با سلام
یکی از دوستان بنده که پسر هستندر چند ماه اخیر با یکی از بستگان خیلی دورشون که چند سالی بود هم دیگه رو ندیده بودن ملاقات میکنه و در اون ملاقات عاشق دختره میشه ( دوست من 17 سال بیشتر نداره او خانم هم همین ) و موضوع اینه که دوستم عجیب به اون خانوم فکر میکنه و به خاطر اینکه از قبل مشکلات خانوادگی مثل وضعیت اقتصادی و ... داشته به همین دلیل فشارهای روحی زیادی بهش داره میاد .
در ضمن اذدواج این 2 نفر تقریبا غیر ممکنه و خود دوستمم اینو میدونه و از من کمک خاسته تا برای فراموشیشی و در اومن از این منجلاب باید چیکار کنم.
و نکته آخر اینکه این دوستم از قبل هم مشکل روحی داشته و بعضی مشکلاتی که دوستم بهش فکر میکرده 1- در آینده قراره چیکاره بشم 2- چرا وضع زندگی ما نباید خوب میبود 3- چرا قیافه ی من اینطوری و ... راستی این دوستم خواب گردی هم داره و به همین دلیل از قرص اعصاب استفاده میکنه
منتظر جوابتون هستم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اجازه مي خواهم از همين عبارت شما يعني «دوستم عجيب به اون خانم فكر مي كنه» شروع كنم. همان طور كه از اين عبارت بر مي آيد، اين اشتغال ذهني مكرر و غيرارادي به يك موضوع، چيزي جز وسواس فكري نيست. وسواس فكري افكار مزاحمي هستند كه به صورت بي وقفه و بدون اختيار به ذهن هجوم مي آورند. عشق دوست شما چيزي جز يك فكر يا رفتار وسواسي نيست. در حقيقت يك فكر وسواسي به اشتباه عشق خواند شده است. دوست شما به خاطر شرايط ژنتيكي و محيطي از اضطراب بالايي در رنج است و به همين خاطر به صورت ناخودآگاه به دنبال آرامشگر بيروني مي باشد. اين آرامشگر بيروني در بيشتر مواقع از جنس مخالف مي باشد. اين دختر در كسري از دقيقه و ساعت توانسته است به صورت كاذب به دوست شما آرامش دهد و ذهن ايشان هم به خاطر اين آرامش كاذب نسبت به اين دختر شرطي شده است. پس با هر حمله اضطرابي، ذهن پسر ناخواسته به سمت تصوير (ذهني يا عيني) اين دختر گرايش پيدا مي كند. فراموشي افكار وسواسي تا حد زيادي ناشدني است و فقط با روان درماني و دارودرماني تا حدي كاهش مي يابد. پس نيازي به فراموشي نيست و صرفاً بايد از طريق مصرف داروهاي ضد اضطراب و وسواس (با تجويز روانپزشك) و 7 و 8 جلسه روان درماني به تعديل آن همت گماشت.
شك و دودلي يكي از ويژگي هاي افراد مبتلا به وسواس فكري است و پيش بيني منفي نسبت به آينده از جمله خصايص افراد مضطرب است.
ايشان متاسفانه از رگه هاي از افسردگي در رنج است و همين امر باعث شده ارزشمندي چنداني براي خود قائل نباشد و نسبت به چهره خود معترض ناراضي باشد. اگر ايشان عزت نفس بالايي داشت قطعاً به يك دهم اين چهره نيز رضايت مي داد و بر عكس.
به ياد داشته باشيم كه نيازي به خوب شدن وضع زندگي نيست و فرد مي تواند به جاي تمركز آسيب زا بر وضعيت اقتصادي نابسامان خانواده بر كار و تلاش شبانه روزي شخصي خودش متمركز گردد. او بايد فارغ از مشكلات پدر، خودش آستين ها را بالا بزند و از همين فردا با كار و تلاش بي وقفه روز به روز بر سطح درآمد خود بيفزايد. در كشوري كه تبعه هايي غير ايراني ماهانه چند هزار تومان درآمد دارند دوست شما نبايد صرفا با دست روي دست گذاشتن از وضعيت اقتصادي خودش بنالد. اگر تا صبح قيامت به گلايه و شكايت از وضعيت اقتصادي و قيافه خود بپردازد، قطعاً چيزي وخامت شرايط روحي رواني نصيب ايشان نخواهد شد. ايشان بايد با تمركز بر كار، به صورت پاره وقت نيز به تحصيلات دانشگاهي بپردازد. به ياد داشته باشيم كه بيكاري براي يك فرد متخصص (مثلاً متخصص جوشكاري، تراشكاري، ميكانيكي، قصابي، خياطي و..) وجود ندارد، چرا كه همه خواهان اين هستند كه سفارشات كاري خود را به بهترين متخصص شهر بسپارند.
پس اگر من چند سال در يك حرفه مانند نقاشي ساختمان متبحر شوم قطعاً من در روستاي كوچكمان نيز وقتي براي سرخاراندن نخواهم داشت. اگر كسي از بيكاري نالان است بداند كه بايد از عدم سرمايه گذاري خود بر كسب تخصص بنالد نه از نبود كار. پس در هر صورت همه اين افكار چيزي جز محتواي وسواس فكري ايشان نيست و وسواس فكري هيچ راهي جز دارودرماني و روان درماني ندارد. هرگونه خوددرماني ثمره اي جز وخامت حال روحي رواني وي ندارد. اگر در شهرتان متخصص وجود ندارد به شهرهاي ديگر سري بزنيد. كار درماني يكي از بهترين راه ها براي به در آمدن از اشتغال ذهني منفي به محتواهاي مذكور در نامه و اشتغال مثبت و روح افزا به كار و كسب مي باشد.
موفق و موید باشید






