا غلط؟ اگر غلط است پس مدعاى منطق تجربى غلط است و مدعاى منطق تعقلى صحيح است كه اين انحصار را منكر است، و اگر صحيح و منطقى است آيا خود اين حكم نيز مولود تجربه است، يعنى صحت تجربه را با تجربه يافته ايم، يا اين كه خود اين حكم مولود تجربه نيست؟ اگر خود اين حكم مولود تجربه نيست، پس معلوم مى شود بديهى اولى يعنى حكمى كه بدون وساطت تجربه براى ما حاصل است داريم، و اگر صحت تجربه را با تجربه يافته ايم پس قبل از آن كه به تجربه بپردازيم هنوز تجربه را معتبر نمى دانيم، بعد هم كه تجربه را تجربه كرديم آن را با چيزى مقياس گرفتيم كه صحت آن در نزد ما ثابت نيست، پس صحت تجربه در نزد ما ثابت نيست، پس اين حكم ـ كه تنها حكمى معتبر و منطقى است كه تجربه صحت آن را تأييد كرده باشد ـ به طريق اولى ثابت نيست.)(3)
پي نوشت ها:
1. نحل(16) آيه78.
2. مطهري، مرتضي، فطرت، انتشارات صدرا، تهران، 1390ش، ص73 به بعد.
3. مطهري، مرتضي، اصول فلسفه و روش رئاليسم، انتشارات صدرا، تهران، 1390ش، ص240.
موفق و موید باشید






