من میگم خدا انسان را در دامن خانواده ای قرار می دهد و به او نیز هوش و استعدادی می دهد. حالا انسانی که تعلیمات را با توجه به هوش خود دریافت میکند از قدرت انتخاب خود استفاده میکندو کارهای خوب و بد را انجام میدهد یا انجام نمی دهد در این میان این سوال مطرح میشود پس الان من اگر انسان خوب یا بدی هستم مسببش کیست؟ خدا؟( بحث من قدرت اراده و انتخاب نیست بحث سر این است که چرا کسی وجود دارد که برای اولین بار که می خواهد کار بدی را انجام دهد هر جوری که با خودش مبارزه میکند نمیتواند ولی فرد دیگری به راحتی حتی بدون کمی احساس ناخوشایندی کاری بد را انجام میدهد!)
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا به دو نكته به عنوان مقدمه اشاره مي كنيم كه عبارتند از:
1- از ديدگاه اسلام تنها خداوند متعال است كه در انجام كارهاي خودش نيازي به هيچ كس و هيچ چيز ندارد و هيچ موجودي نمي تواند هيچ گونه كمكي به او بكند در نتيجه هر كسي هر چه دارد از خدا و در حيطه قدرت و سلطنت و مالكيت حقيقي و تكويني اوست و قدرت و مالكيت ديگران در طول قدرت الهي و از فروع آن است بر اين اساس اعمال و رفتار هاي انسان از حيث خالق و فاعل با خدا و انسان رابطه دو سويه دارند و هم به خدا نسبت داده مي شود و هم به انسان به عبارت ديگر فاعل بي واسطه افعال انسان ها هستند و فاعل با واسطه آنها خداوند است.
2- در اسلام تاثير عوامل گوناگوني از قبيل وراثت و تربيت و محيط و اجتماع و... در شكل گرفتن اراده انسان و بر اساس آن اختلاف رفتار ها امري پذيرفته شده است و لكن تاثير عواملي همچون وراثت و محيط و ... در اراده انسان را به معناي نفي اختيار و اراده انسان نمي داند چرا كه عليت و اثر آنها تام نيست و تنها مقتضي هستند و انسان مي تواند با وجود همه اين عوامل مقاومت كند و هنگام تزاحم انگيزه هاي مختلف يكي را برگزيند.
حال با توجه به اين مطالب در پاسخ سوال شما مي گوييم كه مسبب واقعي سعادتمندي و يا شقاوتمندي انسان ها خود انسان ها هستند نه خدا، چرا كه خداوند راه درست را نشان داده و ابزار هاي صحيح براي رسيدن به سعادت را در اختيار انسان قرار داده است و از گرايش به بدي و فحشاء نهي كرده است(1) و تصميم نهايي را به خود انسان واگذاشته است و در نهايت اين خود انسان ها هستند كه بر اساس قدرت اختيار و ارده اي كه خداوند متعال در وجود آنها قرار داده است راه را انتخاب مي كنند و در اين انتخاب انسان ها هر چند كه عواملي همچون وراثت و تربيت خانواده و محيط و اجتماع و... تاثير دارند. ولي از نظر اسلام تاثير آنها تام نيست و در بين اين عوامل آنچه كه نقش اصلي و تاثير واقعي را دارد اراده و اختيار انسان است كه همه مي تواند بوسيله آن در مقابل خواسته هاي عوامل ديگر مقاومت كنند.
و در نتيجه اگر در دنيا افرادي وجود دارد كه حتي براي اولين بار كه مي خواهند كار بدي را انجام دهد هر جوري كه با خودش مبارزه مي كند نمي توانند انجام بدهند ولي افراد ديگري به راحتي حتي بدون كمي احساس ناخوشايندي كاري بد را انجام مي دهند، بدين خاطر است كه افراد گروه اول فارغ از عوامل موروثي و تربيتي و.. از قدرتي كه خداوند متعال در اختيارشان گذاشته درست استفاده كرده اند و در مقابل خواسته هاي نا مشروع نفس خود مقابله كرده اند. ولي افراد گروه دوم از قدرت اختيار خود سوء استفاده كرده اند و به وسيله پيروي از هوي و هوس هاي خود زمينه هلاكت خود را فراهم كرده اند و آن فطرت پاكي را خداوند همه را بر آن خلق كرده است را از بين برده اند در نتيجه مسبب وجود چنين افرادي خداوند متعال نيست و بر اساس آيات و روايات خداوند همه انسانها را بر فطرتي پاك آفريده است. چنانچه در قرآن مي فرمايد: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّه؛(2) اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده دگرگونى در آفرينش الهى نيست. پس مسبب اصلي در خوب و بد شدن انسان ها خود انسان ها و اراده و انتخاب و اختيار آنها است و همه عوامل ديگر، زمينه ساز مثبت يا منفي شدن مي باشند و انسان مي تواند در مقابل آنها بايستد و چنين مقاومتي تاثير بيشتري در كمال انسان داشته و استحقاق پاداش را افزايش مي دهد.چنانكه هيجانات فوق العاده و ديگر شرايط دشوار موجب كاهش كيفر و تخفيف جرم مي گردد.(3)
پي نوشت ها:
1. اعراف(7)آيه28.
2. روم(30) آيه 30.
3. ر.ك.محمد تقي مصباح يزدي، آموزش عقايد، شركت چاپ و نشر بين الملل، تهران، 1381ش، ص147.
موفق و موید باشید






