سلام. اگر انسان بخواهد اطمینان پیدا کند که مال حرام و شبهه ناکی وارد زندگی اش نشده است ، چه باید بکند و چگونه می توان به آن پی برد؟اگر بنا به روایت از امام حسین(ع) مال حرامی در زیر پوست ما باشد چگونه باید از آن و عواقبش نجات پیدا کرد که اطمینان داشته باشیم ظلمی در حق خدا ، مردم و خودمان نکرده ایم؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از اينكه قصد داريد از گناه فاصله بگيريد و به خداي متعال نزديك تر شويد، سزاوار تحسين هستيد. زيرا يكي از تبعات غذاي حرام، اين است كه توجه و بيداري را از انسان سلب كرده، او را در غفلت فرو ميبرد. وقتي چنين شد، حال عبادت ندارد، از نماز لذت نميبرد و بدتر از آن، از گناه لذت ميبرد. به مرتبهاي از سقوط ميرسد كه رابطه با خدا برايش مشكل است و نه تنها موفق به خواندن نماز شب نميشود، بلكه توفيق نماز اوّل وقت نيز از او سلب ميشود.
هر چه آثار معنوى و مثبت و پرفايده در خوردن مال حلال است، ضدّش در مال حرام است. ترك نماز واجب، ترك نماز شب، قساوت قلب، بىميلى به حقايق اصيل، تاريكى دل، سرسختى نشان دادن در مقابل حق، كسالت روح، ظلمت جان، سستى در دين، دست زدن به كارهاى زشت و ناشايست و بسيارى از امور شيطانى به طورى كه قرآن مجيد و روايات مىگويند، از آثار شوم حرامخوارى است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ»(7): اي كساني كه ايمان آوردهايد! هر گونه تصرف در مال ديگري كه بدون حق و بدون يك مجوز شرعي باشد ممنوع است مگر آنكه بر اساس تجارتي از روي خشنودي و رضايت ميان خودتان انجام بگيرد.(1)
همچنين امير المومنين(ع) ميفرمايد: «لَا تُدْخِلُوا بُطُونَكُمْ لُعَقَ الْحَرَامِ»
«لُعَق» جمع «لعقه» است و لعقة به مقدار كمي از غذا ميگويند كه در يك قاشق يا بين انگشتان جا ميشود.(2) كه اينجا كنايه از نهايت كوچكي آن مال حرام است. اميرالمومنين(ع) در اين فراز از كلام گهربارشان مردم را از هر گونه تصرف حتي در ذرهاي از مال حرام هم نهي ميكند. سپس براي آنكه شنونده از پشتوانه ايماني بيشتري برخوردار شود و اين معصيت را راحتتر ترك كند بلافاصله فرمودند: «فَإِنَّكُمْ به عين مَنْ حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَعْصِيَةَ وَ سَهَّلَ لَكُمْ سُبُلَ الطَّاعَةِ »(3)؛ زيرا در برابر مراقبت خداوندي هستيد كه گناه را بر شما حرام كرده و راه بندگي را بر شما آسان نموده است.
- معيارهاي تشخيص حلال از حرام:
1. قلب و دل انسان مؤمن: حلال چيزي است كه نافرماني و معصيت خداوند در آن نباشد و نافرماني خدا را جز به اشارت قلب نمي توان دريافت. گفته پيامبر(ص) است كه گفت: از دلت فتوا بخواه، هر چند فقيهان هم فتوا دهند.
2. احكام و دستورات دين و فتاوي مراجع ديني: هرچه فقهاء اجازه دادند، حلال بدانيد و هرچه رخصت ندادند، مالي حرام است.
3. رضايت كامل صاحب مال: تشخيص حلال از حرام، اساسش اين است كه مال ديگري را حلال ندانيم و از آن استفاده نكنيم، مگر به رضايت كامل و بدون قيد و شرط صاحب آن و شايسته است كه چيزي را از كسي درخواست نكنيم و اگر بر حسب ضرورت خواستيم، در حضور جمع از وي نخواهيم، زيرا ممكن است به سبب حيا از مردم، چيزي را ببخشد و قلبا راضي نباشد.
- راه نجات از مال حرام:
در صورتي كه انسان يقين دارد كه مالي از حق كسي خورده شده و ظلم صورت گرفته است، اگر صاحبان مال را مىشناسيم مالشان را به آنان برگردانيم، اگر نمىشناسيم از جانب آنان صدقه بدهيم؛ اين كلام از امام باقر(ع) است كه در صورت انجام اين كار، ديگر وظيفه اي به دوش نداشته و ايشان بهشت را بر انسان ضمانت كرده اند. اين نسخه اي است كه أهلبيت(ع) در اين گونه مواقع پيچيده اند.(4)
- توصيۀ پاياني:
حساسيت و نگاه شما به مسايل ديني -خصوصاً وارد نساختن أموال حرام و شبهه ناك در زندگي- بسيار جاي تقدير دارد؛ اما بايد توجه داشت كه در اين نابساماني موجود شما بايد به قدر يقين خود عمل كنيد و مبادا به گونه اي رفتار كنيد كه مبتلا به وسواس شويد. وظيفۀ امروز شما در اين است كه اصل پاكي و حلال بودن اموال و معاملات اقتصادي است، مگر اينكه با قراين و شواهد ديگري به مسايلي پي ببريد.
نبايد حساسيت خود را به قدري بالا ببريد كه دچار عسر و حرج(سختي و مشكلات) شويد! آنچه را كه احكام و دستورات دين و فتاوي مراجع ديني بر آن تأكيد دارد را رعايت كنيد و بقيه را با دعاها و كمك به ديگران و ردّ مظالم در صورت احتمالات خاص، حل كنيد.
- معرفي كتاب هاي اخلاقي جهت مطالۀ بيشتر:
1- معراج السعادة، نويسنده: ملا احمد نراقي.
2- گناهان كبيره، نويسنده: شهيد دستغيب، ج2.
پي نوشت ها:
1. ر.ك: تفسير نمونه، آيت الله ناصر مكارم شيرازي، ج3، ص355.
2. الشيء القليل به قدر ما تأخذه الملعقهي أو الإصبع. المعجم الوسيط ص 828.
3. نهج البلاغه، ترجمۀ مرحوم دشتي، خطبه 151.
4. اصول كافى، ج 5، ص106، محمد بن يعقوب كليني، تهران دارالكتب الاسلامية.
موفق و موید باشید






