سلام علیکم
می خواستم مفصل برایم بیان کنید دختران و پسران یا زنان و مردان نامحرم تا چه حد از نظر اسلام می توانند با هم ارتباط داشته باشند . و آیا این در اینرتنت با هم حرف می زنند یا با هم از طریق اسمس (پیامک) حرف می زنند چه حکمی دارد؟

لطفا ایات و روایاتی را که دلالت بر این مطالب دارد برایم بگذارید!

و دیگر آن که اگر این مسائل گناه دارد لطفا روایاتی که عقوبت این مطالب را بیان کرده برایم بگذارید.

بنده نباز شدید به این مطالب دارد.

تشکر یا علی مدد

پرسش: ارتباط دختران و پسران
سلام عليكم
مي خواستم مفصل برايم بيان كنيد دختران و پسران يا زنان و مردان نامحرم تا چه حد از نظر اسلام مي توانند با هم ارتباط داشته باشند . و آيا اين در اينرتنت با هم حرف مي زنند يا با هم از طريق اسمس (پيامك) حرف مي زنند چه حكمي دارد؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
هرگونه ارتباط بانامحرم كه از روي شهوت باشد و يا ترس افتادن به گناه در آن باشد حرام است و بايد از آن اجتناب شود.
در ارتباط پيامكي بانامحرم و يا ارتباط در فضاي مجازي اينترنت با توجه به اينكه ترس به گناه افتادن وجود دارد بايد از آن اجتناب شود.
حكمت منع اسلام، از اين ارتباط ها ،از بين بردن زمينه گناه مي باشد.
شيطان در ابتدا اين رابطه ها را به صورت عادي و بي لغزش براي انسان جلوه مي دهد. اما كساني كه در اين جايگاه ها و محيط هاي مشابه وارد مي شوند به مرور زمان به انحراف كشيده مي شوند و برنامه شيطان هم به گناه كشيدن قدم به قدم مي باشد.
البته صحبت كردن عادي و متعارف با نامحرم بدون هيچ گونه قصدي، در مكان هاي عمومي اشكال ندارد.
پرسش: سلام عليكم
مي خواستم مفصل برايم بيان كنيد دختران و پسران يا زنان و مردان نامحرم تا چه حد از نظر اسلام مي توانند با هم ارتباط داشته باشندلطفا ايات و رواياتي را كه دلالت بر اين مطالب دارد برايم بگذاريد!

و ديگر آن كه اگر اين مسائل گناه دارد لطفا رواياتي كه عقوبت اين مطالب را بيان كرده برايم بگذاريد.

بنده نباز شديد به اين مطالب دارد.

تشكر يا علي مدد

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
نحوۀ حضور بسياري از زنان و مردان درصحنه هاي اجتماعي سالم و بي ضرر نيست. بيشتر اختلاطها در دانشگاه، اداره، كارخانه، مغازه و بازار و سخن گفتن هاي بدون حدّ و مرز و نگاههاي زهرآگين و مانند آنها، برخلاف دستورات صريح مذهبي ماست.
اسلام با اختلاط مخالف است نه با شركت زن در مجامع با حفظ حريم و حدود شرعي. سنّت و روش جاري مسلمانان از صدر اسلام همين بوده است كه زنان از شركت در مجالس و مجامع منع نميشده اند، ولي همواره اصل «حريم» رعايت و توصيه مي شده است.
در مساجد و مجامع، حتي در كوچه ومعبر، زن با مرد مختلط نبوده است. شركت مختلط زن و مرد در برخي مجامع ـ حتي حرمهاي متبرّك ـ برخلاف مرضي شارع مقدس اسلام است.(1)
اسلام به خطرات ناشي از روابط به اصطلاح آزاد جنسي كاملاً آگاه است، كما اينكه به ميل جنسي شديد مرد كه با كمترين بهانه اي حتي تخيّلي، تحريك مي شود و نيز ميل شديد زن به تزيّن و آرايش نيز آشناست، به همين دليل اسلام نهايت مراقبت را در برخوردهاي زنان و مردان اجنبي دارد و تا حدودي كه منجر به حرج و فلج شدن جامعه نگردد، طرفدار دور نگه داشتن زنان از مردان است.
اسلام مي خواهد محل اجتماع و ورود و خروج زنان و مردان جدا باشد. مي گويند پيامبر اكرم(ص) در زمان حيات خويش اشاره كرد كه در ورودي زنان به مسجد از در ورودي مردان مجزّا باشد.(2)
نيز مي گويند پيغمبر اكرم(ص) دستور داد كه شب هنگام كه نماز تمام مي شود، اوّل زنها بيرون بروند، بعد مردها.
رسول خدا خوش نميداشت كه زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بيرون بروند، زيرا از همين اختلاطها فتنه برمي خيزد.
رسول خدا براي اينكه برخورد و اصطكاكي رخ ندهد، دستور مي داد مردان از وسط و زنان از كنار كوچه يا خيابان بروند.(3)
فقهاي بزرگوار اسلام به همين مناسبت فتوا مي دهند كه اختلاط مردان و زنان مكروه است،(4) مگر در مورد پيرزنان.
- حدود رابطۀ زن و مرد در اسلام:
روابط زن و مرد يكى از مسائلى است كه شناخت صحيح احكام و آداب اسلامى در اين زمينه و عمل به آن ها ضامن سلامت فرد و جامعه است. از جمله مسائل مورد بحث در جامعه كنوني، مسئله ارتباط يا به تعبير بهتر، اختلاط دختران و پسران يا زنان و مردان است.
بايد به اين حقيقت گردن نهاد كه آدمي در دو جنس زن و مرد آفريده شده است و خداوند گرايش اين دو جنس به يكديگر را در نهاد آنها سرشته است. طبيعت انسان، عرف جامعه و شريعت اسلام هم بر اين گرايش صحه گذاشته و آن را به عنوان بديهي ترين اصل فطرت پذيرفته است. اما ارتباط زنان و مردان پيش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن كدام است؟ مبناي اين ارتباط چيست و چگونه مي توان حد و مرز آن را تعيين كرد؟ بايد بدانيم مبناي ارتباط زنان و مردان از نظر دين اسلام چيست.
بي شك، ارتباط دختر و پسر و زن و مرد نامحرم بدون رعايت حدود شرعي برخلاف فرهنگ ديني و اعتقادي ماست و پشت پا زدن به پيمان هايي است كه با خدا بسته ايم؛ متعهد شده ايم كه فقط او را بپرستيم، برخلاف قانون او رفتار نكنيم و در برابر امر و نهي خدا تسليم باشيم. «أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ؛(5) به عهدي كه با خدا بستيد، وفا كنيد.«اِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولاً؛(6) همانا از عهد و پيمان سؤال خواهد شد.»
1- انفكاك يا اختلاط؟ كداميك؟
انفكاك از نظر اسلام حرمت بخشيدن به زن، حفظ حريم شخصيت و دور نگاه داشتن او از نگاه بيماردلاني است كه در او طمع مي كنند؛ چنانكه خداوند در بيان حكمت حكم حجاب مي فرمايد: «ذلك ادني أن يعرفن فلايؤذين»(7) تأكيد اسلام بر حضور اجتماعي زن همراه با توصيه به او درباره حفظ ورع و تقواست. احترام به شخصيت زن و حفظ حريم محيط هاي زنانه از نظر اسلام، تا حدي است كه رسول خدا(ص) از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهي فرموده است: «نهي رسول اللّه (ص) أن يدخل الرجال علي النساء الا باذنهن»(8).
- بايدها و نبايدهاي اخلاقي حضور اجتماعي زن و اختلاط و معاشرت با مردان:
اسلام براي هر نوع حضور اجتماعي زن و اختلاط و معاشرت او با مردان، بايدها و نبايدهاي اخلاقي را توصيه مي نمايد. درباره حضور اجتماعي زن اين قيد بيان شده است: بايد از هر آنچه منجر به فتنه و فساد مي شود، اجتناب كرد.
در زندگي اجتماعي به صورت طبيعي روابطي شكل مي گيرد؛ مانند رابطه همسايه با همسايه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد. طبيعي است كه اينگونه روابط اجتماعي، هميشه ميان هم جنس(زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمي افتد. در بسياري از اين موارد، رابطه دو جنس مخالف (زن و مرد) نيز حتمي و قهري است. به طور قطع رابطه دو جنس مخالف را در دايره روابط محارم با يكديگر نيز، نمي توان منحصر دانست؛ زيرا انواع روابط ميان دو جنس مخالف در ميان اقوام و خويشاوندان، رفت و آمدهاي فاميلي و نيز در سطح جامعه صورت مي گيرد.
2- ارتباط در حد اعتدال:
از ديدگاه اسلام، ارتباط ميان زن و مرد في نفسه ممنوعيتي ندارد. طبيعي است، در جامعه اي كه معمولاً نيمي از آن را جنس مرد و نيمي ديگر را جنس زن تشكيل مي دهد، چاره اي جز ارتباط دو جنس مخالف با همديگر نيست. به تعبير ديگر، اجتماع مجموعه اي از زنان و مردان است و قابل تقسيم به جامعه مردان و جامعه زنان نيست.
برحسب ديدگاه اسلام، زن و مرد بايد با نگاه به شخصيت انساني هم كه به طور قطع در روابطي سالم خود را نشان مي دهد، در تعاملات اجتماعي حضور يابند. عايقي مفيد و مؤثر به نام هويت انساني وجود دارد كه سبب ايجاد جرياني سالم و آسيب ناپذير در روابط ميان زن و مرد مي شود. بر اين مبنا، مرد بايد در زير ساخت هاي فكري خويش، تصوير درستي از زن به عنوان يك شخصيت ارجمند، پاك، با كرامت و با حرمت داشته باشد و زن نيز بايد در روساخت هاي رفتاري اش كه وجوه ارتباطي او را در پوشش، گفتار و حركات نمايان مي كند، حرمت و كرامت زن بودن خود را نشان دهد. اين تنها طريقي است كه زن مي تواند مقام و موقعيت خويش را در برابر مرد حفظ نمايد. زن هر اندازه متين تر، باوقارتر و عفيف تر رفتار كند و خود را در معرض نمايش براي مرد قرار ندهد، بر حرمت و كرامتش افزوده مي شود.
از ديدگاه اسلام، روابط زن و مرد نامحرم نبايد به گونه اي باشد كه تمتعات جنسي در آن سهمي داشته باشد؛ زيرا تمتعات جنسي، منحصرا در چارچوب زندگي زناشويي مجاز است و كشاندن آن از محيط خانه به اجتماع، موجب تضعيف فعاليت هاي اجتماعي مي شود و در كنار عوامل ديگر، در كاهش آمار ازدواج تأثير مستقيم و بسزايي دارد. زيرا ازدواج، مانعي براي لذت جويي هاي نامحدود و آزاد محسوب مي شود. معاشرت هاي آزاد و بي بندوبار، ازدواج را به صورت يك تكليف و محدوديت در مي آورد كه بايد آن را با توصيه هاي اخلاقي يا احيانا با اعمال زور بر جوانان تحميل كرد. تفاوت جامعه اي كه روابط جنسي ميان زن ومرد را به محيط خانوادگي و در قالب ازدواج مشروع و قانوني محدود مي كند، با اجتماعي كه روابط آزاد در آن مجاز است، اين است كه ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت و در اجتماع دوم، آغاز محروميت و محدوديت است. در سيستم روابط آزاد جنسي، پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي دهد و آنها را ملزم مي سازد كه به يكديگر وفادار باشند، اما در سيستم اسلامي، ازدواج به محروميت و انتظار آنان پايان مي دهد.(9)
- حاصل سخن اينكه:
اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهي كرده اند اين طور نيست كه اين نهي كلي و مطلق باشد. بلكه سيره عملي آنها به اين امر مطلق، تخصيص مي زند و نشان مي دهد كه منظور ائمه اين نيست كه زنان مطلقا نبايد در امور اجتماعي مشاركت داشته باشند. بلكه منظور آنها اين است كه زنان اولا، بدون دليل موجّه نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند. ثانيا، در صورت لزوم بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نيست چه اين كه مفسده هاي زيادي مي تواند داشته باشد. نكته ديگري كه بايد به آن توجه نمود اين است كه اجتماعي بودن زنان و داشتن جايگاه اجتماعي مستلزم حضور بي رويه و بدون دليل در ميان مردان نيست.
- منابع كمكي جهت مطالعۀ بيشتر:
1- احكام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم.
2- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقيمي حاجي، مركز مطالعات پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم.
3- جوانان و روابط (پاسخ به پرسش‌هاي پيرامون روابط دختر و پسر)، مقيم، مركز مطالعات حوزه.
پي نوشت ها:
1. ر.ك، به مرتضي مطهري مسألۀ حجاب، ص 225، قم، انتشارات صدرا.
2. ابوداوود سنن، ج 1، ص 109؛ به نقل از: مرتضي مطهري مسأله حجاب، ص 218.
3. كليني، الكافي، ج 5، ص 518، به نقل از: مرتضي مطهري مسأله حجاب، ص 218.
4. عروة الوثقي، فصل اوّل، قسمت نكاح، مسأله 49.
5. نحل(16) آيه91.
6. اسراء(17) آيه 34.
7. احزاب(33) آيه 59.
8. شيخ كليني، اصول كافي، ج 5، ص 538، دارالكتب الاسلاميه، تهران 1365ش.
9. ر.ك. مجموعه آثار شهيد مطهرى، 1379، ج 19، ص 438، قم انتشارات صدرا.

موفق و موید باشید