با سلام و خسته نباشید من یک انتقاد از نحوه جواب دادن به سوالاتتان را دارم: متاسفانه شما عزیزان وقتی که می خواهید روایتی را استناد کنید به مستنداتی که پیش پا افتاده است استناد می کنید به عنوان مثال در جواب پاسخی به خودم در مورد اثبات وجود 12 امام بعد از پیامبر اکرم در روایات اهل سنت به کتابهای معتبرشان یعنی صحیح بخاری و مسلم استناد نکردید و به کتابهای دیگری چون ینابیع الموده و البدایه والنهایه استناد کرده اید و اگر من شخصی میبودم که از وجود این روایات در صحیحین خبر نمیداشتم وجود این روایات در کتابهای دیگر اهل سنت برایم زیاد جذاب نمی نمود و زیاد به آنها اهمیت نمیدادم و شاید هم می گفتم پس سندش زیاد محکم نیست, به قول معروف می گویند وقتی 100 نزد ماست 90 هم پیش ماست پس چرا ما 90 را به انسانها بگوییم و یا به عنوان نمونه ای دیگر شما عزیزان برای ثابت کردن اینکه ایه تطهیر در شان 5تن ال عبا نازل شده به کتابهای صحیحین استناد نکردید و در عوض به کتاب الدرالمنثور استناد کردید, چرا. متشکرم از زحماتتان
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با تشكر از تماس شما؛ يكي از نكات مهم در آيين نامه پاسخگويي اين مركز ارائه مستندات دقيق و از منابع درجه اول هر بخش است كه در منابع رواي شيعي و اهل سنت معمولا همين امر رعايت مي شود، اما چه بسا به دليل حجم بالاي پرسش ها و پاسخ ها در مواردي اين نكته مهم مورد توجه قرار نگيردو از آن غفلت شود.
البته نبايد از ياد برد كه در مواردي هم واقعا منابع درجه اول اهل سنت از برخي مطالب قطعي و يقيني خالي است و نويسندگان اين آثار از ذكر اين مطالب در آثار خود پرهيز كرده اند؛ مثلا حديث غدير در صحيح بخاري نيامده است كه هر چند اين امر از صحت و اعتبار آن نمي كاهد، اما در عين حال پاره اي جز ارجاع به ديگر منابه نيست.
به علاوه گاهي يك روايت يا يك نكته خاص در منايع مختلف آمده، اما استفاده دقيق برخي نكات خاص تنها با توجه به متن برخي از اين منابع حاصل مي آيد. چنان كه مثلا در مورد حديث 12 خليفه در بخاري و مسلم و سنن ابي داوود و... عبارت كلهم من قريش نقل شده در حالي كه در ينابيع الموده«كلهم من بني هاشم » (1) آمده است.
و يا نتيجه گيري نويسنده كتاب ينابيع الموده در مورد اين دسته از اخبار در هيچ كتاب ديگري به اين وضوح و صراحت نيست و پاره اي جز ارجاع به آن نيست بخصوص كه اين پاسخ ها در فضايي پژوهشي ارائه نمي شود. بلكه پاسخ هايي علمي براي حصول نتايج روشن براي مخاطبان عام است و در نتيجه استناد به كتاب هايي مانند الدر المنثور قابل قبول محسوب مي شود هرچند ارجاع مطالب به منابع معتبر تر يقينا بهتر است.
در هر صورت از تذكر شما كمال تشكر را داريم.
پي نوشت:
1. القندوزي الحنفي، سليمان بن إبراهيم، ينابيع المودة لذوي القربى، دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم، 1416هـ، ج3، ص290.
موفق و موید باشید






