این سوال را قبلا کردم که جرا اسلام برده داری را نهی نکرد ودرقران،مثلا عبارت(ماملکت ایمانکم)آمده است.پاسخی که داده شد ناامیدکننده بود چون از مصالح جامعه زمان پیامبر(ص)سخن گفته شد که قابل قبول نیست چون احکام اسلام برای همه اعصار است و در ثانی اسلام مسایلی چون بت پرستی را که ریشه دارتر از برده داری بود از میان برداشت پس رواج برده داری در عصر پیامبر(ص) نیز دلیلی بر تایید آن نیست ضمن انکه سوال این است که چرا قرآن برده داری را نهی نکرده است و این ارتباطی با زمان و تصمیمات پیامبر(ص) ندارد. پس لطفا پاسخی درخور ارایه فرمایید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم
برده گرفتن هيچ انسان آزادي بدون دليل معقول و محكم جايز نيست و اين بديهي و روشن است و آزاد بودن حق فطري و طبيعي همه انسان ها است و هيچ كس حق ندارد به حقوق ديگران از جمله به حق اصولي آزاد بودن ديگران تجاوز كند و اين حق را از آنها بگيرد.
آيات و روايات همگي در تاكيد بر حرمت نهادن به حقوق انسان ها است.
اسلام علاوه بر دستور هاي فراوان بر حرمت نهادن به حقوق و آزادي انسان ها، به هيچ وجه اجازه نداده انساني به ناحق به بردگي گرفته شود .
اما به بردگي گرفتن متجاوزان ستمگر حكمي عادلانه است. زيرا گروهي كه براي نابودي جمع ديگر و به بردگي گرفتن آنها، به آنان هجوم برده اند، به حكم همه عاقلان دنيا گروه مورد هجوم حق بلكه وظيفه دارد از خود دفاع كند و متجاوزان به حيات و آزادي اش را بكشد و يا با يك درجه تخفيف ، آنان را اسير كرده و به بردگي بگيرد.
اين سزاي تجاوز است و هيچ كس گروه مورد تهاجم را به خاطر كشتن متجاوزان و به اسارت و بردگي گرفتن آنها مورد سرزنش قرار نمي دهد. زيرا اگر مهاجمان را نمي كشتند و به اسارت و بردگي نمي گرفتند، خود به دست آنها كشته شده و به اسارت و بردگي در مي آمدند.
اين قتل و اسارت و بردگي همان چيزي است كه مهاجمان براي ديگران در نظر گرفته بودند و از قضا نصيب خودشان شد.
با اين وجود قرآن به عنوان حكم جاويد و هميشگي، اجازه به بردگي گرفتن مهاجمان را نداد و فرمود:
فَإِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً (1)
و هنگامى كه با كافران (جنايت‏پيشه) در ميدان جنگ رو به رو شديد گردنهايشان را بزنيد، (و اين كار را هم چنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد سپس يا بر آنان منّت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه [غرامت‏] بگيريد.
حكم برده گرفتن اسيران حكم حكومتي پيامبر بوده كه در آن زمان مصلحت ديد اجرا شود زيرا همان گونه كه گفته شد به بردگي گرفتن اسيران جنگي (خواه در جنگ دفاعي عادلانه يا در جنگ هجومي ظالمانه) رسمي فراگير بود و مهاجمان ظالم، مسلمانان را مي كشتند يا اسير كرده و به بردگي مي گرفتند و اسلام براي متنبه شدن مهاجمان و براي اين كه عليه مسلمانان جرأت نيابند.
، اجازه داد بردگان در صورت صلاحديد حاكم به بردگي گرفته شوند.
در آن شرايط منع برده گيري مهاجمان اسير شده، " ترحم بر پلنگ تيز دندان و ستمكاري در حق گوسفندان" بود. زيرا باعث مي شد آنها با خيال راحت براي كشتن و اسير گرفتن مسلمانان اقدام كنند و مطمئن باشند اگر شكست خوردند و اسير شدند، مسلمانان آنان را به منت يا در قبال فديه آزاد مي كنند.
پيامبر به عنوان حاكم جامعه اسلامي مصلحت را در اين ديد كه آن زمان به مسلمانان اجازه دهد مهاجمان اسير را به بردگي بگيرند تا ديگر گروهي جرأت حمله به مسلمانان نيابد.
اين حكم تا زماني كه حاكم اسلامي مصلحت ببيند، به امر او اجرا مي شود و يك حكم موقت و داير مدار مصلحت است.
بنا بر اين برده گيري را نه اسلام ايجاد كرده و نه ترويج داده، بلكه در حد ضرورت و از سر ناچاري آن را با شرط و شروطي اجازه داد و در قبال آن راه هاي فراوان وجوبي و استحبابي آزاد شدن قرار داد.
مضافا بر اينكه تداخل اسيران وبردگان كافر با مسلمين وزندگي درجوار آنها ، بصورت طبيعي زمينه هاي مناسبي را براي گرايش به اسلام فراهم مي آورد.
پي نوشت ها:
1. محمد (47) آيه 4.
موفق و موید باشید