باسلام
دختري بيست ساله و دانشجو هستم. عاشق دختري شدم که دو سال پیش در خوابگاه هم اتاقیم بود.ولی پارسال هم اتاقی

نبودیم.اما باهم در ارتباط بودیم.من درتمام لحظات ناخودآگاه به فکر او هستم.وقتی ازش دور میشم دلم پر از آشوب میشه .خیلی

زود دلم براش تنگ میشه حتی موقع خداحافظی ازش دلم تنگ میشه و گریه م میگیره.

علاقه من به او به قدری شدیده که کوچکترین رفتار او منو ناراحت میکنه ودیگه هیچ اختیاری ندارم.تنها کاری که میکنم اینه که

رو تختم دراز میکشم درحالی که بغض تموم گلومو گرفته .خیلی اوقات شده که به خاطرش گریه کردم.بیشتر به خاطر یه طرفه بودن

این قضیه (دوست داشتن)عذاب می کشم.البنه اونم منو دوست داره ولی نه به حدی که من دوستش دارم

پارسال به خاطر اینکه هم اتاقیش نشدم خیلی ناراحت بودم در صورتی که فقط دو طبقه با هم فاصله داشتیم ومن خیلی به اتاقش می رفتم.

.من بهش گفتم که عاشقشم و اونم سعی میکنه کاری نکنه که ناراحت شم و از وقتی فهمیده، خیلی بیشتربهم توجه میکنه.و میخواد

کاری کنه که من کمتر عذاب بکشم.ولی با این حال بازهم گاهی اوقات بی دلیل بغض گلومو می گیره.البته دو هفته بعد از این که

بهش گفتم، ارتباط حضوریش خیلی خوب بود اما ارتباط تلفنیشو خیلی کم کرد وجواب پیامای منودیر میداد یا اصلا جواب نمی

داد.این کارش منو خیلی عصبی و سردرگم کرد. راستی از اول تابستان که اومدم خونه ،خیلی بهمدیگر ایمیل میدیم و کاملا در

ارتباطیم و اون هم جوابمو میده. نمیدونم چیکارکنم؟ نمیخوام علاقم انقدر شدید باشه

آخه منو از درس خوندن انداخته. دو ترمه که بخاطرش امتحانامو خراب کردم.البته خوشبختانه پاس کردم ولی لب مرزی بود نمره هام.

فکر به اون دختر هر لحظه باهامه وآرامش زندگیمو ازم گرفته.خودش میگه احتمالا به خاطر دوری از خانواده یا نداشتن همسر یا

کمبود محبته .در صورتی که وقتاییکه میرم خونه باز هم به یاد او هستم.این در حالیست که خانواده م ازهمه نظر برام کم

نذاشتن ونمی ذارن .نمیدونم چیکار کنم. واقعا دارم عذاب میکشم .به حدی عذاب میکشم که یه بار تصمیم به خودکشی گرفتم البته

یک لحظه بود و میدونم که کاملا احمقانه بود.ومطمئنم که هیچ وقت این کارو نمیکنم چون بیشتر سعی میکنم از روی عقلم

تصمیم بگیرم نه از روی احساس. خواهش میکنم کمکم کنید

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اصولا ايجاد علاقه شديد در روابط ميان دختران جوان به علت ويژگي هايي مثل وفاداري، تعهد، و نياز به يك فردي كه براي جوان نقش يك هم راز و صندوق اسرار را بازي كند، طبيعي و در بعضي موارد لازم و ضروري است. اما بايد توجه كرد كه اين علاقه تا وقتي كه در چارچوب رفع نياز بزرگ انسان ها يعني دوستي باشد، پسنديده و غير آسيب زاست. ولي در صورتي كه سبب وابستگي افراطي فرد گردد، بايد يا اينگونه روابط را ترك نمود و يا شيوه تآمل و برخورد خود با دوستان را تغيير داد.
در ادامه به نكات ذيل توجه كنيد:
1. اساس و پايه دوستي ها در سنين نوجواني و جواني كه با جذبه و شور زيادي همراه است، غالباً بر مبناي عواطف و احساسات شكل مي گيرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه اين دوستي ممكن است جذابيت يك فرد از نظر ظاهري يا شخصيتي يا پاره اي از صفات اخلاقي باشد كه او را براي فرد ديگر دوست داشتني مي سازد كه توانسته در روح و روان او تأثير عميقي بگذارد و خلأ عاطفي اش را به وسيله آن پر كند. ماهيت اين دوستي گرچه در ابتدا دوستانه، پاك و بي شائبه است، ولي امكان آلوده شدن آن به مسايل ديگر وجود دارد. بنابراين در صورتي كه به اين نتيجه رسيديد علاقه شما به ايشان ناصحيح است، هر چه سريعتر اهداف مناسبتري را براي ادامه دوستي خود برگزينيد.
2. اين مشكل ممكن است به صورت موقتي و در اثر شرايط خاص محيطي پيش بيايد. مثلا در سن بلوغ تظاهري از كنجكاوي يا تجربه آزمايي باشد و در شرايطي كه تماس هاي با غير همجنس وجود نداشته باشد ممكن است به طور گذرا رخ بدهد. و يا حتي وجود خاطره ناگوار و يا تصويري كريه از جنس مخالف مي تواند در ايجاد اين حس موثر باشد. عواملي از اين دست با كمك متخصص روانشناس و انجام درمان هاي شناختي قابل حل است.
3. بي ترديد عامل بلوغ و نياز جنسي افراد را هم نمي توان ناديده گرفت. افرادي كه در اين سنين دچار بحران بلوغ جنسي شده و نتوانند اين بحران را به سلامت بگذرانند، مستعد بسياري از مشكلات رفتاري و رواني هستند. در بعضي موارد،كمبودها و كم توجهي هايي كه از ناحيه والدين فرد، ايجاد مي شود، مي تواند اين بحران را اساسي تر نموده و جوان را به سوي دوستي هاي ناهنجار سوق دهد.
4. تجارب غلط و گاها ناخواسته هم جنس خواهي در اثر ارتباط با دوستان ناباب مي تواند علت ديگري براي اين رفتار دوست شما باشد.
5. احساس بي ارزشي و سرخوردگي در تلاش جهت ايجاد رابطه مشروع با جنس مخالف: گاها به علت فراهم نبودن شرايط ازدواج و در بعضي موارد چشيدن طعم شكست پس از برقراري رابطه با جنس مخالف، فرد از اين مسئله نااميد شده و براي جبران شكست به همجنس خود روي مي آورد.
6. نداشتن خواهر يا برادري از جنس مخالف خود در خانه، باعث ايجاد تصورات نادرست از جنس مخالف و در نتيجه برقراري دوستي هاي عميق بين همجنس مي گردد. تصوراتي مانند اينكه همه پسرها يا همه دخترها خيانت كارند، كثيفند، غير قابل اعتماد و اتكاء هستند.
7. وجود محدوديت‏هايي در محل زندگي افراد (مثلاً محل خواب دخترهاي يك خانواده از يكديگر جدا نيست و يا اهل خانواده مجبورند با هم در يك محل و در يك اتاق زندگي كنند).
8. ضعف مباني مذهبي و اعتقادي خانواده: عدم آگاهي از عواقب عشق ها و علائقي كه منجر به فساد و فحشاء جنسي مي شود و همچنين عدم آگاهي از نظر شرع در رابطه با عوامل زمينه ساز انحرافاتي از اين دست جزء اصلي ترين گزينه هاي ذكر شده در همجنس گرايي است. به عنوان نمونه به موارد ذيل توجه فرمائيد:
• اجتناب از نگاه شهوت‏آميز به همجنس: روايات و آيات بي شماري در اين زمينه وجود دارد كه بدون استثناء از نگاه شهوت آميز نهي مي كند.
• پرهيز از بوسه شهوت‏آميز: امام صادق (ع) از قول رسول خدا (ص) فرموده‏اند: "كسي كه جواني را از روي شهوت ببوسد، خداوند او را در قيامت به لجامي از آتش لجام مي‏زند".(1)
•اجتناب از خوابيدن دو دختر در يك بستر: رسول خدا (ص) مي‏فرمايد: "بستر فرزندان خود را از سن ده سالگي جدا سازيد، يعني دو برادر يا دو خواهر يا برادر و خواهر زير يك لحاف نخوابند".(2)
بنابراين براي حل اين مشكل شما مي توانيد علاوه بر نكات بالا از مطالبي كه در ادامه مي آيد بهره مند شويد:
1. تحكيم روابط سازنده با والدين و عدم كناره گيري از آنها در تداوم دوستي هاي سالم موثر است.
2. مهمترين عامل در تبديل نشدن دوستي هاي سالم به دوستي هاي آسيب زا، دوري از دوستان ناباب و عدم نشست و برخواست و خودداري از شنيدن تجربيات يا رازهاي غير اخلاقي آنهاست.
3. مطمئن باشيد و بدانيد كه وقتى به چيزى فكر مى‏كنيد به اين معنا نيست كه آن كار را انجام خواهيد داد مثلاً اگر در ذهن و قلبتان به تنبيه شدن فكر مي كنيد، به اين معنا نيست كه آن جمله و كلام در عمل در حال اجراست. يعنى فكر كردن در باره موضوعى الزاما به فعل و انجام آن منتهى نمى‏شود. اين مطلب را خودتان مى‏توانيد در طول روز چندين بار مشاهده و لمس كنيد و به آن باور پيدا كنيد.
4. لازم است در ارتباطات خود با دوستتان و همچنين در خلوت خود، افكار نامربوط را ازخود دور كنيد. مشكل ترين مرحله رويارويي با انحراف جنسي، سالم سازي انديشه و پرهيز از افكار شهوي است. امام علي(ع) مي فرمايد: «كسي كه در اطراف گناه بسيار بينديشد، سرانجام به آن كشيده خواهد شد» (3).
5.كنترل چشم: نگاه راهبر دل و دام شيطان و بذر شهوت است. براي مهار غريزه جنسي بايد از ديدن آن چه كه ميل جنسي را تحريك مي كند خودداري كرد. امام علي(ع) مي فرمايد: «بهترين عامل رو گرداني از شهوات، فروبستن چشم ها است»(4).
6.يكي از راه هاي آرام كردن طوفان غريزه جنسي در انسان، ورزش و فعاليت بدني است، زيرا ورزش مقدار فراواني از انرژي هاي بدني و فكري انسان را به خود اختصاص مي دهد و از مسايل ديگر كم مي كند.
7. آخرت گرايي: توجه به پاداش اخروي درباره كساني كه دامن خود را از گناه پاك داشته اند. امام علي(ع) مي فرمايد: «كسي كه به بهشت علاقه دارد، خواهش هاي نفس و شهوات را فراموش كند» (5).
8. خود را از محيط ها و موقعيت هاى تحريك آميز دور نگه دارد و همچنين از خلوت گزينى اجتناب ورزيد؛
9. با اشتغال به مطالعه كتب سودمند و مراجعه به كتابخانه ها در اوقات فراغت، زمينه بي كاري و بروز افكار مزاحم را كم كنيد؛
10. رفت و آمد با دوستان خوب و مؤمن، نماز اول وقت، نماز با جماعت، پرهيز از دوستان و رفقاى بى بند وبار و منحرف؛
11. قبل از خوابيدن وضو بگيرد و سوره هاى قل اعوذ و آيه الكرسى را بخوانيد؛
12. تمايل ها و افكار خود را به سوى ازدواج و زندگى آينده معطوف سازيد و بدانيد كه دير يا زود ازدواج مى كنيد و بايد آمادگى كامل داشته باشد.
توصيه نهايي ما تاكيد بر مراجعه به روانشناس بخش مشاوره دانشگاهتان است. قطعا بهره گيري از كمك هاي باليني مربوط به درمان مشكل وابستگي، افسردگي و اضطراب لازمه برطرف شدن مشكل شماست.
پي نوشت ها:
1. وسائل الشيعه، ج 14، ص 257.
2. وسائل الشيعه، ج 14، ص 171.
3. غررالحكم، ج 5، ص 321.
4. همان، ج 6، ص 164.
5. نهج البلاغه، قصار 30.
موفق و موید باشید