با اهداء سلام وتحیت .آیا کنترل قوای طبیعی بدنی اعنی دو قوه ی شهویه و غضبیه قهرا منجر به حصول کمال در نفس می شود ؟ یا انگیزه ی الهی و نیت جلب رضایت حق جل وعلا شرط است؟ مقصودم از حصول کمال در نفس مثلا توانایی مشاهده ی حقایق ملکوتی یا باز شدن چشم برزخی و غیر ذالک است. کلا ریاضت غیر شرعی چیست؟ نتیجه ای بر اون مترتب هست یا نه؟ واین که آیا ریاضت غیر شرعی می تواند مباح باشد یا این که حرام است و مقرون به جلب رضایت شیطان است حتما؟در حدیث می خوانیم که ما عبد الله بشی افضل من عفة بطن وفرج و العفة راس کل خیر و لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه وغیر ذالک .اگر شخص مستعفف نتواند اخلاص مورد نظر خدا را تحصیل کند نتیجه ی ریاضت در نفس حاصل نخواهد شد یا این که موضوع مثل قوانین فیزیک است ؟مثلا اگه ورزش کنی عضلات تقویت میشه و اگه نرمش کنی بدنت منعطف می شه و در این امر فرقی بین بر فاجا و مومن کافر نیست .

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برادر گرامي!
به عنوان مقدمه چند نكته خدمت شما تقديم مي شود:
1-كنترل قوه شهويه و غضبيه، يقينا آثاري دارد كه البته حتما به معناي كمال نيست و هر قوت نفسي دلالت بر طهارت نفس ندارد در رياضتهاي شرعي، نفس علاوه بر اينكه قوي مي شود طاهر هم هست، ولي در رياضتهاي غير شرعي نفس فقط قوي مي شود ولي طاهر نيست.
2- باز شدن چشم برزخي ملازم با اين نيست كه فرد داراي كمالي شده است. زيرا ممكن است امر واقعي نباشد(تصرف قوه خيال)و يا فرد با وجود داشتن اين حالت هنوز از دام نفس اماره نگذشته باشد و در وادي مخلَصين وارد نشده باشد.
3- نيت خالص براي كسب رضاي خدا، به همراه اعتقاد درست و كامل از لوازم كمال نفس است.
4- هر تلاش و كوششي در اين عالم مساوي با دريافت مزد متناسب با آن است،حتي رياضات غير شرعي.
5- رياضتي كه براي خدا نباشد و مورد رضاي او جل و اعلا قرار نگيرد،به نوعي مورد رضايت شيطان مي باشد؛ كما اينكه عبادتي كه براي خدا نباشد عبادت شيطان است.
6-اگر كسي در مسير حق باشد و سعي در حفظ خود كند، به همان ميزان كه در نيت و عمل موفق باشد، از ناحيه خداوند جزا مي بيند.
حال با توجه به اين مقدمات به ادامه مطلب توجه نمائيد:
نفس و روح انسان اين خاصيت را دارد كه با رياضت و سخت گرفتن بر خويشتن در لذّات و خوراك و پوشاك و...قدرت و قوُت بگيرد. كارهاي خارق العاده انجام دهد.
رياضت دو نوع است:
1. رياضت مشروع(الهي)
2. رياضت نامشروع(شيطاني)
رياضت‏هاى مشروع در نفوس پاك، نيروى الهي ايجاد مى‏كند. رياضت‏هاى نامشروع در نفوس ناپاك، نيروى شيطانى ايجاد مي كند. هر دو منشأ خارق عادات مي گردند. در موجودات محيط خود تأثير مى‏گذارد، كه در اولى مثبت و سازنده و در دوم مخرب است.
انساني كه رياضت شرعي مي كشد، رنگ و بوي خدايي به خود مي گيرد: «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ؛(1)
رنگ خدايى (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟!
دو ظرف شيشه اي را تصور كنيد، درون يكي آب كدر و درون ديگري ادرار كدر است. حال هر كدام را به دو نفر بدهند تا آن را تصفيه و صاف نمايد. بعد از تصفيه، هر دو اين خاصيت را دارند كه شفاف هستند و طرف ديگر را نشان مي دهند. ظاهراً با يكديگر فرقي ندارند. اما بالاخره يكي آب پاك است و ديگري ادرار نجس. اولي خاصيت پاك كنندگي دارد. دومي خاصيتش نجس كردن است؛ نفوس انسان ها هم چنين است. آن كه با رياضت شرعي درون خود را تصفيه نموده، زلال شده و روي نفوس ديگران اثر مثبت و پاك كنندگي دارد. آن كه با رياضت غير شرعي خود را تصفيه و زلال نموده، علاوه بر اين كه ذاتاً ناپاك و آلوده است، روي نفوس ديگران اثر منفي و دور كنندگي از خدا دارد. باعث توجه ديگران به غير مبدأ و امور مادي مي شود.
مرتاضان تصرفات شان محدود به امور مادي است. اما فرد الهي اين قدرت را دارد كه حتي در امور غيرمادي تصرف نمايد.
انسان الهي از قدرتش با اذن خدا و در امور معقول استفاده مي كند، ولي مرتاض كارهاي غير معقول و دل بخواهي انجام مي دهد.
در آخر هم انسان الهي سعادتمند است و در رحمت خدا به سر خواهد برد. مرتاض به خاطر ناپاكي ذاتش، گرفتار عذاب سخت خدا خواهد شد، زيرا خداوند فرموده: وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ ؛(2)
هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، پيروزمند واقعى است.
پي نوشت:
1. بقره(2)آيه138.
2. نور(24)آيه52.
موفق و موید باشید