سلام و بي اندازه خدا را شاكرم كه به اين سهولت از بند سوالات آزاردهنده ما را آزاد مي كنيد.
مشكل بزرگي كه دارم اين است كه وقتي حاجتي دارم اصلا نميتوانم مستقيم و خطاب به يكي از ائمه يا شخصيتهايي همچون حضرت عباس (ع) سخن بگويم و خواهش كنم كه او كمكم كند.
من به توسل اعتقاد كامل دارم. معتقدم كه وقتي بگويند «خدايا تو را به حضرت فاطمه بچه ام را شفا بده» خيلي بهتر ارتباط برقرار مي شود ولي بيان جمله «يا حضرت فاطمه بچه ام را شفا بده» اصلا روي زبانم نمي آيد. انگار منبع ديگري را جايگزين خدا كرده ام.
حتي در دعاي توسل كه درباره ميزان تاثير آن در برآوردن حاجات روايات زيادي شده است هم براي هر معصومي قبلش چند جمله هست كه همه به «الله» ختم ميشود دائم اظهار ميشود كه پيش خدا شفيع باش نه اينكه بگويد خودت حاجتم را بده.
در عين حال بعضي ها را مي بينم كه راحت با ائمه بده-بستان ميكنند و حاجاتشان را هم ميگيرند و ميگويند آنهايي كه دستشان به خدا نميرسد از اين راه ميتوانند به هدفشان برسند. به نظر شما كدام رويكرد درست است و كدام اشكال دارد؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قبل از پرداختن به پاسخ سوالات بايد بگويم كه اصطلاح توسل در لغت از وسيله اخذ شده است و وسيله به معني تقرب جستن و يا چيزي كه باعث نزديكي به ديگري از روي علاقه و رغبت مي شود. مي باشد (1) و در اصطلاح توسل به معناي مدد جستن از وسيله براي رسيدن به مقصود است و در بحث ما توسل به معناي تمسك جستن به اعمال صالح يا به روح و يا مقام معنوي اولياي الهي براي گرفتن خواسته ها از خداوند است. به عبارت ديگر توسّل يعني كسي را در پيشگاه خداوند شفيع قرار دادن است و توسل به معناي مذكور امري مورد قبول اسلام است و خداوند اموري را به عنوان اسباب و وسايل در جهت تقرب و نزديكي به درگاه خويش قرار داده و ما را به توسل به آن امور، فرمان داده است:«يا أيّها الّذينَ آمَنوا اتّقوا اللهَ وابْتَغوا إليهِ الوسيلَة؛(2) اي مؤمنان! پرواي الهي داشته باشيد و به سوي او وسيلهاي تحصيل كنيد.
حال در پاسخ سوال شما مي گوييم كه به طور كلي توسل نسبت به اهل بيت(ع) به دو صورت صحيح است:
1- اينكه شخص، بر آورده شدن حاجتي را در اصل از خداوند طلب كند و فقط از ائمه بخواهد كه بخاطر مقام و منزلتي كه در نزد خداوند دارند براي اين شخص دعا بكنند و يا استجابت دعاي او را از خدا بخواهند؛ همان گونه كه در بسياري از مواقع شخصي دعا مي كند و از جمع مي خواهد در برابر دعاي ايشان آمين بگويند؛ آن چنان كه خود رسول خدا (ص) در جريان مباهله وقتي كه حسين (ع) را در آغوش و دست حسن (ع) را در دست گرفته، فاطمه (س) دنبالش و على (ع) به دنبال فاطمه (س) به راه افتادند، فرمود: هر گاه من دعائى كردم شما آمين بگوئيد. (3)
و يا خداوند در قرآن خطاب به پيغمبر (ص) ميفرمايد: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً ؛ (4) اگر به هنگام ستم برخويش نزد تو آيند "اي پيامبر" و استغفار كرده و تو نيز براي آنان استغفار كني خدا را توبه پذير و مهربان خواهند يافت"، حال همان گونه كه ملاحظه مي كنيد شخص مي تواند حتي در استغار نيز، از هر دو طريق استفاده نمايد يعني يا مستقيم بگويد"استغفرالله" و يا بزرگان دين را واسطه در استغفار قرار دهد و از آنها بخواهد كه براي او استغفار كنند.
2- فرض دوم آن است كه ما مستقيماً از انبياء و امامان(ع) طلب كمك كرده و بخواهيم كه فلان حاجت ما را بر آورده كنند. يعني از آنجا كه آنها را از مقربان در گاه حق مي دانيم، اعتقاد داريم خداوند به آن ها قدرتي عنايت كرده است كه بواسطه آن قادرند فلان حاجت ما را برآورده كنند. همچنانكه ما براي درمان بيماري علاوه بر دعا، نزد متخصصين امر رفته و از آن ها كمك مي خواهيم در روايتي از ابو بصير نقل شده است كه خدمت حضرت باقر (ع) رسيدم و عرض كردم: شما ورثه حضرت رسول (ص) هستيد؟ فرمود: آرى، عرض كردم: رسول خدا وارث همه پيغمبران است و تمام علوم آنها را هم داشت؟ فرمود: آرى، عرض كردم: پس اينك شما قادر هستيد مردگان را زنده كنيد و امراض سخت را شفا دهيد؟
حضرت باقر (ع) فرمود: آرى به اذن خداوند همه اين كارها را انجام مي دهيم پس از اين فرمود: نزديك من بيا، دست خود را بر صورتم كشيد در اين هنگام آفتاب و آسمان و زمين و خانهها را ديدم، فرمود: اگر ميل دارى همين گونه باش و مانند مردم در ثواب و عقاب شركت كن، و اگر هم ميل دارى مانند كور زندگى كنيد و روز قيامت بهشت برويد. ابو بصير گويد: عرض كردم: دوست دارم مانند اول باشم، وى گويد: حضرت بار ديگر دست بر چهرهام كشيد مانند اول نابينا شدم.(5)
در نتيجه براي رفع تمام حاجت بزرگ و كوچك،دو راه صحيح در كنار هم مقرر شده است و انسان براي درخواست از هر كدام، مختار است و مي تواند بدون توسل به ديگري مستقيما از خداوند بخواهد و نيز مي تواند با واسطه پيامبران و امامان از خداوند بخواهد و بديهي است كه در هر صورت فاعل اصلي و مستقل برآورنده حاجات و خواسته ها خداوند است و توسل هرگز بدين معنا نيست كه انسان چيزي را از شخص پيامبر يا امام مستقلا تقاضا كند بلكه انسان از پيامبران و يا ائمه مي خواهد كه از آن قدرت خداداي خود استفاده كنند و با اذن خداوند حاجت ها را برآورده كنند و اين معنا در فقرات دعاي توسل كاملا محسوس است. در نتيجه چه بگوييم كه: «خدايا تو را به حضرت فاطمه بچه ام را شفا بده»و چه بگوييم : «يا حضرت فاطمه بچه ام را شفا بده» هر دو درست است و ما در هر دو صورت از خداوند طلب حاجت كرده ايم با اين فرق كه در يكي مستقيما از خدا خواسته ايم و در ديگري با واسطه؛ و درخواست با واسطه هيچ وقت به معناي جايگزيني منبعي به جاي خدا نيست. چرا كه در صورتي اين در خواست از واسطه جايگزين جاي خدا محسوب مي شود كه ما آن واسطه را در برآورده كردن حاجت مستقل و جداي از خدا در نظر بگيريم در حالي كه ما قدرت ائمه را از جانب خدا مي دانيم و معتقديم آنها با اذن خداوند مي توانند حاجت ها را بر آورده كنند.
پس توسلي كه از ديدگاه شيعه شرك محسوب مي شود آن است كه فرد ، ائمه يا هر فرد يا موجودي ديگر را در قدرت برآوردن حاجاتش مستقل از خداوند تلقي نمايد و گمان كند كه ايشان در عرض خداوند مي توانند كاري انجام دهند و خود قدرتي مستقل دارند، كه اين امر شرك در استعانت بوده و به هيچ وجه در تفكر شيعي جايي ندارد.
پي نوشت ها:
1. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 21374ش، ج4، ص 365.
2. مائده (5) آيه 35.
3. ر.ك علامه حلي، ألفين، ترجمه وجدانى، جعفر، چ سعدي، تهران، بي تا، ص 748 .
4. نساء (4) آيه 64.
5. شيخ طبرسى، إعلام الورى بأعلام الهدى، چ اسلاميه، تهران 1390 ه ش، ص267.
موفق و موید باشید






