بنده جوانی 29 ساله هستم و قصد ازدواج دارم می خواستم ببینم چگونه بفهمم همسرم از لحاظ اعتقادی همانی است که من می خواهم و به قول معروف فیلم بازی نمی کند بنده به شئونات اسلامی سخت پایبند هستم و دوست دارم همسرم هم واقعا اینطوری باشد ونه اینکه اولش به ظاهر مذهبی ومقید باشد ولی بعدا راه خود را پیش بگیردبا تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ازدواج اگر در چهارچوب درستي نباشد، به جاي اينكه آرامشدهنده باشد. آرامش را برهم ميزند و يا به جاي اينكه با كسي رابطه صميمانهاي پيدا كنيم، ممكن است هميشه با او زندگي كنيم، اما كاملا تنها باشيم. بنابراين، بايد در زمان انتخاب همسر چند تناسب كليدي را در نظر بگيريد كه در صورت وجود نداشتن هر كدام از آنها، ازدواجتان با خطر از بين رفتن رو به رو مي شود. يكي از آن تناسب ها كه خيلي مهم و كليدي است، تناسب اعتقادي و معنوي است.
- در ابتدا براي روشن شدن مطلب، بر مثالي تكيه مي كنيم:
هر فرد براي تهيه لباس، تناسب لباس مورد نظر با اعتقادات و ارزشهاي اخلاقي خويش را مد نظر قرار ميدهد به طوري كه لباس هر فرد نمايانگر نوع بينش، طرز تفكر و خصوصيات اخلاقي او محسوب ميشود.
از سوي ديگر نوع پوشش هر فرد تاثيرات متفاوت ديني و اخلاقي را در او رقم ميزند. به عنوان مثال امير المؤمنين(ع) ميفرمايند:
«عَلَيْكُم بِالصَّفيقِ مِنَ الثِّيابِ، فَانَّ مَنْ رَقَّ ثَوْبُهُ رَقَّ دينُهُ».(1) لباس ضخيم بپوشيد، چرا كه هر كس لباس نازك بپوشد، دين او نيز ضعيف مي گردد.
همين نسبت كه ناهماهنگي بين مرد و لباس از لحاظ ديني و ارزشي، به ايجاد احساس رواني نامطلوب در او دامنمي زند، عدم تناسب بين فرد و همسر او كه لباسي دايمي است، مشكلات رواني وي را به دنبال مي آورد و يا زمينه انحراف وي از عقايد و ارزشهاي مورد نظر را فراهم ميسازد.
بنابراين، تناسب اعتقادي مهمترين تناسبي است كه بايد براي تشكيل خانواده مدنظر قرار گيرد و اصولاً پيشوايان ديني آنجا كه بحث تناسب و كفويت همسران را مطرح كردهاند، هم شأني و هماهنگي ديني را مدّ نظر قرار دادهاند.
متاسفانه در جامعه كنوني، واژه «كُفْو» كه از تعابير ديني و از بيانات پيامبر اكرم(ص) بوده و به معني هم شأن در ايمان و دين است، معني أصلي خود را از دست داده و بر خلاف ديدگاه نبي اكرم بر هر گونه تناسب به غير از تناسب ديني اطلاق ميشود! رسول خدا(ص) در حديث بسيار ارزشمندي "جوبير" را كه فردي تازه مسلمان و به لحاظ ديني بسيار متدين ولي از لحاظ پايگاه اجتماعي اقتصادي ضعيف بود، به خواستگاري دختر "زياد بن لبيد" كه شريف ترين مرد قبيلۀ بني بياضه بود فرستاد. "زياد" كه از اين پيشنهاد متعجب شده بود، به حضور رسول خدا(ص) رسيد و عذر خود را در عدم قبول اين درخواست اين گونه بيان كرد: ما تنها با افراد هم شأن خود از انصار ازدواج مي كنيم.
آنگاه رسول خدا(ص) فرمود: «يا زِيادُ! جُوَيْبِرُ مُؤمِنٌ وَ الْمُؤمِنُ كُفْوُ الْمُؤمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ فَزَوِّجْهُ يا زِيادُ وَ لا تَرْغَبْ عَنْهُ»(2) اي زياد! جويبر مومن است و مرد مومن همتاي زن مومنه و مرد مسلمان همتاي زن مسلمان است. پس دخترت را به ازدواج او درآور و از او رو برمگردان.
در اين روايت پيامبر اكرم(ص) ملاك تناسب را امور ديني و اعتقادي دانسته است. آن حضرت ايمان را كه اعتقاد قلبي همراه با اعتراف زباني و عمل جوارحي است ملاك هم شأني دو فرد مومن و اسلام را كه اقرار زباني است ملاك هماهنگي مرد و زن مسلمان دانسته است. به همين دليل است كه از امام صادق(ع) نقل شده كه: «لَوْلا اَنَّ اللّهَ خَلَقَ اَميرَالْمُؤمِنينَ لِفاطِمَةَ ما كانَ لَها كُفْؤ عَلَي الارْضِ»(3) اگر خداوند اميرالمومنين را براي فاطمه(س) نيافريده بود، براي فاطمه هم شأني در روي زمين وجود نداشت.
روشن است كه كفو در اينجا تناسب اقتصادي و اجتماعي و... نيست چون در همان زمان افرادي بودند كه از اين لحاظ با حضرت فاطمه(س) تناسب داشتند ولي به لحاظ اعتقادي، ايماني و اخلاقي تنها اميرالمومنين از اين تناسب برخوردار بود و به جهت اختلاف سطح ايماني، حتي ساير مومنين نيز حايز اين هماهنگي نبودند.
- راه شناخت اعتقاد واقعي در أمر ازدواج:
اعتقادات و باورها، جنس محكمي دارند و به خاطر هيچكس نميآيند و بروند. اگر دونفر كه با هم ازدواج ميكنند، اين تناسب را ندارند، بايد بدانند كه اعتقادات تغييري نميكند مگر براساس شناخت. بهعنوان مثال، دختري به حجاب اعتقاد ندارد. پسري با او ازدواج ميكند و ميگويد به خاطر من حجاب بگذار. ممكن است دختر بپذيرد ولي اعتقادي به آن ندارد. حجابي كه به خاطر پسر ميآيد، روزي كه دختر خاطر پسر را نخواهد و كوچكترين اختلافي پيش آيد، برداشته ميشود. عمل به دستورات ديني بدون پشتوانه اعتقاد فردي تقريبا غيرممكن است. اگر فردي بياعتقاد است، بايد ابتدا با مطالعه و تحقيق به اعتقاد محكمي برسد، نه اينكه به خاطر ديگري اعتقاد ظاهري پيدا كند. أما راههاي تشخيص عبارتند از:
در جلسه خواستگاري فقط دنبال اين نباشيد كه چه بگوييد بلكه به اين موارد نيز توجه كنيد:
توجه به گفتار و رفتار؛ شناخت و دقت در محل سكونت خانواده ايشان؛ صحبت كردن در مورد اهميت صداقت در زندگي مشترك؛ شناخت اهداف و توقعات يكديگر؛ بررسي نحوه واكنش فرد در موقعيت هايي كه عصباني مي شوند؛ اهميت راز داري و حل مشكلات بين خودتان بدون دخالت والدين و طرز لباس پوشيدن. از اين موارد تقريباً مي شود به نكات مهم در مورد مسايل اعتقادي و معنوي ايشان دست يافت.
- توصيه هاي پاياني:
1- مهمترين مصداق تناسب در ازدواج، تناسب ديني و اعتقادي است. اما با اين وجود جواناني هستند كه ضمن درك اهميت هم شأني ديني، به منظور هدايت و رشد و ارتقاي سطح ديني طرف مقابل، ميخواهند با فردي ازدواج كنند كه از اين نظر از آنها به مراتب پايينتر است.
2- در ضمن بعد ازاينكه د رجلسات خواستگاري يك شناخت كلي ايجاد شد و به طور كلي طرفين يكديگر را پسنديدند لازم است كه خانواده ها به تحقيقات كامل از هم بپردازند. اين تحقيقات مي تواند د ر محيط كاري، محل زندگي و تحقيق از دوستان و آشنايان صورت گيرد. در ضمن اگر در خانواده شان داراي عروس يا داماد هستند(يعني خواهر يا برادرشان ازدواج كرده اند) مي توانيد براي تحقيقات ازآنها نيز در مورد مسايل اعتقادي ايشان بررسي و پرس و جو كنيد.
- تذكر و نكتۀ مهم: در انتخاب همسر، تناسب اعتقادات ديني يك اصل جدي است كه به هيچ وجه نبايد آن را ناديده بگيريد. اما فكر مي كنيد حد سختگيري در اين زمينه چقدر است و تا چه حد اختلاف عقيده داشتن با همسر آينده تان ايرادي ندارد؟
خيلي ها تصور مي كنند تدين، مرتبه اي است كه آنها در آن قرار دارند بنابراين هر كسي را كه مانند آنها فكر نكند معتقد به شمار نميآورند. اين در حالي است كه دين و ايمان، داراي مراتبي است كه ممكن است هر كس در مرتبهاي از آن قرار داشته باشد.
بنابراين، اين منطق را كه «هر كسي مانند من نيست، بي ايمان است»، بايد كنار گذاشت و اختلاف رتبه افراد را پذيرفت و آن را به رسميت شناخت و به خاطر تفاوت آنان با ما، آنها را طرد نكرد. به حدّ متوسط در جامعه قانع باشيد تا بعدها نگاه ايده آل كار دستتان ندهد.
پي نوشت ها:
1. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج3، ص357، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
2. علامة مجلسي اول، روضة المتقين، ص117 ص 122.
3. شيخ صدوق، الخصال،ج 2 ص 414، قم، انتشارات اسلامي، چاپ اول، سال 1362 ه ش.
موفق و موید باشید






