سلام عليكم.مي خواستم براي حاجتي به امام زمان (صلوات الله و سلامه عليه) توسل كنم.اما در اين زمينه اطلاعاتي ندارم.اگر كتاب يا هر منبعي وجود دارد به من معرفي كنيد.شنيده ام اگر كسي چيزي غير از خدا ازخاطرش بگذرد اصلا صدايش شنيده نمي شود چه رسد به اسستجابت.به خاطر همين از هر لحاظ كه صلاح ميدانيد بنده را به طور كامل راهنمايي كنيد.التماس دعا
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد گفت: بي ترديد ميتوان با امام زمان(ع) ارتباط معنوي بر قرار كرد. البته اين ارتباط با بهرهگيري از تقوا، دعا و توسل به ائمه(ع)، به ويژه به ساحت مقدس امام زمان(ع) امكان پذير است. شايد بر همين اساس باشد كه يكي از وظايف شيعيان در زمان غيبت، دعا براي امام زمان(ع) و توسلات بيان شده است.(1) ارتباط معنوي بدان معنا نيست كه انسان امام زمان(ع) را ملاقات حضوري كند، بلكه بايد با آن امام ارتباط برقرار كند و هميشه به ياد او باشد و او را در تمام اعمال ناظر بداند. هرگاه چنين لياقت و شايستگي اي حاصل شد حضرت به انسان عنايت نموده و به رفع مشكلات انسان ميپردازد؛ از اين رو امام زمان(ع) در توقيعي كه براي شيخ مفيد صادر نمود فرمود:« ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده نمي ماند».(2)
باز حضرت در همان توقيع فرمود: «ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم. اگر جز اين بود، دشواريها و مصيبت ها بر شما فرود ميآمد و دشمنان، شما را ريشه كن ميكردند».(3)
ارتباط معنوي انسان با امام زمان(ع) سبب مي شود كه حضرت ميان مردم حضور پيدا كند، اگر چه مردم او را نشناسند. امام علي(ع) فرمود: «سوگند به خدا، حجت خدا ميان آنان هست و در كوچه و بازار گام بر مي دارد و بر خانه هاي آنان وارد مي شود و در شرق و غرب جهان به سياحت مي پردازد و گفتار مردمان را مي شنود و بر اجتماعات آنان وارد شده سلام مي دهد. او مردمان را مي بيند».(4)
در دعاي ندبه مي خوانيم: «جانم فدايت! تو آن غايبي هستي كه از ميان ما بيرون نيستي. جانم فدايت! تو آن دور شده از وطن هستي كه از ما دور نيستي».(5)
براي توضيح بيشتر ابتدا لازم است تأملي در ماهيت توسل در نظر شيعه داشته باشيم؛ توسل، به معناي تقرب و نزديكي به يك چيز از طريق اخذ وسيله و مانند آن است؛ يا به عبارت ديگر، مدد جستن از وسيلهاي براي رسيدن به مقصود است؛ اين معنا از توسل منطبق بر سنت خداوند در زندگي عادي بشر است؛ چون به صورت طبيعي انسان براي رسيدن به هدف بايد به اسباب و وسايل يا واسطهها متوسل شود.
خداوند به مقتضاي لطف و رحمت بيانتهاي خويش، اسباب سعادت مردم را از طريق وسايطي فراهم كرده؛ هر چند خداوند توانا است كه به طور مستقيم تمام عالم را اداره كند و نياز به واسطههايي براي انتقال فيض ندارد، اما سنت الهي بر اين تعلق گرفته كه جهان هستي را بر اساس نظم (7) خداوند پرهيز دارد كه امور و اشيا را از غير طريق علل و سببش جاري سازد. » بر اين اساس، انسان در همه كارهاي زندگي(مادي يا معنوي) به اسباب و وسايل توسل ميجويد.
در زندگي عادي و بشري، انسان به اسباب و علل كه وسيله و واسطه جهت رسيدن به مطلوب هستند، متوسل ميشود؛ مثلاً مريض ميشود و به پزشك و دارو متوسل ميشود و از طريق آنها به شفايي كه از جانب خداوند است، ميرسد؛ يا گرسنه ميشود و از طريق توسل و بهرهمندي از غذاهاي گوناگون خود را سير مينمايد و. . . ؛ بديهي است كه در هيچ يك از اين امور، نه جايگاه خداوند مخدوش ميشود و نه رفتار انسان براي دفع حوايجش مشركانه تلقي ميگردد.
در امور معنوي نيز خداوند براي اعطاي فيض خويش، راهها و اسبابي را مشخص كرده است، مانند: نماز، روزه، نيكي به يتيم، خدمت به مردم و.... ما معتقديم كه از جمله اسباب و عوامل نزول فيض و رحمت الهي و تقرب به خداوند، بهرهمندي از وجود انسانهاي به حق رسيده(امامان و پيامبران) است. خداوند اين راهكار را نيز براي نتيجهگيري در اين عرصه قرار داده است؛ همان گونه كه در نزول بركات مادي مثلاً شفا را در دارو قرار داده و به پزشك، آگاهي براي درمان انسانها را عطا نموده است.
در نتيجه، درخواست وساطت از اولياي الهي بر آن مبنا استوار ميگردد كه ما اين عمل را در راستاي درخواست از خود خداوند قلمداد مينماييم و تمام قدرت و اراده و توانمندي اين بزرگواران را در طول قدرت و اراده و خواست خداوند ميدانيم. پس كمك خواستن از ايشان، همانند استفاده از هر وسيله ديگري است كه خداوند براي آن قدرت تاثيرگذاري و برطرف كردن مشكلي براي ما را قرار داده است كه اثربخشي آن هيچ منافاتي با قدرت و اراده الهي ندارد.
به علاوه، اگر براي تقرب به خداوند و توجه به او نياز به هيچ واسطه ديگري نبود، چرا خداوند خود براي وساطت پيامبر در طلب مغفرت از خداوند براي گنهكاران تأثير و نتيجه قائل است؟ و در قرآن آمده است:
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيما؛(8) اگـر آنـان هنگام ستم بر خويشتن، نزد تو مىآمدند و از خدا درخواست آمرزش مىكردند و پيامبر نيز براى آنان طلب آمرزش مىنمود، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند.»
يا در داستان برادران حضرت يوسف، درخواست وساطت در استغفار و طلب بخشش از درگاه خداوند صراحتاً از جانب برادران گنهكار در نزد پدرشان نقل شده است كه گفتند:
«يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئينَ؛(9) اى پدر ! براى ما استغفار كن كه ما خطا كار بوديم. »
حضرت يعقوب نيز اين تقاضا را نه تنها انكار نكرد، بلكه به آنها قول مساعد داد و فرمود: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي؛ بهزودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مىكنم. »
از اين قبيل آيات بهخوبي روشن ميشود كه:
نفس توجه و كمك خواستن از واسطههاي آبرومند در درگاه خداوند، همانند استفاده از ابزارهايي تأثيرگذار در نتيجهگيري براي امور مورد نظر است و اين امر، هيچ منافاتي با قدرت و خواست و اراده الهي و توحيد او در مرتبه ربوبيت و فاعليت و استعانت ندارد؛ همان گونه كه همه موحدان براي رسيدن به بهبودي از بيماريها، دست به دامان درمان و دارو ميشوند و اين امر را با قدرت خداوند و شفابخش بودن او، مخالف نميدانند.
پي نوشت ها:
1. شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، نشر طوبي،قم، ص 559و 562.
3. همان.
4. نعماني، الغيبه، نشر دار الكتب الاسلاميه تهران بي تا، ص 72.
5. شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، ص451 .
6. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365ش، ج 1، ص 183.
7. نساء(4)، آيه 64.
8. يوسف(12)، آيه 97.
موفق و موید باشید






