اگر انسانی هر گز آفریده نشود و مشیت خداوند تعلق به وجود او نگیرد به طریق اولی چون وجودی ندارد ونبوده است امکان عذاب و جهنمی شدنش وجود ندارد و احتمال معذب شدنش در قیامت صفر است حال سوال اینجاست که خداوند که ارحم الراحمین است چرا احتمال عذاب و بدبختی یک فرد را افزایش می دهد و او را در این مسیر احتمال خطر قرار می دهد؟در حالی که می توانست نباشد و هیچگونه امکان عذاب کشیدنش نیز وجود نخواهد داشت.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد گفته شود كه فلسفه آفرينش انسان همانند هر موجود ديگري بر اساس فياضيت مطلق خداوند تعريف مي شود، يعني خداوند به واسطه فيض مطلق خود هر موجودي را كه لايق خلقت بوده و امكان آفريده شدن داشت و خلقت او به زيبايي و شكوه جهان خلقت مي افزايد، از نعمت وجود محروم نمي نمايد. او را خلق مي كند. (1)
اما در عين حال حكمت خداوند اقتضا دارد كه خلقت، حكيمانه و هدفمند و داراي سرانجام و مسيري معين براي مخلوق باشد. بر اين اساس تكامل انسان و رسيدن به مراتب بالاي حيات بهشتي، هدف خلقت او بيان مي شود.
در نتيجه براي هر انساني مسيري معين و ابزاري لازم براي رسيدن به آن سعادت ابدي و تكامل عميق روحي و معنوي تعريف مي شود.امتحانات لازم و متناسب با ظرفيت هاي خاص خودش براي او در نظر گرفته مي شود. نمي توان قبل از برگزاري آزمون فرد را از فرصت حضور در آزمون محروم ساخت. تنها به اين دليل كه نتيجه عملكرد او براي ما روشن است . و علم و آگاهي پيشين خداوند از نحوه برخورد افراد با اختيار و حق انتخابي كه به آن ها داده شده، در خصوص همه افراد يكسان است.
حال با توجه به اين مقدمه در پاسخ سوال شما پرسشگر محترم مي گوييم كه خداوند متعال ارحم الراحمين است و به واسطه فيض مطلق خود هر موجودي را كه لايق خلقت بوده و امكان آفريده شدن داشت را خلق كرده است و تمام اسباب و وسايل رسيدن به كمال را در اختيار او قرار داده است تا آزادانه و از روي اختيار مسير زندگي خود را انتخاب كند و بديهي است كه لازمه و يا نتيجه خلق الهي جهنمي شدن نيست تا گفته شود كه چرا خداوند با خلق كردن احتمال عذاب و بدبختي انسان را افزايش داده است يا اين كه اگر خلق نمي شد امكان عذاب شدنش وجود نداشت چرا كه جهنمي يا بهشتي شدن نتيجه اعمال خود انسان است و اين خود انسان است كه با رفتارها و اعمال خود در اين دنيا احتمال عذاب و بدبختي خود را افزايش را كاهش مي دهد چنانچه در روايتي از پيامبر اسلام(ص) آمده است :«انما هي اعمالكم تردّ اليكم» اين عذاب همان اعمال وكردارهاي شماست كه به سوي شما برگردانيده شده است.(2)
در نتيجه خدا كسي را جهنمي و كس ديگر را بهشتي نمي كند؛ هر چند كه خدا نسبت به اموري كه افراد انتخاب مي كنند و به نتايجي كه ميرسند، آگاه است، آن هم به دليل احاطه اي كه به همه امور در كل عالم دارد ولي اين علم الهي هيچ تاثيري در بدبختي و يا خوشبختي انسانها ندارد. به عنوان مثال اگر دو اتومبيل با سرعت زياد به سوي هم در حركت باشند، هليكوپتري كه بر بالاي مسير اين ها حركت مي كند، صحنه را مي ذبيند و ميداند كه تا چند لحظه ديگر اين دو اتومبيل با هم برخورد و تصادف مي كنند. و بديهي است كه اين تصادف زاييده و نتيجه علم خلبان نيست، بلكه زاييده و نتيجه سرعت زيادي است كه راننده ها با انتخاب خود برگزيده اند و اگر سرعت را انتخاب نمي كردند، تصادف پيش نمي آمد.
حال در مورد خدا، آيا مي توان سوء اختيار يك فرد و در نتيجه بدبخت شدن او را بر عهده وليّ نعمتي گذاشت كه چرا به او امكاناتي را براي انتخاب بهترينها عطا كرده است؟
پس اساساً اختيار آدمي، زمينه پاداش و جزا را در جهان فراهم مي نمايد نه خلقت و علم پيشيني خداوند، زيرا علم خدا مانع فيض خداوند در حق بندگان نيست. از طرف ديگر به يقين دنيا محل آزمون براي همه انسان هاست (3) و اگر قرار باشد كه همه انسانها خوب باشند يا تنها انسانهاي خوب آفريده شوند، در اين صورت امتحان و آزموني محقق نمي شد و اختيار و حق انتخاب معنا نداشت و تا راه كج وجود نداشته باشد كه عدهاي دچار آن شوند، انتخاب راه درست معنا ندارد. نيك و خوب بودن در كنار بديها معنا مي يابد.
نتيجه سخن اين كه در فلسفه آفرينش هيچ تفاوتي بين انسان هاي گوناگون در استفاده از فرصت خلقت نيست. چرا كه برخورداري از خلقت يكسان لازمه يك آزمون مهم و كامل است و خداوند به دليل علم به سرانجام افراد نمي تواند برخي را از فيض وجود محروم نمايد، زيرا محروم كردن فرد از يك نعمت به خاطر جرمي كه مرتكب نشده است. ظلم و كاري قبيح است و خداوند ظلم نمي كند و كار قبيح انجام نمي دهد.
پي نوشت ها:
1. سيد حسن ابراهيميان، انسانشناسى، ص 115 و 116، نشر معارف، تهران ، 1381 ش.
2. علامه مجلسي، بحارالانوار ،موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج3، ص90.
3. ملك (67) آيه 2.
موفق و موید باشید






